لغات قرآن با حرف فا
-
لغتنامه قرآن
فَصَلَتِ
ترجمه فَصَلَتِ: جدا شد – بیرون رفت (در عبارت “لَمَّا فَصَلَتِ ﭐلْعِیرُ ” یعنی کاروان از مبدأ جداشد یا به راه افتاد. کسره “ت” نیز به دلیل رسیدن دو ساکن به هم می باشد)
-
لغتنامه قرآن
فُصِّلَتْ
ترجمه فُصِّلَتْ: جزء جزء شده – مفصلاً بیان شده -در نهایت روشنی بیان شد(و مراد از تفصیل آیات قرآن در عباراتی نظیر “کِتَابٌ فُصِّلَتْ ءَایَاتُهُ “این است که اجزای آن از یکدیگر به حدّی جدا و متمایز شده ، و…
-
لغتنامه قرآن
فَصَّلْنَا
ترجمه فَصَّلْنَا : جزء جزء کردیم – مفصل بیان کردیم – در نهایت روشنی بیان کردیم(و مراد از تفصیل آیات قرآن در عباراتی نظیر “کِتَابٌ فُصِّلَتْ ءَایَاتُهُ “این است که اجزای آن از یکدیگر به حدّی جدا و متمایز شده…
-
لغتنامه قرآن
فَصَّلْنَاهُ
ترجمه فَصَّلْنَاهُ: آن جزء جزء کردیم – آن رامفصل بیان کردیم – آن را در نهایت روشنی بیان کردیم
-
لغتنامه قرآن
فَسَادَ
ترجمه فَسَادَ : فساد – تباهی
-
لغتنامه قرآن
فَصِیلَتِهِ
ترجمه فَصِیلَتِهِ : قبیله و قومش (وقتی از یک قبیله که همه در جد بزرگ مشترکند ، یک تیره جدا شود ، و جدی اختصاصی و جداگانه برای خود قائل شود ، آن تیره را فصیله از آن قبیله میگویند…
-
لغتنامه قرآن
فَسَدَتِ
ترجمه فَسَدَتِ : تباه شد – فاسد شد (در عباراتی نظیر “لَّفَسَدَتِ ﭐلْأَرْضُ “فَسَدَتْ” بوده که به دلیل رسیدن دو ساکن به هم کسره گرفته است)
-
لغتنامه قرآن
فِضَّهٍ
ترجمه فِضَّهٍ : نقره
-
لغتنامه قرآن
فَسَدَتَا
ترجمه فَسَدَتَا : آن دو تباه شدند – آن دو فاسد شدند
-
لغتنامه قرآن
فَضْلِ
ترجمه فَضْلِ : زیادی و فزونی در کارهای ستوده – بخششی که به دلیل استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته ، صورت نمی گیرد بلکه از زیادی کرم شخص بخشنده است (کلمه فضل مانند کلمه فضول به معنای زیادی است…
-
لغتنامه قرآن
فَسَقَ
ترجمه فَسَقَ : نافرمانی کرد – از محدوده اطاعت خارج شد(فسق در اصل به معنای بیرون شدن هسته خرما از پوسته است، لذا “فاسق ” به کسی می گویند که از بندگی پروردگار بیرون رفته است )
-
لغتنامه قرآن
فَضَّلَ
ترجمه فَضَّلَ : فضیلت داد – برتری بخشید – فزونی داد
-
لغتنامه قرآن
فِسْقٌ
ترجمه فِسْقٌ : نافرمانی – خروج از محدوده اطاعت (فسق در اصل به معنای بیرون شدن هسته خرما از پوسته است، لذا “فاسق ” به کسی می گویند که از بندگی پروردگار بیرون رفته است )
-
لغتنامه قرآن
فَسَقُواْ
ترجمه فَسَقُواْ : نافرمانی کردند – از محدوده اطاعت خارج شدند(فسق در اصل به معنای بیرون شدن هسته خرما از پوسته است، لذا “فاسق ” به کسی می گویند که از بندگی پروردگار بیرون رفته است )