معارف اسلامی

شرح دعای عهد – قسمت دهم

شرح دعای عهد (قسمت دهم)

وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ؛ و سؤال می کنم تو را به حق پادشاهی قدیم تو، یا مملکت قدیم تو.
و معلوم است که ملک و مملکت عالم، افعال خداوند است; که عالم خلایق باشد، که آن هم به ظهور امام متحقق می شود، که اشیاء مختلفه ظاهر می شوند. یعنی حقیقت آن ها و مراتب آنها، معلوم می شود. چنانکه گویا در عدم، مساوی بوده اند و به وجود، ممتاز از یکدیگر و مختلف شده اند; چنان که در سابق گفتیم.
و در وصف «ملک »، به «قدیم » اشاره به لزوم وجود امام است در جمیع اعصار. زیرا که مظهر ذات و کمال و افعال خداوند است. و تغییر در خداوند محال است. پس قدیم است. و ازلی است. و ابدی است. و امام هم مظهر او در جمیع آنها است. و محال است عدم او در زمانی. اگرچه بعضی اوقات ظاهر مشهور و بعض اوقات غائب مستور باشد. (47)
و همچنین اشاره به قدم خدا و لزوم وجود امام است، آنچه می گویی:

پی نوشت:

47. اگر مراد این است که خلقت امام (ص) هم بدء ندارد و ازلی می باشد، البته معنایی است که خلاف آیات و روایات است. و بحث آن در محلش بیاید. – ان شاءالله.

منبع: مجله: موعودخرداد و تیرماه 1376، شماره3، نقل از سایت حوزه

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا