لغات قرآن با حرف فا

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِتْیَانِهِ

    ترجمه فِتْیَانِهِ : غلامانش – کارگزارانش – گماشتگانش (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَنَّاکَ

    ترجمه فَتَنَّاکَ : تو را آزمودیم (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر چیز در آتش…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَنَّاهُ

    ترجمه فَتَنَّاهُ : او را را آزمودیم (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر چیز در…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِتْنَهٌ

    ترجمه فِتْنَهٌ : وسیله آزمایش – گرفتاری که جنبه آزمایش دارد – وسیله و سبب عذاب – عذاب (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ،…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَّاحُ

    ترجمه فَتَّاحُ : حلال مشکلات- بسیار گشاینده ها- بسیارباز کننده ها(فتّاح صیغه مبالغه از فتح به معنای برداشتن قفل و حل اشکال است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِتْنَتُکَ

    ترجمه فِتْنَتُکَ : آزمایش تو (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر چیز در آتش و…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَاهُ

    ترجمه فَتَاهُ : خدمتگزارش – غلام جوانش (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فِتْنَتَکُمْ

    ترجمه فِتْنَتَکُمْ : عذابتان (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر چیز در آتش و یا…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَاهَا

    ترجمه فَتَاهَا : خدمتگزارش – غلام جوانش (فتی به معنای غلام جوان و فتاه به معنای کنیز جوان است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَنتُمْ

    ترجمه فَتَنتُمْ : در بلا و هلاکت افکندید (کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر چیز…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتَحَ

    ترجمه فَتَحَ : پرده برداشت – حل نمود- گشود- باز کرد( از فتح به معنای برداشتن قفل و حل اشکال است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُتِنتُم

    ترجمه فُتِنتُم : مورد امتحان قرار گرفتید – امتحان شدید(کلمه فتن در اصل به معنای این عمل بوده که طلا را در آتش کنند تا خوبی و بدیش معلوم شود ، آن وقت استعمالش را توسعه داده داخل کردن هر…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فَتْحِ

    ترجمه فَتْحِ : برداشتن قفل و حل اشکال – پیروزی

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    فُتِحَتِ

    ترجمه فُتِحَتِ : باز شد (در اصل “فُتِحَتْ” بوده که به دلیل رسیدن ساکن به تشدید در عبارت “فُتِحَتِ ﭐلسَّمَاءُ ” حرف “ت” حرکت گرفته است )

دکمه بازگشت به بالا