معارف اسلامی

شرح دعای عهد – قسمت سیزدهم

شرح دعای عهد (قسمت سیزدهم)

وَ بِاسْمِكَ الَّذِي يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ‏؛ و به آن اسمى كه اولين و آخرين اهل عالم را به آن اصلاح و تربيت دادى
و مراد به این اسم هم یا همان اسم سابق الذکر است، یا مراد دیگری است که مظهر نور اسم اول است. نظیر کرسی و نور وجه الله، که سابقا اشاره شده. و علی ای حال مرجع آنها، در این زمان، امام است; خصوصا بعد از ظهور او، که موجب صلاح خلق می شود.
و معنی صلاح خلق اولین و آخرین به این اسم مبارک، آن است که همه بر حسب نظم حکمت، در مقامات خود قرار می گیرند. واحدی به قدر ذره ای نمی تواند که مقدم بر مقام خود، یا مؤخر از آن شود. و این معنی در پیغمبر آخرالزمان (ص) واضح است. زیرا که آن حضرت، اقدم و اشرف از کل خلق اولین و آخرین است. و همه جبه ج طفیل وجود آن بزرگوار، در روز اول به وجود آمده اند; در مقامات مختلفه خود. و در آخر هم، منتهی الیه ایشان، که آن بزرگوار بوده و خواهد بود. ولکن امام عصر همچنان که مکرر گفته ایم نائب مناب آن حضرت است.
پس در امثال این زمان، که زمان او است – سیما بعد از ظهور او – همه این فضائل، منتهی به او خواهد بود. و حقیقت صلاحیت اولین و آخرین، از بدو خلقت تا این زمان و بعد از این زمان به آن بزرگوار، این است که حقایق خلق اولین و آخرین، در هر زمانی، با آن حضرت موجودند، زیرا که ملک و سلطنت خداوندی، متحقق به ایشان است. و اگر ایشان نباشند، نقص در ملک و سلطنت و قدرت الهی – نعوذ بالله – لازم می آید و لازم می آید که در زمانی خداوند، صاحب «فیض » و «وجود» و «حکیم » نباشد. پس همه در هر زمانی هستند[؟!] (49) . پس صادق است چه در زمان خود باشد.
و چون در فقرات مذکوره از اول سؤال تا این جا، اشاره به دوام ذات و صفات و افعال خداوند شده، لهذا به تصریح، اشاره به ازلیت آنها شده، در اینکه می گویی:

پی نوشت:

49 . این فقرات همچون گفته دیگر شارح ره در مورد بدء نداشتن خلقت امام، مبتنی بر اعتقاد به قدیم بودن خلقت و این امر خود مبتنی بر ذاتی پنداشتن صفت اراده که از صفات فعل است – می باشد. و ظاهر آیات و صریح روایات وارده از ناحیه مقدسه معصومین (ع) مخالفت صریح به این اعتقاد دارند. از جمله دلایل عقلی بر رد عقیده ذاتی بودن صفت اراده و مشیت و در نتیجه قدم بودم مخلوقات، این است که:
در صورت ازلی بودن مخلوقات، به دلیل عدم نهایت زمانی، همه مخلوقات بایستی در همان اول بلااول خلق و معدوم شده باشند و لذا هیچ مخلوقی در هیچ زمان معینی نبایستی وجود داشته باشد.
و نیز خداپرستی که معتقد به قدیم بودن مخلوق است، برای خدای متعال، در قدمتش شریک قائل شده است، و این شرک است.
در ضمن، فقرات بعدی دعا تصریح در مشرب مختار دارند، اگرچه شارح -ره – آنها را تاویل به خلاف آن می کند. طالبین تفصیل و علاقه مندان به مدارک نقلی این بحث رجوع کنند به مستدرک سفینة البحار، اثر عالم فقید حاج شیخ علی نمازی شاهرودی 4/247 -253 و6/93 -96 ذیل «رود» و «شیا».

منبع: مجله: موعودخرداد و تیرماه 1376، شماره3، نقل از سایت حوزه

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا