لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مِزَاجُهَا
ترجمه مِزَاجُهَا : افزودنیش – چاشنیش (کلمه مزاج به معنای هر چیزی است که به وسیله آن امتزاج صورت میگیرد)
-
لغتنامه قرآن
مَسَاکِنُ
ترجمه مَسَاکِنُ : مسکنها – محلهای سکونت
-
لغتنامه قرآن
مُزْجَاهٍ
ترجمه مُزْجَاهٍ : اندک
-
لغتنامه قرآن
مَسَاکِنِکُمْ
ترجمه مَسَاکِنِکُمْ: مسکنهایتان – محلهای سکونت شما
-
لغتنامه قرآن
مُزَحْزِحِهِ
ترجمه مُزَحْزِحِهِ : دور کننده آن (از زحزح که به معنای این است که چیزی را به عجله و پیدرپی به سوی خود بکشی )
-
لغتنامه قرآن
مَسَاکِنِهِمْ
ترجمه مَسَاکِنِهِمْ : مسکنهای آنها – محلهای سکونت آنان
-
لغتنامه قرآن
مُزْدَجَرٌ
ترجمه مُزْدَجَرٌ : پند گیری – پند گرفتن (مصدر میمی)
-
لغتنامه قرآن
مَسَاکِینَ
ترجمه مَسَاکِینَ : فقیران و بیچارگان – مسکین ها (کلمه مسکین به معنای کسی است که از فقیر بدحالتر باشد به عبارت دیگر فقیر با برطرف شدن نیازش دیگر فقیر نیست و چه بسا غنی شود ولی مسکین کسی است…
-
لغتنامه قرآن
مُزِّقْتُمْ
ترجمه مُزِّقْتُمْ : پاره پاره شدید – قطعه قطعه شدید (از تمزیق به معنای تقطیع و تفریق است )
-
لغتنامه قرآن
مَزَّقْنَاهُمْ
ترجمه مَزَّقْنَاهُمْ : آنان را متلاشی و تار ومار کردیم (“مَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ ” یعنی آنان را به شدت و به طور کامل متلاشی و تار ومار کردیم)
-
لغتنامه قرآن
مَرُّواْ
ترجمه مَرُّواْ : گذشتند -عبورکردند
-
لغتنامه قرآن
مَرْوَهَ
ترجمه مَرْوَهَ : نام کوهی بوده در نزدیکی کعبه که یکی از اعمال حج ، هفت مرتبه طی کردن مسافت بین محل این کوه و کوه صفا است با نام سعی صفا و مروه (فاصله این دو کوه حدود ۴۲۰…
-
لغتنامه قرآن
مُرِیبٍ
ترجمه مُرِیبٍ : شک کننده (کلمه مریب اسم فاعل از ارابه میباشد که به معنای القاء شبهه در قلب است ، و اگردر عبارت “إِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ” شک را با این کلمه توصیف کرده به منظور تاکید همان…
-
لغتنامه قرآن
مِرْیَهٍ
ترجمه مِرْیَهٍ : شک و تردید