لغات قرآن با حرف فا
-
لغتنامه قرآن
فَرِیقَانِ
ترجمه فَرِیقَانِ : دو گروه
-
لغتنامه قرآن
فَرِیقَیْنِ
ترجمه فَرِیقَیْنِ : دو گروه
-
لغتنامه قرآن
فَرْقاً
ترجمه فَرْقاً : جدا کردنی نگفتنی (وصف نا شدنی)
-
لغتنامه قرآن
فَزَعُ
ترجمه فَزَعُ : ترس
-
لغتنامه قرآن
فُرْقَانَ
ترجمه فُرْقَانَ: جدا سازنده (در قرآن در مورد جدایی حق از باطل استفاده شده است)
-
لغتنامه قرآن
فُزِّعَ
ترجمه فُزِّعَ : ترس و فزع از بین برده شد (ماضی مجهول از تفزیع است ، و تفزیع به معنای از بین بردن ترس ، و وحشت از دلهاست )
-
لغتنامه قرآن
فَرَّقْتَ
ترجمه فَرَّقْتَ : جدایی انداختی – تفرقه ایجاد کردی
-
لغتنامه قرآن
فَزِعَ
ترجمه فَزِعَ : وحشت کرد – ترسید – دچار هراس شد
-
لغتنامه قرآن
فِرْقَهٍ
ترجمه فِرْقَهٍ : گروه – قسمت
-
لغتنامه قرآن
فَزِعُواْ
ترجمه فَزِعُواْ : به وحشت افتادند
-
لغتنامه قرآن
فَرَقْنَا
ترجمه فَرَقْنَا : شکافتیم – جدا کردیم (عبارت “فَرَقْنَا بِکُمُ ﭐلْبَحْرَ “یعنی دریا را برای شما شکافتیم)
-
لغتنامه قرآن
فَرَضْتُمْ
ترجمه فَرَضْتُمْ: مقرر کردید – تعیین کردید (کلمه فرض به معنای قطع هر چیز محکم و جدا کردن بعضی از آن ، از بعضی دیگر است و به همین جهت در معنای وجوب استعمال میشود ، برای اینکه انجام دادنش…
-
لغتنامه قرآن
فَرَضْنَا
ترجمه فَرَضْنَا : واجب گردانیدیم (دراصل جداکردن قطعه ای از چیزی و تأثیر گذاشتن در آن قطعه معنی می دهد و در مورد واجب کردن هم چون پاره ای از حکم را به آن موضوع اختصاص می دهد ،استفاده می…
-
لغتنامه قرآن
فَرَضْنَاهَا
ترجمه فَرَضْنَاهَا : آن را لازم و واجب گردانیدیم (دراصل جداکردن قطعه ای از چیزی و تأثیر گذاشتن در آن قطعه معنی می دهد و در مورد واجب کردن هم چون پاره ای از حکم را به آن موضوع اختصاص…