لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مَوَدَّهِ
ترجمه مَوَدَّهِ: محبتی که اثرش در مقام عمل ظاهرشود(در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع ، چون خضوع آن خشوعی را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود ، به خلاف خشوع که به معنای…
-
لغتنامه قرآن
مَوْراً
ترجمه مَوْراً : به شکل پیچ وتاب خوردن و محو شدن دود – به شکل جریان سریع (کلمه مور – به به معنای تردد و آمد و رفت چیزی چون دود است ، همچنان که دود در فضا میپیچد و…
-
لغتنامه قرآن
مَوَالِیَ
ترجمه مَوَالِیَ: وارثان – خویشاوندان (کلمه موالی جمع “مولی” است که در اصل به معنی ولی و سرپرست است ولی بسته به محل استعمال آن معانی از قبیل دوست، یاور، قوم و خویش ، وارث یا صاحب نیز می دهد…
-
لغتنامه قرآن
مَوْرُودُ
ترجمه مَوْرُودُ : آبی که به لب آن رسیده اند- آنچه در آن وارد می شوند (بِئْسَ ﭐلْوِرْدُ ﭐلْمَوْرُودُ :بد سهمی است [آتشی] که در آن وارد میشود.کلمه وَرَد در اصل لغت به معنای قصد رفتن بسوی آب است و…
-
لغتنامه قرآن
مَوَالِیکُمْ
ترجمه مَوَالِیکُمْ: دوستان شما(کلمه موالی جمع “مولی” است که در اصل به معنی ولی و سرپرست است ولی بسته به محل استعمال آن معانی از قبیل دوست، یاور، قوم و خویش ، وارث یا صاحب نیز می دهد که در…
-
لغتنامه قرآن
مُورِیَاتِ
ترجمه مُورِیَاتِ : جرقه جهانندگان (موریات جمع اسم فاعل از مصدر ایراء است ، که به معنای برون کردن آتش از سنگ چخماق است )
-
لغتنامه قرآن
مَوْبِقاً
ترجمه مَوْبِقاً: محل هلاکت – مهلکه (اسم مکان از ماده وبق است که مصدرش وبوق به معنای هلاکت است)
-
لغتنامه قرآن
مَوْزُونٍ
ترجمه مَوْزُونٍ : موزون – متناسب – چیزی که با اندازه گیری و حساب دقیق ساخته شده (کلمه موزون از وزن و به معنای سنجیدن اجسام از جهت سنگینی است ، لیکن آن را عمومیت داده و در اندازهگیری هر…
-
لغتنامه قرآن
مَوْتُ
ترجمه مَوْتُ: مرگ – مردن (کلمه موت به معنای نداشتن حیات واز آثار حیات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خدای عز و جل فرموده : و کنتم…
-
لغتنامه قرآن
مُوسِعِ
ترجمه مُوسِعِ: کسی که دارای وسعت مالی است
-
لغتنامه قرآن
مَوْتَهَ
ترجمه مَوْتَهَ : مرگ – مردن (کلمه موت به معنای نداشتن حیات واز آثار حیات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خدای عز و جل فرموده : و…
-
لغتنامه قرآن
مَوْتَتَنَا
ترجمه مَوْتَتَنَا: مرگ ما- مردن ما(کلمه موت به معنای نداشتن حیات واز آثار حیات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خدای عز و جل فرموده : و کنتم…
-
لغتنامه قرآن
مُنِیبِینَ
ترجمه مُنِیبِینَ: روی آورندگان
-
لغتنامه قرآن
مُنِیرِ
ترجمه مُنِیرِ : روشن کننده – روشنگر (اسم فاعل از أنارَ)