لغتنامه قرآن
-
بِلَادِ
ترجمه بِلَادِ : شهرها
-
بَلَاغُ
ترجمه بَلَاغُ : تبلیغ – رساندن – کفایت(کافی بودن)
-
بَلَدٍ
ترجمه بَلَدٍ : سرزمین – شهر
-
بَقِیَ
ترجمه بَقِیَ : باقی ماند
-
بَلْدَهِ
ترجمه بَلْدَهِ : مکان – سرزمین
-
بَغَتْ
ترجمه بَغَتْ: ستم کرد (بغی : طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان)
-
بَغْتَهً
ترجمه بَغْتَهً : ناگهان
-
بَغْضَاءَ
ترجمه بَغْضَاءَ : خشم درونی است که ممکن است با تجاوزات عملی هم همراه باشد و یا نباشد
-
بَغَوْا
ترجمه بَغَوْا: سرکشی و ستم کردند (در مورد واقعیت حتمی : سرکشی و ستم می کنند، بغی : طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان)
-
بُغِیَ
ترجمه بُغِیَ: ستم شد (بغی : طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان)
-
بَغَیٰ
ترجمه بَغَیٰ : ستم کرد (بغی : طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان)
-
بَغْیَ
ترجمه بَغْیَ : ستم -طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان
-
بَغِیّاً
ترجمه بَغِیّاً : بدکار-زناکار (بغی : طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان)
-
بَغْیُکُمْ
ترجمه بَغْیُکُمْ : ستمگری شما (بغی : طلب کردن حق دیگران از راه تعدی بر آنان)