لغات قرآن با حرف قاف

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَالَ

    ترجمه قَالَ: گفت

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَارُونُ

    ترجمه قَارُونُ : نام فردی از قوم موسی علی نبینا و علیه السلام که پسر عمو یا پسر خاله حضرت نیز بوده است و پس از اینکه به ثروتی می رسد که حمل کلیدهای گنجهایش گروهی تنومند را خسته می…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاسِطُونَ

    ترجمه قَاسِطُونَ : مایلین به سوی باطل (قاسط به معنای عدول کننده از حق است ، بر خلاف کلمه مقسط که به معنای عدول کننده به سوی حق است . یکی از معانی باب افعال ضد معنای ثلاثی مجرّد است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاسَمَهُمَا

    ترجمه قَاسَمَهُمَا : برای آن دو نفر سوگند خورد

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاسِیَهً

    ترجمه قَاسِیَهً : با قساوت – سخت (“قَاسِیَهً” اسم فاعل از ماده قسی است و این ماده به معنای سفتی و سختی است ، و قساوت قلب از قسوت سنگ که صلابت و سختی آن است گرفته شده ، و…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاسِیَهِ

    ترجمه قَاسِیَهِ : سفت و سخت (اسم فاعل از ماده قسی است و این ماده به معنای سفتی و سختی است)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاصِداً

    ترجمه قَاصِداً: کلمه قصد به معنای وسط و میانه است این است که خیلی دور و طولانی نباشد ، بلکه برای مسافر آسان و نزدیک باشد .

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاصِرَاتُ

    ترجمه قَاصِرَاتُ : کوتاه کننده ها (عبارت “قَاصِرَاتُ ﭐلطَّرْفِ “کنایه است ازهمسرانی که به شوهران خود راضی و قانعند ، و چشم به دیگری ندارند یا همسرانی پر ناز و کرشمه‏)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاصِفاً

    ترجمه قَاصِفاً : بادی کشنده در دریا – طوفان دریایی

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاضٍ

    ترجمه قَاضٍ : حکم کننده – انجام دهنده

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاضِیَهَ

    ترجمه قَاضِیَهَ : تمام کننده – به پایان رساننده ( وعبارت “یَا لَیْتَهَا کَانَتِ ﭐلْقَاضِیَهَ ” یعنی ای کاش کارم با همان مرگ اول به پایان رسیده بود)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاطِعَهً

    ترجمه قَاطِعَهً: عملی کننده تصمیم (قطع امر به معنای عملی کردن تصمیم و عزم بر آن است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَاعاً

    ترجمه قَاعاً : زمین صاف و تخت

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    قَادِرٌ

    ترجمه قَادِرٌ: قدرتمند – توانا-آنکه تقدیر می کند-آنکه اندازه تعیین می کند(از ماده قدر است که به معنای تقدیر و اندازه‏گیری است )

دکمه بازگشت به بالا