لغات قرآن با حرف جیم
-
لغتنامه قرآن
جِفَانٍ
ترجمه جِفَانٍ : کاسه های طعام (جمع جفنه)
-
لغتنامه قرآن
جَلَاءَ
ترجمه جَلَاءَ : ترک وطن
-
لغتنامه قرآن
جَلَابِیبِهِنَّ
ترجمه جَلَابِیبِهِنَّ : روسریهایشان – سر اندازهایشان (جمع جلباب)
-
لغتنامه قرآن
جَلَالِ
ترجمه جَلَالِ : شکوه (درمعنای کلمه جلال اعتلا و اظهار رفعت مستتر است لذا به صفاتی که همراه با دفع و منع است نیزاطلاق می شود مثل علو ، تعالی ، عظمت ، کبریاء)
-
لغتنامه قرآن
جَلَّاهَا
ترجمه جَلَّاهَا : آشکارش کرد
-
لغتنامه قرآن
جَلْدَهٍ
ترجمه جَلْدَهٍ : تازیانه – شلاق
-
لغتنامه قرآن
جُلُودُ
ترجمه جُلُودُ : پوستها
-
لغتنامه قرآن
جَعَلْناهُمُ
ترجمه جَعَلْناهُمُ: قرارشان دادیم (جعل به معنای گرداندن ، قرار دادن و خلق کردن است. حرکت حرف “م” به دلیل تقارنش با حرف ساکن یا تشدید دار کلمه بعد می باشد)
-
لغتنامه قرآن
جُلُودُکُمْ
ترجمه جُلُودُکُمْ : پوستهایتان
-
لغتنامه قرآن
جَعَلْنَاهُمْ
ترجمه جَعَلْنَاهُمْ : قرارشان دادیم (جعل به معنای گرداندن ، قرار دادن و خلق کردن است)
-
لغتنامه قرآن
جُلُودُهُمْ
ترجمه جُلُودُهُمْ : پوستهایشان
-
لغتنامه قرآن
جَعَلْنَاهُنَّ
ترجمه جَعَلْنَاهُنَّ : آن زنان را قرار دادیم (جعل به معنای گرداندن ، قرار دادن و خلق کردن است)
-
لغتنامه قرآن
جَمّاً
ترجمه جَمّاً : مقداری بسیار بزرگ از هر چیزی – مقدار زیاد
-
لغتنامه قرآن
جَعَلَ
ترجمه جَعَلَ : قرار داد (جعل به معنای گرداندن ، قرار دادن و خلق کردن است)