لغات قرآن با حرف دال
-
لغتنامه قرآن
دَکّاً
ترجمه دَکّاً : کوبیدنی سخت (از کلمه دکّ به معنی کوبیدن سخت و همچنین دفن)
-
لغتنامه قرآن
دَمْدَمَ
ترجمه دَمْدَمَ : فرو ریخت (از دمدمه به معنی خراب کردن بنا بر روی کسی است)
-
لغتنامه قرآن
دَکَّاءَ
ترجمه دَکَّاءَ: به شدت کوبیده شده (کلمه دکاء از دک به معنای شدت کوبیدن است . و در اینجا مصدر و به معنای اسم مفعول است)
-
لغتنامه قرآن
دَمَّرَ
ترجمه دَمَّرَ : هلاک کرد(اعم از انسان ،جنبندگان و اموال)
-
لغتنامه قرآن
دَکَّهً
ترجمه دَکَّهً: کوبیدنی سخت (از کلمه دکّ به معنی کوبیدن سخت و همچنین دفن)
-
لغتنامه قرآن
دَمَّرْنَا
ترجمه دَمَّرْنَا : هلاک کردیم (اعم از انسان ،جنبندگان و اموال)
-
لغتنامه قرآن
دُکَّتِ
ترجمه دُکَّتِ : سخت کوبیده شد(از کلمه دکّ به معنی کوبیدن سخت و همچنین دفن)
-
لغتنامه قرآن
دُکَّتَا
ترجمه دُکَّتَا : آن دو کوبیده شدند(از کلمه دکّ به معنی کوبیدن سخت و همچنین دفن)
-
لغتنامه قرآن
دَلَّاهُمَا
ترجمه دَلَّاهُمَا : آن دو را سقوط داد (ازتدلیه به معنای نزدیک کردن و رساندن است ، همچنانکه تدلی به معنای نزدیکی و رهایی از قیود است ، و گویا این معنا استعاره از دلوت الدلو انداختم دلو را بوده…
-
لغتنامه قرآن
دَلُوکَ
ترجمه دَلُوکَ : ظهر – غروب (در مجمع البیان گفته “دلوک” به معنای زوال آفتاب و رسیدن به حد ظهر است . مبرد گفته : دلوک شمس به معنای اول ظهر تا غروب است ، بعضی دیگر گفتهاند : دلوک…
-
لغتنامه قرآن
دَلْوَهُ
ترجمه دَلْوَهُ : دلوش (نوعی سطل که با آن از چاه آب می کشند)
-
لغتنامه قرآن
دَلِیلًا
ترجمه دَلِیلًا: دلیل – نشانه
-
لغتنامه قرآن
دَمُ
ترجمه دَمُ : خون
-
لغتنامه قرآن
دِمَاءَ
ترجمه دِمَاءَ: خونها