ترجمه فارسی قرآن

ترجمه سوره حشر – مکارم شیرازی

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر!

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، براى خدا تسبیح مى‏گوید; و او عزیز و حكیم است! (۱)

او كسى است كه كافران اهل كتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان) از خانه‏هایشان بیرون راند! گمان نمى‏كردید آنان خارج شوند، و خودشان نیز گمان مى‏كردند كه دژهاى محكمشان آنها را از عذاب الهى مانع مى‏شود; اما خداوند از آنجا كه گمان نمى‏كردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افكند، بگونه‏اى كه خانه‏هاى خود را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران مى‏كردند; پس عبرت بگیرید اى صاحبان چشم! (۲)

و اگر نه این بود كه خداوند ترك وطن را بر آنان مقرر داشته بود، آنها را در همین دنیا مجازات مى‏كرد; و براى آنان در آخرت نیز عذاب آتش است! (۳)

این به خاطر آن است كه آنها با خدا و رسولش دشمنى كردند; و هر كس با خدا دشمنى كند (باید بداند) كه خدا مجازات شدیدى دارد! (۴)

هر درخت باارزش نخل را قطع كردید یا آن را به حال خود واگذاشتید، همه به فرمان خدا بود; و براى این بود كه فاسقان را خوار و رسوا كند! (۵)

و آنچه را خدا از آنان ( یهود) به رسولش بازگردانده (و بخشیده) چیزى است كه شما براى به دست آوردن آن (زحمتى نكشیدید،) نه اسبى تاختید و نه شترى; ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلط مى‏سازد; و خدا بر هر چیز توانا است! (۶)

آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا كنید)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نمایید; و از (مخالفت) خدا بپرهیزید كه خداوند كیفرش شدید است! (۷)

این اموال براى فقیران مهاجرانى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالى كه فضل الهى و رضاى او را مى‏طلبند و خدا و رسولش را یارى مى‏كنند; و آنها راستگویانند! (۸)

و براى كسانى است كه در این سرا ( سرزمین مدینه) و در سراى ایمان پیش از مهاجران مسكن گزیدند و كسانى را كه به سویشان هجرت كنند دوست مى‏دارند، و در دل خود نیازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‏كنند و آنها را بر خود مقدم مى‏دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند; كسانى كه از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده‏اند رستگارانند! (۹)

(همچنین) كسانى كه بعد از آنها ( بعد از مهاجران و انصار) آمدند و مى‏گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و كینه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمى!» (۱۰)

آیا منافقان را ندیدى كه پیوسته به برادران كفارشان از اهل كتاب مى‏گفتند: «هرگاه شما را (از وطن) بیرون كنند، ما هم با شما بیرون خواهیم رفت و هرگز سخن هیچ كس را درباره شما اطاعت نخواهیم كرد; و اگر با شما پیكار شود، یاریتان خواهیم نمود!» خداوند شهادت مى‏دهد كه آنها دروغگویانند! (۱۱)

اگر آنها را بیرون كنند با آنان بیرون نمى‏روند، و اگر با آنها پیكار شود یاریشان نخواهند كرد، و اگر یاریشان كنند پشت به میدان كرده فرار مى‏كنند; سپس كسى آنان را یارى نمى‏كند! (۱۲)

وحشت از شما در دلهاى آنها بیش از ترس از خداست; این به خاطر آن است كه آنها گروهى نادانند! (۱۳)

آنها هرگز با شما بصورت گروهى نمى‏جنگند جز در دژهاى محكم یا از پشت دیوارها! پیكارشان در میان خودشان شدید است، (اما در برابر شما ضعیف!) آنها را متحد مى‏پندارى، در حالى كه دلهایشان پراكنده است; این به خاطر آن است كه آنها قومى هستند كه تعقل نمى‏كنند! (۱۴)

كار این گروه از یهود همانند كسانى است كه كمى قبل از آنان بودند، طعم تلخ كار خود را چشیدند و براى آنها عذابى دردناك است! (۱۵)

كار آنها همچون شیطان است كه به انسان گفت: «كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم)!» اما هنگامى كه كافر شد گفت: «من از تو بیزارم، من از خداوندى كه پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)

سرانجام كارشان این شد كه هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن مى‏مانند; و این است كیفر ستمكاران! (۱۷)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید; و هر كس باید بنگرد تا براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده; و از خدا بپرهیزید كه خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است! (۱۸)

و همچون كسانى نباشید كه خدا را فراموش كردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشى‏» گرفتار كرد، آنها فاسقانند. (۱۹)

هرگز دوزخیان و بهشتیان یكسان نیستند; اصحاب بهشت رستگار و پیروزند! (۲۰)

اگر این قرآن را بر كوهى نازل مى‏كردیم، مى‏دیدى كه در برابر آن خاشع مى‏شود و از خوف خدا مى‏شكافد! اینها مثالهایى است كه براى مردم مى‏زنیم، شاید در آن بیندیشید! (۲۱)

او خدایى است كه معبودى جز او نیست، داناى آشكار و نهان است، و او رحمان و رحیم است! (۲۲)

و خدایى است كه معبودى جز او نیست، حاكم و مالك اصلى اوست، از هر عیب منزه است، به كسى یتم نمى‏كند، امنیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندى شكست‏ناپذیر كه با اراده نافذ خود هر امرى را اصلاح مى‏كند، و شایسته عظمت است; خداوند منزه است از آنچه شریك براى او قرارمى‏دهند! (۲۳)

او خداوندى است خالق، آفریننده‏اى بى‏سابقه، و صورتگرى (بى‏نظیر); براى او نامهاى نیك است; آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او مى‏گویند; و او عزیز و حكیم است! (۲۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا