لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مَلْجَأٍ
ترجمه مَلْجَأٍ: پناهگاه (کلمه ملجا به معنای آن نقطهای است که آدمی بدان پناهنده و متحصن میشود )
-
لغتنامه قرآن
مِلْحٌ
ترجمه مِلْحٌ : آبی که طعمش بر گشته باشد
-
لغتنامه قرآن
مَلْعُونَهَ
ترجمه مَلْعُونَهَ : لعنت شده (کلمه لعن به معنای دور کردن ملعون از رحمت است )
-
لغتنامه قرآن
مَلْعُونِینَ
ترجمه مَلْعُونِینَ : لعنت شدگان (کلمه لعن به معنای دور کردن ملعون از رحمت است )
-
لغتنامه قرآن
مُلْقُونَ
ترجمه مُلْقُونَ : افکننده ها – اندازنده ها (عبارت “أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ” یعنی هرچه قصد افکندنش را دارید بیفکنید)
-
لغتنامه قرآن
مُلْقِیَاتِ
ترجمه مُلْقِیَاتِ : القا کنندگان
-
لغتنامه قرآن
مُلَاقِیکُمْ
ترجمه مُلَاقِیکُمْ : ملاقات کننده ی شما
-
لغتنامه قرآن
مُلْقِینَ
ترجمه مُلْقِینَ : افکننده ها – اندازنده ها
-
لغتنامه قرآن
مُلَاقِیهِ
ترجمه مُلَاقِیهِ: ملاقات کننده ی او
-
لغتنامه قرآن
مَلِکٌ
ترجمه مَلِکٌ: شاه – کسی که مقام حکمرانی در نظام جامعه مختص به او است -مالک تدبیر امور مردم و اختیاردار حکومت – پادشاه
-
لغتنامه قرآن
مَلاَئِکَهُ
ترجمه مَلاَئِکَهُ: فرشتگان (جمع مَلـَک)
-
لغتنامه قرآن
مُلْکُ
ترجمه مُلْکُ: حکومت (ملک یعنی اینکه، که انسان در کار خودش و اهلش و مالش استقلال داشته باشد )
-
لغتنامه قرآن
مَلَائِکَتُهُ
ترجمه مَلَائِکَتُهُ : فرشتگانش
-
لغتنامه قرآن
مَلَإِ
ترجمه مَلَإِ: جمعیت عظیمی که بر یک نظر متفقند – اشراف و بزرگان قوم -درباریان (کلمه ملا بطوری که گفتهاند به معنای جماعتی از مردم است که بر یک نظریه اتفاق کردهاند و اگر چنین جمعیتی را ملا نامیدند برای…