لغات قرآن با حرف میم

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَهَّدتُّ

    ترجمه مَهَّدتُّ: تهیه کردم – فراهم نمودم – بستر سازی نمودم(از تمهید که مجازاً در مورد گستردگی مال و جاه و رو به راهی زندگی استعمال می‏شود )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَهْزُومٌ

    ترجمه مَهْزُومٌ: شکست خورده – بیچاره شده (کلمه مهزوم از هزیمت به معنای خذلان و بیچارگی است. آیه “جُندٌ مَّا هُنَالِکَ مَهْزُومٌ مِّنَ ﭐلْأَحْزَابِ” یعنی : اینان لشکری ناچیز و اندک [از احزاب کفر و شرک] اند که در آنجا…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُهْطِعِینَ

    ترجمه مُهْطِعِینَ : چشم دوخته های شتابان (کلمه مهطع به معنای کسی است که با نگاه خود به چیزی خیره شود ، و چشم از آن برندارد ، و این قسم نظر کردن خاص دشمنان است و نیز به معنای…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُهْلِ

    ترجمه مُهْلِ : خلط و دُرد زیتون – مس مُذاب

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَهِّلِ

    ترجمه مَهِّلِ : مهلت بده

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَهْلِکَ

    ترجمه مَهْلِکَ: زمان هلاک شدن – مکان هلاک شدن (“مَا شَهِدْنَا مَهْلِکَ أَهْلِهِ” : ما زمان هلاک شدن خانواده اش حضور نداشتیم)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُهْلِکَ

    ترجمه مُهْلِکَ : هلاک کننده

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُهْلِکُواْ

    ترجمه مُهْلِکُواْ : هلاک کننده ها( در اصل مهلکون بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَوْقُوذَهُ

    ترجمه مَوْقُوذَهُ : حیوانی که در اثر کتک زدن بمیرد ، آنقدر او را بزنند تا مردار شود

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مِهَادُ

    ترجمه مِهَادُ: فرش – هر گستردنی – هر بستر گسترده

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَوْقُوفُونَ

    ترجمه مَوْقُوفُونَ : بازداشت شده ها

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مُهَاناً

    ترجمه مُهَاناً : اهانت شده

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَوْلَاکُمْ

    ترجمه مَوْلَاکُمْ : ناصر و یاری کننده و پشتیبان شما که عهده دار همه ی امور مربوط به شما است – مولای شما -سرپرست و صاحب اختیارشما (کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است ، و لیکن نه…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    مَوْلَانَا

    ترجمه مَوْلَانَا: ناصر و یاری کننده و پشتیبان ما که عهده دار همه ی امور مربوط به ما است – مولای ما -سرپرست و صاحب اختیارما (کلمه مولی به معنای ناصر و یاری کننده است ، و لیکن نه هر…

دکمه بازگشت به بالا