لغات قرآن با حرف حا
-
لغتنامه قرآن
حُطَاماً
ترجمه حُطَاماً : کاه و خس متفرق – گیاهی که از شدت خشکیدگی میشک
-
لغتنامه قرآن
حَطَب
ترجمه حَطَب: هیزم
-
لغتنامه قرآن
حِطَّهٌ
ترجمه حِطَّهٌ : خداوندا گناهان ما را بریز- فرود آمدن – محدودیت
-
لغتنامه قرآن
حُطَمَه
ترجمه حُطَمَه : بسیار خورد کننده (صیغه مبالغه است ، و مبالغه در حطم یعنی “شکستن ” را میرساند )- سومین طبقه از هفت طبقه جهنم
-
لغتنامه قرآن
حَظِّ
ترجمه حَظِّ : بهره آدمی از سعادت و بخت
-
لغتنامه قرآن
حَفَدَهً
ترجمه حَفَدَهً : حفده جمع حافد است که به معنای متحرک سریع و کسی است که در خدمت ، جنب و جوش سریع دارد کنایه از نوه ها چون آنها نیز در خدمت به شخص کوشاتر از دیگران هستند
-
لغتنامه قرآن
حُفْرَهٍ
ترجمه حُفْرَهٍ : حفره(شفا حفره ، به معنای لبه حفره است ، البته لبهای که هر کس قدم بر آن بگذارد ، مشرف بر سقوط در آن شود )
-
لغتنامه قرآن
حَفِظَ
ترجمه حَفِظَ : حفظ کرده(حفظ:ضبط کردن صورت آن چیزی است که برای ما معلوم شده است ، بطوری که هیچ دگرگونی و تغییری در آن پیدا نشود)
-
لغتنامه قرآن
حَصِرَتْ
ترجمه حَصِرَتْ : تنگ شده (در جمله حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ اشاره به تنگی سینه به خاطر بخل و ترس می کند)
-
لغتنامه قرآن
حِفْظاً
ترجمه حِفْظاً : حفظ کردن(حفظ:ضبط کردن صورت آن چیزی است که برای ما معلوم شده است ، بطوری که هیچ دگرگونی و تغییری در آن پیدا نشود)
-
لغتنامه قرآن
حُصِّلَ
ترجمه حُصِّلَ : پدیدارشد (در جمله “حُصِّلَ مَا فِی ﭐلصُّدُورِ “اشاره به جداسازی صفات خوب وبد از هم دارد )
-
لغتنامه قرآن
حَفَظَهً
ترجمه حَفَظَهً : حفظ کنندگان -نگاهبانان (جمع حافظ از حفظ به معنی ضبط کردن صورت آن چیزی است که برای ما معلوم شده است ، بطوری که هیچ دگرگونی و تغییری در آن پیدا نشود)
-
لغتنامه قرآن
حَصُوراً
ترجمه حَصُوراً : به معنای آن کسی است که با زنان نمیآمیزد (مردی که هرگزازدواج نکرده)- نگاهدارنده (خود از خواهشهای نفسانی)
-
لغتنامه قرآن
حَفِظْنَاهَا
ترجمه حَفِظْنَاهَا : آن را حفظ کردیم(حفظ:ضبط کردن صورت آن چیزی است که برای ما معلوم شده است ، بطوری که هیچ دگرگونی و تغییری در آن پیدا نشود)