لغات قرآن با حرف قاف
-
لغتنامه قرآن
قَلَائِدَ
ترجمه قَلَائِدَ : قربانیهای نشاندار(کلمه قلائد جمع قلاده به معنای گردن بند است ، و درعبارت به معنای هر چیزی است مانند نعل و مثل آن ، که به عنوان نشانه ی قربانی ، به گردن حیوان میاندازند و به…
-
لغتنامه قرآن
قَلْبٌ
ترجمه قَلْبٌ : قلب ( قلب در قرآن مرکز ادراک انسان شناخته می شود و به تازگی تحقیقات علمی نیز نشان داده است در اطراف بدن هر انسانی یک میدان الکترو مغناطیسی به مرکزیت قلب وجود دارد و ادراکات انسان…
-
لغتنامه قرآن
قَلْبِکَ
ترجمه قَلْبِکَ : قلب تو( قلب در قرآن مرکز ادراک انسان شناخته می شود و به تازگی تحقیقات علمی نیز نشان داده است در اطراف بدن هر انسانی یک میدان الکترو مغناطیسی به مرکزیت قلب وجود دارد و ادراکات انسان…
-
لغتنامه قرآن
قَلَّبُواْ
ترجمه قَلَّبُواْ : وارونه و دگرگون می کنند(کلمه قلب به معنای برگرداندن چیزی از این رو به آن رو است ، و چون به باب تفعیل برود مبالغه در این عمل را میرساند ، پس تقلیب یعنی بسیار زیرورو کردن…
-
لغتنامه قرآن
قَلْبَهُ
ترجمه قَلْبَهُ : قلبش ( قلب در قرآن مرکز ادراک انسان شناخته می شود و به تازگی تحقیقات علمی نیز نشان داده است در اطراف بدن هر انسانی یک میدان الکترو مغناطیسی به مرکزیت قلب وجود دارد و ادراکات انسان…
-
لغتنامه قرآن
قَلْبِهَا
ترجمه قَلْبِهَا: قلبش ( قلب در قرآن مرکز ادراک انسان شناخته می شود و به تازگی تحقیقات علمی نیز نشان داده است در اطراف بدن هر انسانی یک میدان الکترو مغناطیسی به مرکزیت قلب وجود دارد و ادراکات انسان از…
-
لغتنامه قرآن
قَلْبِی
ترجمه قَلْبِی : قلب من ( قلب در قرآن مرکز ادراک انسان شناخته می شود و به تازگی تحقیقات علمی نیز نشان داده است در اطراف بدن هر انسانی یک میدان الکترو مغناطیسی به مرکزیت قلب وجود دارد و ادراکات…
-
لغتنامه قرآن
قَلْبَیْنِ
ترجمه قَلْبَیْنِ : دو قلب (عبارت “ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه ” کنایه است از اینکه ممکن نیست کسی دو اعتقاد متنافی و دو رأی متناقض داشته باشدو اگر دو اعتقاد متنافی دیدیم باید بدانیم که دو…
-
لغتنامه قرآن
قُلْتُ
ترجمه قُلْتُ: گفتم
-
لغتنامه قرآن
قَطِرَانٍ
ترجمه قَطِرَانٍ: چیزی سیاه رنگ و بدبو است که به شتران میمالند
-
لغتنامه قرآن
قَعُواْ
ترجمه قَعُواْ: بیفتید – فرود آیید – به رو به زمین بیفتید (“فَقَعُواْ” در اصل “فوقعوا”:(پس وقوع یابید) بوده که برای سهولت تلفظ به این شکل درآمده است و “وقوع”عبارت است از حدوث و پدید آمدن،اتفاق افتادن، قرار گرفتن و…
-
لغتنامه قرآن
قِطْعٍ
ترجمه قِطْعٍ: پاره ای – قطعه ای
-
لغتنامه قرآن
قُعُودٌ
ترجمه قُعُودٌ : نشستن (اگر مصدر باشد)- نشسته ها (جمع قاعد)
-
لغتنامه قرآن
قُطِعَ
ترجمه قُطِعَ: بریده شد