معارف اسلامی

محمود طاهری – شرح مناجات شعبانیه (13)

قسمت سیزدهم شرح مناجات شعبانیه سید محمود طاهری

اِلهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنبِ طاعَتِکَ عَمَلى فَقَد کَبُرَ فى جَنبِ رَجائکَ أَمَلى، اِلهى کَیفَ اَنقَلِبُ مِنْ عِندِکَ بِالْخَیْبَهِ مَحرُوماً وَ قَد کانَ حُسنُ ظَنّى بِجُودِکَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاهِ مَرْحُوما.
خدایا! اگر عملم در اطاعت تو ناچیز است، ولى در کنار امیدوارى به کرمت، آرزویم، بزرگ است. معبود من! چگونه از آستان جودت، تهى‏دست ومحروم برگردم، در صورتى که حسن ظن من به جود تو این بوده که بر من رحمت خواهى آورد و مرا نجات خواهى داد.

نکاتى از این فراز
1. امید فراوان به رحمت حق در کنار طاعت اندک؛
2. گمان نیک به خدا.

«اِلهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِک؛ آرزوى بزرگ و طاعت اندک»
از تکرار دوباره، امیدوارى و حسن ظن به خداوند چنانچه در فرازهاى بعدى نیزتکرار خواهد شد، یکى دیگر از آداب دعا نیز فهمیده می‏شود، و آن اصرارورزیدن و پافشارى کردن در اجابت خواسته‏هاى خویش می‏باشد.
چنانچه از اخبار به دست می‏آید و مطلوب خداوند نیز می‏باشد، از جملهآداب دعا و در واقع، از جمله شرایط استجابت خواسته‏ها، پافشارى و سماجتدر برآوردن خواسته‏ها از طرف پروردگار عالم می‏باشد.
امام صادق علیه‏السلام در این باره می‏فرماید: اِنَّ اللّه‏ عَزَّوَجَلَّ کَرِهَ اِلْحاحَ النّاسِ بَعْضُهُم عَلى بَعْضٍ فِى الْمَسأَلَهِ وَ اَحَبَّ ذلِکَلِنَفْسِهِ، اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَل یُحِب اَنْ یُسْألَ وَ یُطْلَبُ ما عِنْدَه.
همانا خداى عزوجل خوش ندارد که مردم در انجام حاجت بر همدیگراصرار کنند، ولى براى خودش آن را دوست دارد. خداى عزوجل دوستدارد که از او درخواست شود و آنچه نزد اوست خواهش شود.(82)
همچنین از امام باقر علیه‏السلام نقل شده که فرمود: وَ اللّه‏ِ لا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَل فِى حاجَتِهِ اِلاّ قَضاها لَه.
به خدا سوگند هیچ بنده‏اى در دعا، پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجلنکند، جز اینکه حاجتش را برآورد.(83)
در کتاب مقدس «انجیل» نیز چنین آمده است که:
روزى عیسى براى شاگردانش، مَثَلى آورد تا نشان بدهد که لازم است، همیشهدعا کنند و تا وقتى جواب دعاى خود را نگرفته‏اند از دعا کردن باز نایستند.
فرمود: در یک شهر یک قاضى بود که نه از خدا می‏ترسید و نه توجهى بهمردم داشت. بیوه زنى اهل همان شهر پى در پى، پیش او می‏آمد و از دستمردى شکایت می‏کردکه به او خسارت رسانیده بود. قاضى تا مدتى بهشکایت او توجهى نکرد. ولى بالاخره از دست او به ستوه آمد و به خودشگفت: من نه از خدا می‏ترسم و نه از مردم. اما این زن مایه دردسر من شدهاست، بهتر است به دادش برسم.
در این هنگام، عیسى مسیح علیه‏السلام فرمود: آنجا که چنین قاضى بى انصافى راضىشود به داد مردم برسد، آیاخدا به داد قوم خود نخواهد رسید که شبانه روز بهدرگاه او دعا و التماس می‏کنند؟ بله او حتماً دعاى ایشان را اجابت خواهد فرمود.(84)
بارى، امام علیه‏السلام در فراز مذکور از مناجات شعبانیه و در مقام اصرار، بار دیگرآرزوى بزرگش را در کنار امیدوارى به کرم پروردگارش مطرح نموده، و با امیدىدوباره، از معبودش، اجابت خواسته‏هایش را می‏طلبد.

چون عود نبود چوب بید آوردم روى سیه و موى سپید آوردم
گفتى تو مرا که ناامیدى کفر است بر قول تو رفتم و امید آوردم

ابوسعید ابوالخیر

«اِلهى کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِک بِالْخَیْبَهِ؛ گمان نیکو به خدا»
به راستى که با این سکه صاحب عیار، یعنى «حسن ظن به خداوند» از چهتهى‏دستى و فقر و حرمانى می‏توان رها شد و به چه خیراتى می‏توان راه پیدا کرد؟!

گمان نیک داشتن به خداوند عزّوجلّ و اعتقاد خیر به حضرتش، پایه بسیارىاز درجه‏هاى معرفت و زیر بناى اصلى مرتبه توکل و تسلیم و طمأنینه و آرامش ونظایر آنها است.
در اینجا مناسب است که تنها به یکى از برکات سرشار «گمان نیکو داشتن بهحضرت حق» اشاره کنیم و آن اینکه:
گذشته از آنکه آدمی همواره در معرض لغزش‏ها و خطاها قرار دارد و با وجود آنکهممکن است حق اخلاص را در اعمالش ادا نکند، در شناخت پروردگار و عبادت او نیزآن چنان که سزاوار خداوندیش باشد، مقصر و تقصیر کار است.
زیرا آنجا که اشرف مخلوقات عالم، حضرت نبى اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در خطاب بهپروردگارش عرض می‏کند: «ما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک وَ ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِک؛ آنچنان که شایسته توست، تو را نشناختیم و آن چنان که سزاوار توست، تو راپرستش نکردیم»(85) تکلیف دیگر انسان‏ها مشخص خواهد بود.
حضرت امام خمینى رحمه‏الله در این باره می‏فرماید:
اى ضعیف جایى که رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله که اعرف خلق اللّه‏ است و عمل او از همهکس نورانى‏تر و باعظمت‏تر است اعتراف به عجز و تقصیر کند و بگوید: «ماعَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک وَ ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِک» و ائمه معصومین علیهم‏السلام آنطور در محضر مقدس حق، اظهار قصور و تقصیر کنند، از پشه لاغرى چهخیزد؟… آرى آنها مقام معرفتشان به عجز مخلوقات وعزت و عظمت واجبتعالى شأنه اقتضا می‏کرد آن اظهارات و اعترافات را.
ما بیچارگان از جهل و حجاب‏هاى گوناگون، به گردن فرازى برخاستیم و خودفروشى و عمل فروشى کنیم. ما خود بالضّروره می‏دانیم که اعمال ما و همهبشر عادى بلکه همه ملائکه اللّه‏ در میزان مقایسه بااعمال رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وائمه هدى علیهم‏السلام ، قدرى محسوس ندارد و به هیچ وجه در حساب نیاید. این دوقضیه به ما نتیجه می‏دهد که باید به هیچ یک ازاعمال خود، خشنود نباشیم،بلکه اگر به قدر عمر دنیا به عبادت و اطاعت، قیام کنیم، خجل و شرمسار باشیم.(86)
همچنین در روایتى از امام موسى بن جعفر علیه‏السلام وارد شده است که:
کُلُّ عَمَلٍ تُریدُ بِهِ اللّهَ عَزّّوَجلّ فَکُنْ فیهَ مُقَصِّراً عِنْدَ نَفْسِکَ فَاِنَّ النّاسَ کُلُّهُم فىاَعْمالِهِم فیما بَیْنَهُم وَ بَیْنَ اللّه‏ مُقَصِّرونَ اَلاّ مَنْ عَصَمَهُ اللّه‏ عَزَّوَجلّ.
هر عملى که به قصد خداى عزوجل می‏کنى، خود را در آن مقصر بدان، زیرامردم، همگى در اعمال خویش، میان خود و خدا مقصرند، مگر آن کس راکه خداى عزوجل نگه دارد.(87)

خرما نتوان خوردن از این خار که کشتیم دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم
بر حرف معاصى خط عذرى نکشیدیم پهلوى کبائر حسناتى ننوشتیم
افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم
باشد که عنایت برسد ور نه مپندار با این عمل دوزخیان کاَهل بهشتیم

سعدى

حاصل سخن آنکه در میان این همه تقصیرها و کوتاهى‏ها، آنچه می‏تواندآدمی را دلگرم و امیدوار به کرم و رحمت خداوندگار نماید«گمان نیکو وشایسته» به حضرتش می‏باشد، که با بنده‏اش به نیکى معامله نماید، از تقصیرات اوچشم بپوشد و عبادات او را با همه کاستى‏ها و ناخالصى‏ها پذیرا گردد، که نفْسِچنین نگاه و چنین حسن ظنى در حق پروردگار، قادر است دریچه‏هاى «رحمت»و «رضوان» و «مغفرت» را به سوى قلب و جان بنده بگشاید و نهاد او را مالامال ازسرور و انبساط نماید؛ همان گونه که خود، در دعوت بندگان به «حسن ظن» بهخالق خویش و در مقام تذکر به برکات «گمان نیک» به خداوند چنین فرمودهاست:

لا یَتَّکِلُ العامِلونَ لى عَلى اَعْمالِهِمَ الَّتى یَعْمَلونَها لِثَوابى، فَاِنَّهُم لَوِاجْتَهِدُوا وَ اَتْعَبُوااَنْفُسَهُم فى عَبادَتى کانُوا مُقَصِّرینَ غَیرَ بالِغینَ فى عِبادَتِهِم کُنْهَ عِبادَتى فیمایَطْلُبُونَ عِنْدى مَنْ کَرامَتى وَ النَّعیمِ فى جَنّاتى وَ رَفیعِ الدَّرَجاتِ العُلى فىجَوارِى وَ لکِنَّ بِرَحمَتى فَلْیَثِقُوا وَ فَضْلى فَلْیَرجُوا وَ اِلى حُسْنِ الظَّنِ بىفَلْیَطْمَئنُّوا. فَاِنَّ رَحْمَتى عِنْدَ ذلِکَ تُدْرِکُهُم وَ مَنّى یُبَلِّغُهُم رِضْوانى وَ مَغْفِرَتىتُلْبِسُهُم عَفوى فَاِنّى أنا اللّه‏ُ الرَّحمنُ الرَّحیمُ وَ بِذلکَ تَسَمّیَتُ.
آنها که براى ثواب من عملى انجام می‏دهند، نباید به اعمالى که انجام می‏دهندتکیه کنند، زیرا ایشان اگر در تمام عمر خویش کوشش کنند و در راه عبادتمخود را به زحمت اندازند، باز مقصر باشند. و در عبادت به کنه بندگیم نرسندنسبت به آنچه از من طلب می‏کنند که کرامت و نعمت در بهشت و رفعت بهدرجات عالى در جوارم باشد. بلکه تنها باید به رحمتم اعتماد کنند و به فضلمامیدوار باشند و به گمان نیک و حسن ظن خویش نسبت به من اطمینان کنند.که در این صورت است که رحمتم ایشان را دریابد و رضوانم به آنها برسدوآمرزشم بر آنها لباس گذشت بپوشاند زیرا من خداى رحمان و رحیم هستم وبدین نام نامیده شده‏ام.(88)

—————————-
پی نوشت ها:

82. اصول کافى، ج 4، ص 224.
83. همان.
84. انجیل لوقا، 7 ـ 1: 18.
85. امام خمینى، آداب الصلوه، ص 305.
86. همان، صص 175 و 176.
87. اصول کافى، ج 3، ص 114.
88. اصول کافى، ج 3، ص 115.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا