لغات قرآن با حرف میم
-
لغتنامه قرآن
مِنِّی
ترجمه مِنِّی: از من
-
لغتنامه قرآن
مُنِیبٍ
ترجمه مُنِیبٍ : روی آورنده
-
لغتنامه قرآن
مُنِیبِینَ
ترجمه مُنِیبِینَ: روی آورندگان
-
لغتنامه قرآن
مُنِیرِ
ترجمه مُنِیرِ : روشن کننده – روشنگر (اسم فاعل از أنارَ)
-
لغتنامه قرآن
مُنِعَ
ترجمه مُنِعَ : منع شد – باز داشته شد
-
لغتنامه قرآن
مِنکُنَّ
ترجمه مِنکُنَّ: از شما زنان
-
لغتنامه قرآن
مَنَعَهُمْ
ترجمه مَنَعَهُمْ : منعشان کرد – بازشان داشت
-
لغتنامه قرآن
مَنَنَّا
ترجمه مَنَنَّا : منت نهادیم (منت به معنای آن است که نعمتی را که به کسی دادهای با زبان خود آن را بــــــراوسنگین سازی .یا به عبارت دیگر کاری را که برای او کرده ای بزرگ بشماری. از آنجا نعمتهایی…
-
لغتنامه قرآن
مُنفَطِرٌ بـِ
ترجمه مُنفَطِرٌ بـِ: شکافته شده با(معنی اصلی کلمه فطر چاک زدن چیزی است از طرف درازای آن )
-
لغتنامه قرآن
مَنُوعاً
ترجمه مَنُوعاً: بسیار بخیل و بازدارنده
-
لغتنامه قرآن
مُنفِقِینَ
ترجمه مُنفِقِینَ : انفاق کنندگان (کلمه انفاق به معنای بذل مال و صرف آن در رفع حوایج خویشتن و یا دیگران است )
-
لغتنامه قرآن
مَنُونِ
ترجمه مَنُونِ: مرگ (ریب المنون : اضطراب مرگ )
-
لغتنامه قرآن
مُنفَکِّینَ
ترجمه مُنفَکِّینَ : جدا شده ها (کلمه منفکین از ماده انفکاک است ، که به معنای جدایی دو چیز است که به شدت به هم متصل بودهاند ، و عبارت “لَمْ یَکُنِ ﭐلَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ ﭐلْکِتَابِ وَﭐلْمُشْرِکِینَ مُنفَکِّینَ حَتَّیٰ…
-
لغتنامه قرآن
مَنفُوشِ
ترجمه مَنفُوشِ: زده شده (کلمه منفوش از مصدر نفش است ، که به معنای شیت کردن پشم است یا با دست و یا با کمانچه حلاجی ، و یا با چیز دیگر)