لغات قرآن با حرف واو

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَزَنُوهُمْ

    ترجمه وَزَنُوهُمْ : برای آنان وزن کردند

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَزِیراً

    ترجمه وَزِیراً : وزیر (کلمه وزیر بر وزن فعیل ، از وزر – به کسره واو ، و سکون زاء – به معنای حمل سنگینی است ، و اگر وزیر را وزیر گفتند ، بدین جهت بوده که حامل ثقل…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسَطاً

    ترجمه وَسَطاً : وسط – میانه

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسَطْنَ

    ترجمه وَسَطْنَ : در وسط قرار گرفتند (در عبارت “فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً “، “بـِ”معنی “در” می دهد و اگر ضمیر “ه” به صبح برگردد معنی آیه می شود :و در آن (وقت) در میان جمعی (از دشمن) قرار گرفتند. و…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وُسْطَىٰ

    ترجمه وُسْطَىٰ: میانه – میانه تر – وسطی (کلمه وسطی مؤنث اوسط (میانه‏تر) است ، و منظور از صلوه وسطی نمازی است که در وسط نمازها قرار می‏گیرد که طبق روایات (روایاتی که از نظر علامه طباطبایی مطمئنتر بوده اند)…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسِعَ

    ترجمه وَسِعَ: وسعت یافته – شامل شده – فرا گرفته

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسِعْتَ

    ترجمه وَسِعْتَ: وسعت یافته ای – شامل شده ای- فرا گرفته ای(“رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَهً وَعِلْماً “: ای پروردگار ما از روی رحمت و دانش همه چیز رافرا گرفته ای)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسِعَتْ

    ترجمه وَسِعَتْ : وسعت یافته – شامل شده – فرا گرفته

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَرَقَهٍ

    ترجمه وَرَقَهٍ : یک برگ – برگی

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وُسْعَهَا

    ترجمه وُسْعَهَا : طاقتش – تواناییش – وسعش

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَرِقِکُمْ

    ترجمه وَرِقِکُمْ : پولتان (کلمه ورق به معنای پول است ، بعضی گفته‏اند به معنای پول نقره است ، چه سکه‏دار باشد و چه بی سکه)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسَقَ

    ترجمه وَسَقَ : جمع کرد – گرد هم آورد (فعل ماضی “وسق” معنای جمع شدن چند چیز متفرق را می‏دهد و عبارت “وَﭐللَّیْلِ وَمَا وَسَقَ ” یعنی :به شب سوگند ، که آنچه در روز متفرق شده را جمع می‏کند…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَرِیدِ

    ترجمه وَرِیدِ : رگ گردن (کلمه ورید به معنای رگی است که از قلب جدا شده و در تمامی بدن منتشر می‏شود ، و خون در آن جریان دارد . بعضی هم گفته‏اند : به معنای رگ گردن و حلق…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    وَسْوَاسِ

    ترجمه وَسْوَاسِ : وسوسه گر (وسوسه در لغت به معنای دعوت کردن به امری است به آهستگی و پنهانی)

دکمه بازگشت به بالا