لغات قرآن با حرف میم

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَزَّقْنَاهُمْ

    ترجمه مَزَّقْنَاهُمْ : آنان را متلاشی و تار ومار کردیم (“مَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ ” یعنی آنان را به شدت و به طور کامل متلاشی و تار ومار کردیم)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُزَّمِّلُ

    ترجمه مُزَّمِّلُ : جامه‏ به خود پیچیده – لفافه به خود پیچیده (در اصل متزمل بوده ، اسم فاعل از باب تفعل (تزمل) است ، و معنایش لفافه به خود پیچیده است . کسی که جامه یا چیزی به خود…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُزْنِ

    ترجمه مُزْنِ: ابر

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَزِیدٌ

    ترجمه مَزِیدٌ : زیادتر- بیشتر

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَسِّ

    ترجمه مَسِّ : تماس

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَسَّ

    ترجمه مَسَّ : رسید – تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معنای تماس گرفتن دو چیز با یکدیگر است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَسَاجِدَ

    ترجمه مَسَاجِدَ: مسجدها – سجده گاه ها- محل سجده ها (کلمه مسجد اسم مکانی است که سجده در آن انجام می‏شود ، مانند خانه‏ای که بخاطر سجده برای خدا ساخته می‏شود ، و اگر اعضاء سجده را که عبارتند از…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مِسَاسَ

    ترجمه مِسَاسَ : تماس (لا مساس : نزدیکم نشوید )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُسَافِحَاتٍ

    ترجمه مُسَافِحَاتٍ : زنان زنا کار (مسافحات به معنای زنانی است که علنا زنا می‏دهند ، و یار و دوست می‏گیرند ، و آن زنی هم که تنها یک دوست دارد جزء متخذات اخدان است ، و اضافه کرد که…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُسَافِحِینَ

    ترجمه مُسَافِحِینَ: زنان زنا کار (مسافحات به معنای زنانی است که علنا زنا می‏دهند ، و یار و دوست می‏گیرند ، و آن زنی هم که تنها یک دوست دارد جزء متخذات اخدان است ، و اضافه کرد که مردم…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مِرْفَقاً

    ترجمه مِرْفَقاً : رفتار به نرمی و معامله به لطف – گشایش – آسانی و نرمی

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مِزَاجُهُ

    ترجمه مِزَاجُهُ : افزودنیش – چاشنیش (کلمه مزاج به معنای هر چیزی است که به وسیله آن امتزاج صورت می‏گیرد)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَرْفُودُ

    ترجمه مَرْفُودُ : عطا شده (“رفد”در اصل به معنی یاور بوده و اگر عطیه را نیز رفد و مرفود خوانده‏اند به این مناسبت بوده که عطیه ، گیرنده را در برآوردن حوائجش یاری می‏دهد )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَرْفُوعِ

    ترجمه مَرْفُوعِ : بلند شده – رفعت و بلندی داده شده (چه از لحاظ مقامی و چه ازجهت مکانی)

دکمه بازگشت به بالا