لغات قرآن با حرف فا
-
لغتنامه قرآن
فَرَشْنَاهَا
ترجمه فَرَشْنَاهَا: آن را گستردیم
-
لغتنامه قرآن
فَرَضَ
ترجمه فَرَضَ : معین کرد – تعیین کرد – سهم داد – واجب گردانید (دراصل جداکردن قطعه ای از چیزی و تأثیر گذاشتن در آن قطعه معنی می دهد و در مورد واجب کردن هم چون پاره ای از حکم…
-
لغتنامه قرآن
فَرَضْتُمْ
ترجمه فَرَضْتُمْ: مقرر کردید – تعیین کردید (کلمه فرض به معنای قطع هر چیز محکم و جدا کردن بعضی از آن ، از بعضی دیگر است و به همین جهت در معنای وجوب استعمال میشود ، برای اینکه انجام دادنش…
-
لغتنامه قرآن
فَرَضْنَا
ترجمه فَرَضْنَا : واجب گردانیدیم (دراصل جداکردن قطعه ای از چیزی و تأثیر گذاشتن در آن قطعه معنی می دهد و در مورد واجب کردن هم چون پاره ای از حکم را به آن موضوع اختصاص می دهد ،استفاده می…
-
لغتنامه قرآن
فَرَضْنَاهَا
ترجمه فَرَضْنَاهَا : آن را لازم و واجب گردانیدیم (دراصل جداکردن قطعه ای از چیزی و تأثیر گذاشتن در آن قطعه معنی می دهد و در مورد واجب کردن هم چون پاره ای از حکم را به آن موضوع اختصاص…
-
لغتنامه قرآن
فُرُطاً
ترجمه فُرُطاً : تجاوز از حق و خروج از آن (از افراط به معنی اسراف و زیاده روی)
-
لغتنامه قرآن
فَرَّطتُ
ترجمه فَرَّطتُ : اهمال کاری و تقصیر و کوتاهی کردم (یکی از معانی باب تفعیل ضد معنی باب افعال است لذا تفریط به معنی کوتاهی کردن و افراط به معنی زیاده روی است)
-
لغتنامه قرآن
فَرَّطتُمْ
ترجمه فَرَّطتُمْ : اهمال کاری و تقصیر و کوتاهی کردید(یکی از معانی باب تفعیل ضد معنی باب افعال است لذا تفریط به معنی کوتاهی کردن و افراط به معنی زیاده روی است)
-
لغتنامه قرآن
فَرَّطْنَا
ترجمه فَرَّطْنَا : اهمال کاری و تقصیر و کوتاهی کردیم(یکی از معانی باب تفعیل ضد معنی باب افعال است لذا تفریط به معنی کوتاهی کردن و افراط به معنی زیاده روی است)
-
لغتنامه قرآن
فَرِحِینَ
ترجمه فَرِحِینَ : همیشه شادمانها (صفت مشبهه از فرح وچون لازمه شادمانی همیشگی در دنیا ،بی فکری و سبک مغزی است به معنی خوشگذران مست و مغرورو کسی که دچارغفلت و سبک مغزی در اثر سوء استفاده از نعمتهای الهی…
-
لغتنامه قرآن
فِرْعَوْنَ
ترجمه فِرْعَوْنَ : لقب پادشاه مصر-نام جبار و دیکتاتور نژاد قبط و پادشاه ایشان (منظور از کلمه فرعون در قرآن کریم فقط برای فرعون زمان موسی استفاده شده است)
-
لغتنامه قرآن
فَرْداً
ترجمه فَرْداً : تک ها ( فرد به معنای هر چیزی است که از یک جهت منفصل و جدای از غیر خود باشد ، و در مقابل آن زوج قرار دارد که به معنای چیزی است که از یک جهت…
-
لغتنامه قرآن
فَرْعُهَا
ترجمه فَرْعُهَا : فرعش – شاخه اش
-
لغتنامه قرآن
فِرْدَوْسِ
ترجمه فِرْدَوْسِ : بهشت – بالای بهشت (در مورد این کلمه هم ضمیر مذکر استفاده می شود وهم مؤنث و به طوری که گفته شده کلمهای است رومی به معنای بستان و بعضی هم گفتهاند کلمهای است سریانی به معنای…