لغات قرآن با حرف زا
-
لغتنامه قرآن
زَعَمْتُمْ
ترجمه زَعَمْتُمْ : پنداشتید (زعم به معنای مطلق اعتقاد است ، لیکن بیشتر در اعتقاد باطل استعمال شده)
-
لغتنامه قرآن
زُلْفَهً
ترجمه زُلْفَهً : نزدیک
-
لغتنامه قرآن
زَعْمِهِمْ
ترجمه زَعْمِهِمْ : اعتقادشان – پندارشان (زعم به معنای مطلق اعتقاد است ، لیکن بیشتر در اعتقاد باطل استعمال شده)
-
لغتنامه قرآن
زَعِیمٌ
ترجمه زَعِیمٌ : ضامن – عهده دار (زعیم کسی است که قائم به امری و متصدی انجام آن باشد)
-
لغتنامه قرآن
زُخْرُفَهَا
ترجمه زُخْرُفَهَا : زینتش – کمال زیبایی اش (کلمه زخرف به معنای کمال زیبایی هر چیز است و از همین جهت طلا را هم زخرف میگویند )
-
لغتنامه قرآن
زِدْ
ترجمه زِدْ: بیفزا – زیاد کن
-
لغتنامه قرآن
زِدْنَاهُمْ
ترجمه زِدْنَاهُمْ : به آنان افزودیم
-
لغتنامه قرآن
زِدْنِی
ترجمه زِدْنِی : به من بیفزا
-
لغتنامه قرآن
زِدْهُ
ترجمه زِدْهُ : به او بیفزا
-
لغتنامه قرآن
زَرَابِیُّ
ترجمه زَرَابِیُّ : فرشهای فاخر (جمع زربیه به معنای بساط فاخر است )
-
لغتنامه قرآن
زَبَدٌ
ترجمه زَبَدٌ : کف جوشان و کثافتی که روی مایع جوشیده مینشیند
-
لغتنامه قرآن
زُرَّاعَ
ترجمه زُرَّاعَ : زارعان – کشاورزان
-
لغتنامه قرآن
زُبَرَ
ترجمه زُبَرَ : قطعه ها – جمع زبره و زُبره به معنای قطعه است .
-
لغتنامه قرآن
زُرْتُمُ
ترجمه زُرْتُمُ : زیارت کردید(عبارت “زُرْتُمُ ﭐلْمَقَابِرَ ” هم کنایه از مردن می تواند باشد و هم به دیدن قبرها رفتن)