لغات قرآن با حرف قاف
-
لغتنامه قرآن
قِبَلَ
ترجمه قِبَلَ: به سوی – طاقت (درعبارت”فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا “لشکریانی که تاب رویارویی با آنان را ندارید)
-
لغتنامه قرآن
قُبُلٍ
ترجمه قُبُلٍ : جلو – روبرو- از پیش رو
-
لغتنامه قرآن
قِبْلَهَ
ترجمه قِبْلَهَ: قبله – نوعی مقابل هم قرار گرفتن – چیزی که آدمی رو به آن میکند (حالتی است که باعث میشود دو چیز مقابل هم قرار گیردو عبارت “و اجعلوا بیوتکم قبله “منظورش اینست که خانههای خود را متقابل…
-
لغتنامه قرآن
قِبْلَتَکَ
ترجمه قِبْلَتَکَ: قبله ی تو
-
لغتنامه قرآن
قِبْلَتِهِمُ
ترجمه قِبْلَتِهِمُ : قبله آنها ( حرف میم به دلیل رسیدن ساکن به تشدید حرکت گرفته است)
-
لغتنامه قرآن
قِبْلَتَهُمْ
ترجمه قِبْلَتَهُمْ : قبله آنها
-
لغتنامه قرآن
قَبْلِکَ
ترجمه قَبْلِکَ : قبل از تو
-
لغتنامه قرآن
قَالَتْ
ترجمه قَالَتْ: گفت
-
لغتنامه قرآن
قَبَائِلَ
ترجمه قَبَائِلَ: قبیله ها ( قبیله :همه افرادی که نسلشان به یک نفر می رسد)
-
لغتنامه قرآن
قَالَتِ
ترجمه قَالَتِ : گفت (در اصل “قَالَتْ ” بوده که حرف “ت”به دلیل رسیدن به ساکن حرکت گرفته است)
-
لغتنامه قرآن
قَبْرِهِ
ترجمه قَبْرِهِ: قبرش
-
لغتنامه قرآن
قَالَتَا
ترجمه قَالَتَا: آن دوزن گفتند(در عبارت “ثُمَّ ﭐسْتَوَیٰ إِلَی ﭐلسَّمَاءِ وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ﭐئْتِیَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ ” چون سماء و ارض مؤنث مجازی هستند به این شکل آمده است)
-
لغتنامه قرآن
قَبَسٍ
ترجمه قَبَسٍ: شعله ای که به وسیله نوک چوب یا مانند آن از آتشی دیگر گرفته شود
-
لغتنامه قرآن
قَالُواْ
ترجمه قَالُواْ : گفتند