لغات قرآن با حرف صاد
-
لغتنامه قرآن
صَلَوَاتِهِمْ
ترجمه صَلَوَاتِهِمْ : نمازهایشان ( صلوه در اصل به معنای دعا است)
-
لغتنامه قرآن
صَفْصَفاً
ترجمه صَفْصَفاً : زمین تختی که لیز و صاف باشد
-
لغتنامه قرآن
صَلَوٰه
ترجمه صَلَوٰه: نماز(صَلَوٰه : در اصل به معنای دعا است)
-
لغتنامه قرآن
صَفْوَانٍ
ترجمه صَفْوَانٍ : سنگ صاف و سخت ( هم معنی با کلمه صفا)
-
لغتنامه قرآن
صَلَوٰتَهُ
ترجمه صَلَوٰتَهُ: نماز او(صَلَوٰه : در اصل به معنای دعا است)
-
لغتنامه قرآن
صَکَّتْ
ترجمه صَکَّتْ: سیلی زد
-
لغتنامه قرآن
صَلُّوهُ
ترجمه صَلُّوهُ: اورا داخل کنید – اورا در مسیر جهنم قرار دهید(اصل کلمه صلو به معنای پیروی است ، و صالی جحیم به معنای دنبالهرو جهنم است ، به طوری که هر جا راه جهنم را سراغ داشته باشد به…
-
لغتنامه قرآن
صَلِّ
ترجمه صَلِّ : دعا کن – نماز بخوان (صل از صلوه و به معنای دعا است)
-
لغتنامه قرآن
صَعِقَ
ترجمه صَعِقَ : مُرد(از صعقه است که به معنای مرگ و بیهوشی و از کار افتادن حواس و بطلان ادراک میباشد )
-
لغتنامه قرآن
صَعِقاً
ترجمه صَعِقاً : بی هوش (صعقا از صعقه است که به معنای مرگ و بیهوشی و از کار افتادن حواس و بطلان ادراک میباشد )
-
لغتنامه قرآن
صَعُوداً
ترجمه صَعُوداً : گردنه صعب العبور کوه (عبارت “سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً “یعنی به زودی او را به بالا رفتن از گردنه ی عذابی بسیار سخت مجبور می کنم )
-
لغتنامه قرآن
صَعِیداً
ترجمه صَعِیداً : زمین هموار و بی علف – رویه و پوست زمین – آنچه از ظاهر زمین به چشم میخورد
-
لغتنامه قرآن
صَغَارٌ
ترجمه صَغَارٌ : کوچک کردن – خفـّت – ذلت و خواری
-
لغتنامه قرآن
صَغَتْ
ترجمه صَغَتْ : منحرف شد – از مسیر مستقیم مایل شد (صغت فعل ماضی از ماده صغو است ، و صغو به معنای میل و مایل شدن می باشد )