لغات قرآن با حرف قاف
-
لغتنامه قرآن
قَاضِیَهَ
ترجمه قَاضِیَهَ : تمام کننده – به پایان رساننده ( وعبارت “یَا لَیْتَهَا کَانَتِ ﭐلْقَاضِیَهَ ” یعنی ای کاش کارم با همان مرگ اول به پایان رسیده بود)
-
لغتنامه قرآن
قَاطِعَهً
ترجمه قَاطِعَهً: عملی کننده تصمیم (قطع امر به معنای عملی کردن تصمیم و عزم بر آن است )
-
لغتنامه قرآن
قَاعاً
ترجمه قَاعاً : زمین صاف و تخت
-
لغتنامه قرآن
قَادِرٌ
ترجمه قَادِرٌ: قدرتمند – توانا-آنکه تقدیر می کند-آنکه اندازه تعیین می کند(از ماده قدر است که به معنای تقدیر و اندازهگیری است )
-
لغتنامه قرآن
قَاعِداً
ترجمه قَاعِداً : نشسته
-
لغتنامه قرآن
قَادِرُونَ
ترجمه قَادِرُونَ : قدرتمندان – توانایان-آنانکه تقدیر می کنند-آنانکه اندازه تعیین می کنند(از ماده قدر است که به معنای تقدیر و اندازهگیری است )
-
لغتنامه قرآن
قَاعِدُونَ
ترجمه قَاعِدُونَ : نشسته ها – خانه نشینان( در عبارت “لَّا یَسْتَوِی ﭐلْقَاعِدُونَ مِنَ ﭐلْمُؤْمِنِینَ …”منظور کسانی هستند که به جنگ نرفته اند)
-
لغتنامه قرآن
قَادِرِینَ
ترجمه قَادِرِینَ : قدرتمندان – توانایان-آنانکه تقدیر می کنند-آنانکه اندازه تعیین می کنند(از ماده قدر است که به معنای تقدیر و اندازهگیری است )
-
لغتنامه قرآن
قَاعِدِینَ
ترجمه قَاعِدِینَ : نشسته ها – خانه نشینان(در آیات مورد نظرمنظور کسانی هستند که به جنگ نرفته اند)
-
لغتنامه قرآن
قَارِعَهُ
ترجمه قَارِعَهُ : کوبنده – یکی از اسامی قیامت( بدین جهت قیامت را قارعه ( کوبنده )نامیده که آسمانها و زمین را به هم میکوبد ، و به آسمان و زمینی دیگر تبدیل میکند ، کوهها را به راه میاندازد…
-
لغتنامه قرآن
قَالَ
ترجمه قَالَ: گفت
-
لغتنامه قرآن
قَارُونُ
ترجمه قَارُونُ : نام فردی از قوم موسی علی نبینا و علیه السلام که پسر عمو یا پسر خاله حضرت نیز بوده است و پس از اینکه به ثروتی می رسد که حمل کلیدهای گنجهایش گروهی تنومند را خسته می…
-
لغتنامه قرآن
قَاسِطُونَ
ترجمه قَاسِطُونَ : مایلین به سوی باطل (قاسط به معنای عدول کننده از حق است ، بر خلاف کلمه مقسط که به معنای عدول کننده به سوی حق است . یکی از معانی باب افعال ضد معنای ثلاثی مجرّد است)
-
لغتنامه قرآن
قَاسَمَهُمَا
ترجمه قَاسَمَهُمَا : برای آن دو نفر سوگند خورد