لغات قرآن با حرف واو
-
لغتنامه قرآن
وَجْهِیَ
ترجمه وَجْهِیَ : چهره ام -رویم – صورتم (وجه هر چیزی به معنای ناحیهای از آن چیز است که با آن با غیر روبرو میشود و ارتباطی با آن دارد ، همچنان که وجه هر جسمی سطح بیرون آن است…
-
لغتنامه قرآن
وَجِیهاً
ترجمه وَجِیهاً : آبرومند – مقبول
-
لغتنامه قرآن
وَحْدَهُ
ترجمه وَحْدَهُ: او یکی است – تنها او
-
لغتنامه قرآن
وَثَاقَهُ
ترجمه وَثَاقَهُ: به بند کشیدن او (وَثاق به وسیلههایی که با آنها چیزی را میبندند می گویند)
-
لغتنامه قرآن
وَجِلَتْ
ترجمه وَجِلَتْ : ترسید
-
لغتنامه قرآن
وُثْقَیٰ
ترجمه وُثْقَیٰ: محکم ترین – با اعتماد ترین
-
لغتنامه قرآن
وَجَبَتْ
ترجمه وَجَبَتْ: سقوط کرد (کلمه وجوب به معنای سقوط است . وقتی میگویند وجبت الشمس معنایش این است که آفتاب غروب کرد و منظور از وجوبِ جنوب(پهلوها) قربانی در عبارت “فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا” این است که با پهلو به زمین…
-
لغتنامه قرآن
وُجِدَ
ترجمه وُجِدَ: یافته شده
-
لغتنامه قرآن
وَجَدَ
ترجمه وَجَدَ : یافت
-
لغتنامه قرآن
وَجَدَا
ترجمه وَجَدَا : آن دو نفر یافتند
-
لغتنامه قرآن
وَجَدْتُ
ترجمه وَجَدْتُ: یافتم
-
لغتنامه قرآن
وَجَدتُّم
ترجمه وَجَدتُّم: یافتید (حرف دال و ت به دلیل تشابه تلفظ برای سهولت در هم ادغام شده اند)
-
لغتنامه قرآن
وَجَدتُّمُوهُمْ
ترجمه وَجَدتُّمُوهُمْ: آنان را یافتید (حرف دال و ت به دلیل تشابه تلفظ برای سهولت در هم ادغام شده اند)
-
لغتنامه قرآن
وَجَدَکَ
ترجمه وَجَدَکَ : تو را یافت