لغات قرآن با حرف قاف
-
لغتنامه قرآن
قُرُونُ
ترجمه قُرُونُ : نسلها ( جمع قرن به معنی مردمی که در یک زمان زندگی کنند و از جهت عصر و زمان مشترک باشند )
-
لغتنامه قرآن
قُرَی
ترجمه قُرَی: آبادیها ( جمع قریه)
-
لغتنامه قرآن
قَرِّی عَیْناً
ترجمه قَرِّی عَیْناً: چشم روشن دار (برخی گفته اند : اصل این کلمه از قر به معنای خنکی و سردی گرفته شده و معنای قرت عینه این است که : دیدگانش خنک شد و از آن حرارتی که در اثر…
-
لغتنامه قرآن
قَرِیبٌ
ترجمه قَرِیبٌ : نزدیک
-
لغتنامه قرآن
قَرْیَهٍ
ترجمه قَرْیَهٍ : آبادی
-
لغتنامه قرآن
قُرْبَیٰ
ترجمه قُرْبَیٰ : نزدیکان – خویشاوندان (جمع أقرب)
-
لغتنامه قرآن
قَرْیَتِکَ
ترجمه قَرْیَتِکَ : آبادی تو – قریه ی تو
-
لغتنامه قرآن
قُرَّهَ أَعْیُنٍ
ترجمه قُرَّهَ أَعْیُنٍ: روشنی چشمها (برخی گفته اند : اصل این کلمه از قر به معنای خنکی و سردی گرفته شده و معنای قرت عینه این است که : دیدگانش خنک شد و از آن حرارتی که در اثر درد…
-
لغتنامه قرآن
قَرْیَتِکُمْ
ترجمه قَرْیَتِکُمْ: آبادی شما
-
لغتنامه قرآن
قُرَّتُ عَیْنٍ
ترجمه قُرَّتُ عَیْنٍ : روشنی چشم (برخی گفته اند : اصل این کلمه از قر به معنای خنکی و سردی گرفته شده و معنای قرت عینه این است که : دیدگانش خنک شد و از آن حرارتی که در اثر…
-
لغتنامه قرآن
قَرْیَتِنَا
ترجمه قَرْیَتِنَا: آبادی ما
-
لغتنامه قرآن
قَرْحٌ
ترجمه قَرْحٌ : جراحت – اثری است که از جراحت و آسیب وارده بر بدن به خاطر برخورد با برّندهای از خارج باقی میماند
-
لغتنامه قرآن
قَرْیَتَیْنِ
ترجمه قَرْیَتَیْنِ : دو آبادی (منظور در عبارت”ﭐلْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ ” مکه و طائف است )
-
لغتنامه قرآن
قِرَدَهً
ترجمه قِرَدَهً : میمونها(جمع قرد )