معارف اسلامی

تاریخچه حجاب در ایران

1
تاریخچه حجاب در ایران
حجاب، مسئله ای فطری است که از دیرباز در فرهنگ ملی و باستانی ما وجود داشته است. بی حجابی و کشف حجاب، از سال های بسیار دور مورد توجه استعمار جهانی بود؛ زیرا آنها فرهنگ ریشه دار ملت های اسلامی را هدف قرار داده بودند. تاریخ واقعی کشف حجاب در ایران به سال های پیش از عصر رضاخانی بازمی گردد، ولی اجرای آن، در دی ماه 1314 صورت گرفت.

1. حجاب کامل بانوان در ایران باستان:
پوشش بانوان در گذر تاریخ ، نمادی از جایگاه زن در هر فرهنگ و تمدنی است. با مطالعه تاریخ در می یابیم که زنان در مشرق زمین پوششی محکم تر و کامل تر از زنان غربی داشته و دارند و همین نشانگر این است که نگاه مردمان نسبت به زن در سرزمینی چون ایران متفاوت از دیدگاه سرزمین های غربی به مقوله « زن » بوده است. پوشش زنان در ایران باستان نشان می دهد که حجاب زنان ایرانی، حتی قبل از ورود اسلام به ایران، حجابی کامل و در جهان باستان منحصر به فرد بود.

2. پوشش سر در عصر ایرانی ـ ترکی:
در عصر ایرانی ـ ترکی، یعنی حکومت های غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان، زنان از نوعی مقنعه و چادر استفاده می کردند که تمامی سر را می پوشاند. معمولاً پیشانی، چانه و دهان را نیز پنهان می کرد و روی این مقنعه و روی پیشانی، نواری بسته می شد. نوع دیگری از این مقنعه تقریبا همچون چادر هم سر را می پوشاند و هم ادامه آن شانه ها و تقریبا تمامی بدن را پنهان می کرد. این سرپوش ها اکثرا به رنگ سفید، سبز و گاه قرمز بود.
3. پوشش زنان عصر صفوی :
شارون فرانسوی، درباره پوشش سر زنان عصر صفوی در سفرنامهاش آورده است: «پوشش سر زنان، چارقد سفیدی است که تا سر شانه می رسد و چادر سفید بلندی که فقط چشم ها از پشت آن پیداست و جلو صورت را با پارچه مُشبّک دست باف یا توری می بندند. در منزل هم زنان سر خود را می پوشانند و تا روی سینه آنها پوشیده است».
در سفرنامه الئاریوس نیز در این باره آمده است: «زنان هنگامی که از خانه خارج می شوند، صورت خود را با تور سفید می پوشانند و چادرشان تمام بدن آنها را فرا می گیرد و فقط چشمان آنها باز است.» این توصیف ها، اهمیت پوشش را از نگاه غربیان تیزبین نشان می دهد.

4. قاجاریه و کشف حجاب:
جریان غرب گرایی، ابتدا در شکل پوشش مردان ایرانی در دوران فتحعلی شاه اثر گذاشت. رفت و آمدهای هیئت های فرانسوی به دربار ایران به منظور عقد قراردادهای سیاسی ـ نظامی با دولت ایران سبب شد که دربار ایران به تدریج با تحولات سیاسی، نظامی و اجتماعی اروپا آشنا شود. فرانسویان برای نفوذ در ایران، از دربار شروع کردند و چندین خیاط فرانسوی را به دربار قاجار فرستادند. این خیاط ها، لباس هایی برای شاهزادگان قاجار می دوختند که از طرح های اروپایی مایه می گرفت و به ظاهر آنها را پیش چشم دیگران برجسته می نمود. سفر ناصرالدین شاه به اروپا، در ظواهر پوشش اندرونی زنان دگرگونی پدید آورد. البته هنوز شرایط برای تغییر پوشش زنان در بیرون خانه فراهم نشده بود. در این دوره، زنان جوان گاه روبنده را یک طرف سر جمع می کردند.

5. رضاخان و سفر ترکیه:
مهم ترین عامل پیدایش و اجرای کشف حجاب، سفر رضاشاه به ترکیه بود. اگرچه رضاشاه فکر تجددگرایی را از اوایل سلطنت در سر می پروراند، ولی سفر به ترکیه این فکر را تقویت کرد. شاه ایران در سفر چند روزه خود، از مناطق گوناگونی بازدید کرد. نوع لباس و شیوه فعالیت زنان در جامعه و شیوه تعلیم و تربیت دختران ترک، نظر او را جلب کرد. شاه تصور می کرد تمام این تغییرات و پیشرفت های ترکیه، حاصل فعالیت مساوی زنان و مردان بوده است و مایل بود به پندار خود، برای جبران عقب ماندگی های ایران، چنین وضعی در ایران نیز پدید آید. ازاین رو، کشف حجاب زنان در ایران را می توان ره آورد سفر او به ترکیه دانست.
6. رضاخان و اعلام رسمی کشف حجاب:
در سال های 1307 تا 1314 خورشیدی، بی حجابی علنی تا حدی رواج یافته بود. چنان که عده ای از زن های طبقات مرفه اروپایی از طرف رضاخان اجازه داشتند در منزل لباس اروپایی به تن کنند و حتی عده ای از آنها بدون حجاب در خیابان ها حاضر شوند. حتی توافق شده بود که اگر شخصی از مراجع و علما مانع این کار شد، شهربانی و مأموران حکومتی در مقابل، از زنان بی حجاب حمایت کنند.
سرانجام انتظار غربی ها به سر رسید. رضاشاه به اتفاق ملکه و دو دخترش که بی حجاب بودند و لباس اروپایی به تن داشتند، در دانش سرای مقدماتی حضور یافت و با اعطای دیپلم به محصلان و معلمان، کشف حجاب را به طور رسمی اعلام کرد. این در حالی بود که آثار شرم و حیا از رخسار بسیاری از زنانی که به اجبار در مراسم شرکت کرده بودند، آشکار بود و حتی عده ای از زنان، تا پایان مراسم رو به دیوار ایستاده بودند و اشک می ریختند.
7. اقدامات خشونت آمیز بر ضد زنان باحجاب:
اعمال محدودیت بر ضد زنان باحجاب در آغاز و پس از آن، استفاده از شیوه های سرکوب گرانه پلیسی، چهره دوم جشن ها و سخن رانی های به ظاهر مترقیانه رضاخانی بود. در همین زمان، برخی از مغازه دارها نیز همگام با شهربانی، در اعمال محدودیت ها شرکت و با چسباندن اطلاعیه هایی بر در مغازه خود بدین مضمون که: «به چادری ها جنس نمی فروشیم»، با مأموران همکاری می کردند. پس از مدتی به مأموران دستور داده شد خشونت بیشتری به خرج دهند.

بر اساس گزارش های شاهدان عینی، پلیس در گوشه خیابان ها می ایستاد و زنان چادری را زیر نظر می گرفت و چادر از سر آنها برمی داشت و پاره می کرد، به گونه ای که جوی های آب کنار برخی از خیابان ها، از چادر انباشته شده بود.
8. بازتاب کشف حجاب در برخی از روزنامه ها:
برخی از مطبوعات دوره رضاخان که در برابر غرب، خودباخته بودند، با حمایت از کشف حجاب، آن را آزادی زنان از اسارت پنداشتند. برای نمونه، سرمقاله روزنامه ایران در 18 دی 1314 خورشیدی چنین بود: «دیروز میهن عزیزمان، ایران، وارد یک مرحله جدید از حیات اجتماعی خود گردید. در این روز تاریخی، سند آزادی زنان ایران امضا شد و از این به بعد، زن ایرانی وارد مرحله سعی و عمل می گردد. در این روز، نیمه دیگر جمعیت ایران، زندگانی نوین را از سر گرفت و ارزش معنوی نفوس ایران بیشتر شد و این خبر نه تنها زن و مرد ایرانی را مسرور می کند، بلکه در همه جای جهان پیچیده و تمامی جهانیان را مجذوب خود خواهد ساخت».

9. واکنش آیت الله مرعشی نجفی در برابر کشف حجاب:
در زندگی نامه آیت الله مرعشی نجفی (ره) آمده است که ایشان با شجاعت تمام، در برابر رئیس پلیس قم که سعی داشت در حرم مقدس حضرت فاطمه معصومه (ع)، حجاب زنی را به زور از سرش بردارد، ایستادگی کرد و سیلی محکمی بر گوش او نواخت. این شخص، آیت الله نجفی را تهدید به قتل کرد، ولی فردای آن روز قسمتی از سقف بازار بر سرش ریخت و در دم کشته شد. این واقعه سبب شد مقام و منزلت آیت الله مرعشی نجفی نزد مردم دوچندان شود.
10. پی آمدهای کشف حجاب در جامعه:
الف) پی آمدهای اجتماعی ـ فرهنگی:
آن دسته از زنان که حجاب را به نام ترقی رها کردند، بین خود و نسل گذشته و فعلی که به حفظ آداب و رسوم جامعه خود مقید بودند، مانعی به وجود آوردند. این نسل جدید و تجددخواه، اوقات فراغت خود را بیشتر در سینماها و سالن های نمایش می گذراندند تا خلأ ناشی از ناپیوستگی با جامعه گذشته را پر کنند. بنابراین، سست شدن بنیان خانوادگی و پیوندهای زناشویی و در نتیجه، افزایش میزان طلاق و در پی آن، گسترش فساد و بحران های اخلاقی و روانی، از پی آمدهای منفی کشف حجاب به شمار می آمد.
ب) پی آمدهای اقتصادی:
بیشتر زنانی که پس از کشف حجاب فرصت یافتند وارد اجتماع شوند و شغلی انتخاب کنند، پیش از آنکه شغلی تولیدی را برگزینند و در چرخه تولید مفید باشند، وارد شغل های به ظاهر خدماتی شدند و به مصرف کالاهای لوکس ساخت بیگانه پرداختند. مدعیان کشف حجاب این گونه مصرف گرایی را مترادف با پیشرفت زن ایرانی می دانستند. اگر زنِ از حجاب درآمده ایرانی به دامان حجاب های دیگر نمی افتاد و اگر بیش از مصرف به تولید می پرداخت، شاید با حضور خویش در اجتماع می توانست در پیشبرد اقتصاد کشور و خانواده بیش از گذشته مفید باشد، ولی این قربانی توطئه بیگانگان و مزدوران داخلی آنها، بیشتر مصرف کننده شد تا تولیدکننده؛ آن هم مصرف کننده کالاهای لوکس خارجی.
ج) پی آمدهای سیاسی:
پس از کشف حجاب، زنان به حقوق سیاسی قابل مقایسه با مردان دست نیافتند. تنها در دهه چهل بود که حکومت پهلوی در راستای جریان اصلاحات آمریکایی در ایران، مأموریت یافت تا از راه دست بردن در برخی مقررات مربوط به انجمن های ایالتی و ولایتی و در پوشش اعطای برخی امتیازهای ظاهری، به تضعیف موقعیت مذهب، روحانیت و تقویت فرهنگ بیگانه و گسترش بی بندوباری در جامعه بپردازد. ورود زنان به صحنه های اجتماعی در حالی که همانند مردان از ابتدایی ترین حقوق انسانی مانند حق انتخابات آزاد محروم بودند، ماهیتی جز فریب کاری نداشت.
دانلود کلیپ برگی از تاریخ سیاه رضاخانی: کشف حجاب

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا