لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مَرْوَهَ
ترجمه مَرْوَهَ : نام کوهی بوده در نزدیکی کعبه که یکی از اعمال حج ، هفت مرتبه طی کردن مسافت بین محل این کوه و کوه صفا است با نام سعی صفا و مروه (فاصله این دو کوه حدود ۴۲۰…
-
لغتنامه قرآن
مُرِیبٍ
ترجمه مُرِیبٍ : شک کننده (کلمه مریب اسم فاعل از ارابه میباشد که به معنای القاء شبهه در قلب است ، و اگردر عبارت “إِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ” شک را با این کلمه توصیف کرده به منظور تاکید همان…
-
لغتنامه قرآن
مُرْسَلٌ
ترجمه مُرْسَلٌ: فرستاده شده
-
لغتنامه قرآن
مُرْضِعَهٍ
ترجمه مُرْضِعَهٍ : زن شیرده
-
لغتنامه قرآن
مُرْسِلَ
ترجمه مُرْسِلَ : فرستنده
-
لغتنامه قرآن
مَرْضَیٰ
ترجمه مَرْضَیٰ : مریضان – بیماران
-
لغتنامه قرآن
مُرْسَلَاتِ
ترجمه مُرْسَلَاتِ : فرستاده شده ها
-
لغتنامه قرآن
مَرْضِیّاً
ترجمه مَرْضِیّاً : مورد رضایت – آن کس یا چیزی که ازاو راضی اند
-
لغتنامه قرآن
مُرْسِلَهٌ
ترجمه مُرْسِلَهٌ: فرستنده
-
لغتنامه قرآن
مُرْسِلُواْ
ترجمه مُرْسِلُواْ: فرستنده ها (در اصل مرسِلون بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است )
-
لغتنامه قرآن
مُرْسَلُونَ
ترجمه مُرْسَلُونَ: فرستاده شدگان – رسولان
-
لغتنامه قرآن
مُرْسِلِینَ
ترجمه مُرْسِلِینَ: فرستنده ها
-
لغتنامه قرآن
مُرْسَلِینَ
ترجمه مُرْسَلِینَ : فرستاده شدگان – رسولان
-
لغتنامه قرآن
مُرْشِداً
ترجمه مُرْشِداً : رهبر – رشد دهنده – هدایت کننده (از کلمه رشد به معنای اصابت به واقع که مخالف غیّ و گمراهی و خطا رفتن است )