لغات قرآن با حرف فا

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُصِّلَتْ

    ترجمه فُصِّلَتْ: جزء جزء شده – مفصلاً بیان شده -در نهایت روشنی بیان شد(و مراد از تفصیل آیات قرآن در عباراتی نظیر “کِتَابٌ فُصِّلَتْ ءَایَاتُهُ “این است که اجزای آن از یکدیگر به حدّی جدا و متمایز شده ، و…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَصَّلْنَا

    ترجمه فَصَّلْنَا : جزء جزء کردیم – مفصل بیان کردیم – در نهایت روشنی بیان کردیم(و مراد از تفصیل آیات قرآن در عباراتی نظیر “کِتَابٌ فُصِّلَتْ ءَایَاتُهُ “این است که اجزای آن از یکدیگر به حدّی جدا و متمایز شده…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَصَّلْنَاهُ

    ترجمه فَصَّلْنَاهُ: آن جزء جزء کردیم – آن رامفصل بیان کردیم – آن را در نهایت روشنی بیان کردیم

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَسَادَ

    ترجمه فَسَادَ : فساد – تباهی

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَصِیلَتِهِ

    ترجمه فَصِیلَتِهِ : قبیله و قومش (وقتی از یک قبیله که همه در جد بزرگ مشترکند ، یک تیره جدا شود ، و جدی اختصاصی و جداگانه برای خود قائل شود ، آن تیره را فصیله از آن قبیله می‏گویند…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرَقْنَاهُ

    ترجمه فَرَقْنَاهُ : قسمت قسمتش کردیم – جدا جدایش کردیم (در عبارت”قُرْءَاناً فَرَقْنَاهُ “منظور این است که قرآن کریم نزد خدا تجزیه شده به آیات نبوده ، بلکه یکپارچه بوده ، بعدا آیه آیه شده ، و بتدریج نازل گردیده…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرَّقُواْ

    ترجمه فَرَّقُواْ : دسته دسته کردند – بخش بخش کردند – متفرق ساختند – پراکنده کردند

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِرُّواْ

    ترجمه فِرُّواْ : فرار کنید – بگریزید

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُرُوجٍ

    ترجمه فُرُوجٍ : سوراخها و شکافها (جمع فرجه)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُرُوجِهِمْ

    ترجمه فُرُوجِهِمْ : شرمگاههایشان (کلمه فروج جمع فرج است به معنای عورت زن و مرد است ، که مردم از بردن نام آنها شرم می‏کنند و حفظ فروج کنایه از اجتناب از ارتباط نامشروع است ، از قبیل زنا و…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُرُوجَهُنَّ

    ترجمه فُرُوجَهُنَّ: شرمگاههای آن زنان (کلمه فروج جمع فرج است به معنای عورت زن و مرد است ، که مردم از بردن نام آنها شرم می‏کنند و حفظ فروج کنایه از اجتناب از ارتباط نامشروع است ، از قبیل زنا…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرِیّاً

    ترجمه فَرِیّاً : نوظهور و عظیم

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرِیضَهِ

    ترجمه فَرِیضَهِ : مهریه -آنچه واجب شده و تخصیص یافته (دراصل جداکردن قطعه ای از چیزی و تأثیر گذاشتن در آن قطعه معنی می دهد و در مورد واجب کردن هم چون پاره ای از حکم را به آن موضوع…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَرِیقٌ

    ترجمه فَرِیقٌ : گروهی

دکمه بازگشت به بالا