لغات قرآن با حرف واو
-
لغتنامه قرآن
وُلِدَ
ترجمه وُلِدَ : زاده شد
-
لغتنامه قرآن
وِلْدَانٌ
ترجمه وِلْدَانٌ : فرزندان – نوجوانان (جمع وَلد. در عبارت “یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ ” طواف کردن نوجوانان بهشتی بر پیرامون مقربین کنایه است از حسن خدمتگزاری آنان. صفت مخلدون (جاودانی شده ها)برای ولدان به این معنی است که آن…
-
لغتنامه قرآن
وُلِدتُّ
ترجمه وُلِدتُّ: زاده شدم (حرف دال و تا به دلیل تشابه تلفظ در هم ادغام شده اند)
-
لغتنامه قرآن
وَلَدْنَهُمْ
ترجمه وَلَدْنَهُمْ : آنان را زاییدند
-
لغتنامه قرآن
وَقُودِ
ترجمه وَقُودِ: هیزم – آتش گیرانه (ماده سوختنی مثل هیزم یا آنچه باعث سوختن شود مثل فندک)
-
لغتنامه قرآن
وَلَدِهِ
ترجمه وَلَدِهِ : فرزند آن مرد
-
لغتنامه قرآن
وَقُودُهَا
ترجمه وَقُودُهَا : هیزمش – آتش گیرانه اش (وقود:ماده سوختنی مثل هیزم یا آنچه باعث سوختن شود مثل فندک)
-
لغتنامه قرآن
وَلَدِهَا
ترجمه وَلَدِهَا : فرزند آن زن
-
لغتنامه قرآن
وَکَزَهُ
ترجمه وَکَزَهُ : با تمامی کف دست به اوزد(کلمه وکز به معنای طعن و دفع و زدن با تمامی کف دست میباشد )
-
لغتنامه قرآن
وَلَّوْاْ
ترجمه وَلَّوْاْ : برگشتند
-
لغتنامه قرآن
وَقَاهُ
ترجمه وَقَاهُ : او را حفظ کرد – او را نگه داشت
-
لغتنامه قرآن
وَقَاهُمُ
ترجمه وَقَاهُمُ : آنان را حفظ کرد – آنان را نگه داشت (حرف میم به دلیل تقارن با حرف ساکن یا تشدید دار کلمه بعد حرکت گرفته است)
-
لغتنامه قرآن
وَقَاهُمْ
ترجمه وَقَاهُمْ : آنان را حفظ کرد – آنان را نگه داشت
-
لغتنامه قرآن
وَقَبَ
ترجمه وَقَبَ : داخل شد