لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مُسْتَضْعَفُونَ
ترجمه مُسْتَضْعَفُونَ: ضعیف شمرده شدگان (استضعاف به معنای ضعیف شمردن و توهین و بی اعتنائی به امر چیزی است)
-
لغتنامه قرآن
مُسْتَضْعَفِینَ
ترجمه مُسْتَضْعَفِینَ : ضعیف شمرده شدگان (استضعاف به معنای ضعیف شمردن و توهین و بی اعتنائی به امر چیزی است)
-
لغتنامه قرآن
مُسْتَطَرٌ
ترجمه مُسْتَطَرٌ : نوشته شده
-
لغتنامه قرآن
مُسْتَطِیراً
ترجمه مُسْتَطِیراً: بسیار فراگیر (کلمه مستطیر اسم فاعل از فعل استطار است ، که به معنای فاش کردن و منتشر کردن در اقطار است به منتها درجه انتشار ، این کلمه بلیغتر از کلمه طار است ، منظور از عبارت…
-
لغتنامه قرآن
مُزْدَجَرٌ
ترجمه مُزْدَجَرٌ : پند گیری – پند گرفتن (مصدر میمی)
-
لغتنامه قرآن
مَسَاکِینَ
ترجمه مَسَاکِینَ : فقیران و بیچارگان – مسکین ها (کلمه مسکین به معنای کسی است که از فقیر بدحالتر باشد به عبارت دیگر فقیر با برطرف شدن نیازش دیگر فقیر نیست و چه بسا غنی شود ولی مسکین کسی است…
-
لغتنامه قرآن
مُزِّقْتُمْ
ترجمه مُزِّقْتُمْ : پاره پاره شدید – قطعه قطعه شدید (از تمزیق به معنای تقطیع و تفریق است )
-
لغتنامه قرآن
مَزَّقْنَاهُمْ
ترجمه مَزَّقْنَاهُمْ : آنان را متلاشی و تار ومار کردیم (“مَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ ” یعنی آنان را به شدت و به طور کامل متلاشی و تار ومار کردیم)
-
لغتنامه قرآن
مُزَّمِّلُ
ترجمه مُزَّمِّلُ : جامه به خود پیچیده – لفافه به خود پیچیده (در اصل متزمل بوده ، اسم فاعل از باب تفعل (تزمل) است ، و معنایش لفافه به خود پیچیده است . کسی که جامه یا چیزی به خود…
-
لغتنامه قرآن
مُزْنِ
ترجمه مُزْنِ: ابر
-
لغتنامه قرآن
مَزِیدٌ
ترجمه مَزِیدٌ : زیادتر- بیشتر
-
لغتنامه قرآن
مَسِّ
ترجمه مَسِّ : تماس
-
لغتنامه قرآن
مَسَّ
ترجمه مَسَّ : رسید – تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معنای تماس گرفتن دو چیز با یکدیگر است)
-
لغتنامه قرآن
مَسَاجِدَ
ترجمه مَسَاجِدَ: مسجدها – سجده گاه ها- محل سجده ها (کلمه مسجد اسم مکانی است که سجده در آن انجام میشود ، مانند خانهای که بخاطر سجده برای خدا ساخته میشود ، و اگر اعضاء سجده را که عبارتند از…