لغات قرآن با حرف فا

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرْثٍ

    ترجمه فَرْثٍ : کثافاتی که در روده‏ها ست و در روده بزرگ جمع می‏شود ، ولی وقتی به خارج آمد آن را سرگین گویند (بنا به روایتی مقصود از فرث ، آن چیزی است که در شکمبه است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُرِجَتْ

    ترجمه فُرِجَتْ : شکافته شد – پاره شد (کلمه فرج به معنای پیدا شدن شکاف بین دو چیز است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرْجَهَا

    ترجمه فَرْجَهَا : عورتش – شرمگاهش (کلمه فرجه و فرج به معنای شکاف در میان دو چیز است که با آن از عورت کنایه آورده‏اند ، و در قرآن کریم هم که سرشار از اخلاق و ادب است همیشه این…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَحْشَاءِ

    ترجمه فَحْشَاءِ : اعمال زشت از قبیل زنا و امثال آن (کلمه فحش و فحشاء و فاحشه به معنای کردار و گفتار زشتی است که زشتیش بزرگ باشد . و بعید نیست که اصل در معنای آن خروج از حد…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرِحَ

    ترجمه فَرِحَ : شاد شد

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَخَّارِ

    ترجمه فَخَّارِ : سفال

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرِحٌ

    ترجمه فَرِحٌ : همیشه شادمان (صفت مشبهه از فرح وچون لازمه شادمانی همیشگی در دنیا ،بی فکری و سبک مغزی است به معنی خوشگذران ، مست و مغرورو کسی که دچارغفلت و سبک مغزی در اثر سوء استفاده از نعمتهای…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَخُورٍ

    ترجمه فَخُورٍ : کسی که زیاد افتخار و مباهات می‏کند

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرِحُواْ

    ترجمه فَرِحُواْ : شاد شدند

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَیَانِ

    ترجمه فَتَیَانِ: دو غلام – دو غلام جوان (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِتْیَانِهِ

    ترجمه فِتْیَانِهِ : غلامانش – کارگزارانش – گماشتگانش (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِتْیَهٌ

    ترجمه فِتْیَهٌ : جوانمردان (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتِیلاً

    ترجمه فَتِیلاً: نخ نازکی که در شکاف هسته ی خرما یا درون هسته ی آن است – چرکی که با مالیدن دست بر بدن به صورت فتیله در آمده (کلمه فتیل صفت مشبهه از ماده “فتل” به معنی پیچیدن است…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَجٍّ

    ترجمه فَجٍّ : راه گشاد میان دو کوه – جاده وسیع – درّه –

دکمه بازگشت به بالا