لغات قرآن با حرف فا
-
لغتنامه قرآن
فَتَاهَا
ترجمه فَتَاهَا : خدمتگزارش – غلام جوانش (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است )
-
لغتنامه قرآن
فَتَنتُمْ
ترجمه فَتَنتُمْ : در بلا و هلاکت افکندید (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر چیز…
-
لغتنامه قرآن
فَتَحَ
ترجمه فَتَحَ : پرده برداشت – حل نمود- گشود- باز کرد( از فتح به معنای برداشتن قفل و حل اشکال است)
-
لغتنامه قرآن
فُتِنتُم
ترجمه فُتِنتُم : مورد امتحان قرار گرفتید – امتحان شدید(کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر…
-
لغتنامه قرآن
فَتْحِ
ترجمه فَتْحِ : برداشتن قفل و حل اشکال – پیروزی
-
لغتنامه قرآن
فُتِحَتِ
ترجمه فُتِحَتِ : باز شد (در اصل “فُتِحَتْ” بوده که به دلیل رسیدن ساکن به تشدید در عبارت “فُتِحَتِ ﭐلسَّمَاءُ ” حرف “ت” حرکت گرفته است )
-
لغتنامه قرآن
فُتِحَتْ
ترجمه فُتِحَتْ : بازشد
-
لغتنامه قرآن
فَاعِلِینَ
ترجمه فَاعِلِینَ : انجام دهندگان
-
لغتنامه قرآن
فَاقِرَهٌ
ترجمه فَاقِرَهٌ : آسیب دیدن ستون فقرات (از ماده فقر است )
-
لغتنامه قرآن
فَاقِـعٌ
ترجمه فَاقِـعٌ: زرد روشن
-
لغتنامه قرآن
فَاکِهَهٍ
ترجمه فَاکِهَهٍ : میوه (هر میوهای که به عنوان دسر خورده میشود ، نه به عنوان غذا)
-
لغتنامه قرآن
فَاکِهُونَ
ترجمه فَاکِهُونَ : خوش و شیرین کامان – آنان که با سخنانی که مایه خوشحالی وخنده است با یکدیگر سخن می گویند (کلمه فاکه اسم فاعل از مصدر فکاهت است که به معنای گفت و شنودی است که مایه خوشحالی…
-
لغتنامه قرآن
فَارِقَاتِ
ترجمه فَارِقَاتِ: جدا کننده ها
-
لغتنامه قرآن
فَاکِهِینَ
ترجمه فَاکِهِینَ : خوش و شیرین کامان – آنان که با سخنانی که مایه خوشحالی وخنده است با یکدیگر سخن می گویند (کلمه فاکه اسم فاعل از مصدر فکاهت است که به معنای گفت و شنودی است که مایه خوشحالی…