لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مَّوْعِدَهٍ
ترجمه مَّوْعِدَهٍ: محل وعده – زمان وعده – وعده
-
لغتنامه قرآن
مَوْعِدَکَ
ترجمه مَوْعِدَکَ : محل وعده تو – زمان وعده تو
-
لغتنامه قرآن
مَوْعِدُکُمْ
ترجمه مَوْعِدُکُمْ: محل وعده شما – زمان وعده شما
-
لغتنامه قرآن
مَوْعِدُهُ
ترجمه مَوْعِدُهُ : محل وعده او – زمان وعده او
-
لغتنامه قرآن
مَوْعِدُهُمْ
ترجمه مَوْعِدُهُمْ: محل وعده آنها – زمان وعده آنها
-
لغتنامه قرآن
مَوْعِدِی
ترجمه مَوْعِدِی : محل وعده من – زمان وعده من
-
لغتنامه قرآن
مَوَالِیکُمْ
ترجمه مَوَالِیکُمْ: دوستان شما(کلمه موالی جمع “مولی” است که در اصل به معنی ولی و سرپرست است ولی بسته به محل استعمال آن معانی از قبیل دوست، یاور، قوم و خویش ، وارث یا صاحب نیز می دهد که در…
-
لغتنامه قرآن
مُورِیَاتِ
ترجمه مُورِیَاتِ : جرقه جهانندگان (موریات جمع اسم فاعل از مصدر ایراء است ، که به معنای برون کردن آتش از سنگ چخماق است )
-
لغتنامه قرآن
مَوْبِقاً
ترجمه مَوْبِقاً: محل هلاکت – مهلکه (اسم مکان از ماده وبق است که مصدرش وبوق به معنای هلاکت است)
-
لغتنامه قرآن
مَوْزُونٍ
ترجمه مَوْزُونٍ : موزون – متناسب – چیزی که با اندازه گیری و حساب دقیق ساخته شده (کلمه موزون از وزن و به معنای سنجیدن اجسام از جهت سنگینی است ، لیکن آن را عمومیت داده و در اندازهگیری هر…
-
لغتنامه قرآن
مَوْتُ
ترجمه مَوْتُ: مرگ – مردن (کلمه موت به معنای نداشتن حیات واز آثار حیات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خدای عز و جل فرموده : و کنتم…
-
لغتنامه قرآن
مُوسِعِ
ترجمه مُوسِعِ: کسی که دارای وسعت مالی است
-
لغتنامه قرآن
مَوْتَهَ
ترجمه مَوْتَهَ : مرگ – مردن (کلمه موت به معنای نداشتن حیات واز آثار حیات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خدای عز و جل فرموده : و…
-
لغتنامه قرآن
مَوْتَتَنَا
ترجمه مَوْتَتَنَا: مرگ ما- مردن ما(کلمه موت به معنای نداشتن حیات واز آثار حیات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خدای عز و جل فرموده : و کنتم…