مهدویت

روزهای مهدی گرایی نوین هنوز نیامده است!

تیموتی فرنیش در مقاله اخیر خود به زمینه های مهدی گرایی میان گروه ها و فرقه های اسلامی می پردازد و از سناریوهایی سخن می گوید که به زعم او توان ابراز وجود مهدیان جدید را فراهم می سازد.

از آنجا که تخصص فرنیش در زمینه تاریخ و فرقه های اسلامی و البته به طور خاص مهدی گرایی اسلامی است، خواندن این متن نکات مهمی را از شیوه نگاه متفکران و نویسندگان غربی به موضوع مهدویت و تاثیر آن در جهان اسلام نمایان می سازد.

چندوقت قبل یکی از دوستان/دنبال کنندگان من در توییتر در مورد سناریوهایی سوال کرد که ممکن است قابلیت ایجاد حرکتهای مهدی گرایانه در بین جهان مدرن مسلمانان داشته باشد. من هم اکنون تلاش می کنم مجموعه ای قابل قبول از رویدادهایی را بیان کنم که حول یک مدعی مهدویت را در برمی گیرد و توسط تعداد معتنابهی از مسلمانان دنباله روی می شود و در نتیجه یک حرکت سیاسی و نظامی بدل می گردد.

در ابتدا لازم است توجه کسانی که این کارها را به سخره می گیرند، به داده ها و نتایج آمارگیری تجربی -که توسط موسسه پیو در 2012 تحت عنوان «مسلمانان جهان: اشتراکها و تفاوتها» انجام شده[1]- جلب کنم. اطلاعات آمارگیری شده در مورد مهدویت به ویژه در مواردی که من در مقاله خود برای HNN سال گذشته نوشتم،[2] اوضاع وخیم و قابل توجهی را نشان می دهد مثلا 42 درصد مسلمانان در 23 کشور به ظهور قریب الوقوع (در طول زندگی خود) مهدی اعتقاد دارند. تعداد این افراد به حدود 670 میلیون نفر در جهان واقع می رسد. اعتقاد به آمدن مهدی در کشورهای افغانستان (83%)، عراق (72%)، ترکیه (68%) تونس (67%) مالزی (62%) پاکستان (60%) لبنان (56%) مراکش (51%) مناطق فلسطینی (46%) و مصر (40%) بالاترین نرخها را داراست. اگرچه در نظریه های آکادمیک مهدویت تنها باقیمانده ای از قرون وسطی در اسلام تلقی می شود که توسط افراد کم سواد و حاشیه ای پشتیبانی می شده، به عکس مهدویت در جهان اسلامی بسیار قوی بوده و خارج از بحث های فرقه ای مشاهده می شود؛ از میان 10 کشور بالا تنها دو کشور عراق و لبنان اکثریت شیعیان را دارند و دیگران به طور واضح سنی هستند.

بنابراین مهدویت امروزه چنان عقیده ای مهم و قوی در میان جهان اسلام است که تاکنون سابقه نداشته و اگرچه در گذشته تمایل به عینیت بخشی به آن در میان شیعیان و اهل سنت بوده ولی هیچ گاه موفقیت خوبی به دست نیامده است. به عنوان مثال ابن تومرت[3] (متوفی 1130 میلادی) ادعای مهدویت می کند و حرکتی پایه گذاری می کند که بسیاری مناطق مراکش، الجزایر، تونس و اسپانیا را به تصرف در می آورد. شیعیان اسماعیلی بر مصر در قرن دهم میلادی تسلط می یابند و خلیفه/امام آنها بر آنجا و نیز مناطقی از مغرب و حجاز حکم می راند تا آنکه صلاح الدین ایوبی به حکومت این سلسله در 1171 پایان می دهد. محمد احمد سودانی (متوفی 1885) که شاید معروفترین مهدی در تاریخ باشد (البته به خاطر کتاب معروف جنگ رودخانه نوشته چرچیل[4] و نیز فیلم خارطوم[5]). امپراطوری عثمانی قرنها توسط برخی ترکها (صوفیان اهل سِر) مورد آزار قرار می گیرد که خود را مهدی می شمارند و شورشها را رهبری می کنند. (با همین نگاه باید به مهدی سودانی در عصر عثمانی نگریست) حتی در سال 1930 هم یک مهدی خود خوانده در ترکیه جمهوری خواه نمایان می شود. عقیده مهدویت شیعیان دوازده امامی انگیزه اساسی برای انقلاب آیه الله خمینی در 1979 بود ولی درست در همان سال جنبش جهیمن العتیبی (م 1980) و فامیل مسیحاگونه او محمد القحطانی (م 1979) در عربستان سعودی حادث می شود. البته از 1979 حرکتهای مهدی گرایانه در مقایسه با قبل ضعیفتر شده اند. جمهوری اسلامی ایران تنها دولت آذوقه رسان این سیستم عقیدتی است. در بخش غیر دولتی عراق (کشوری که پیش از این توسط آمریکا اشغال شده بود) نه تنها شاهد ظهور جیش المهدی مقتدی صدر و حتی شاخه خشن تر آن یعنی «عصائب اهل الحق» بود بلکه گروه های کمتر شناخته شده مانند «انصار المهدی»، جهادگرایان افراطی «جندالسماء» و جنبش خیرخواهانه «جیش حسین» هم نمودار شدند. جیش المهدی دارای قدرتی سیاسی در عراق شده است و عناصر جیش السماء هم به درگیری با نیروهای آمریکایی و عراقی می پردازند و اگر از صندوقهای رای موفق نشوند با تفنگ وارد عمل می شوند. به همین ترتیب حرکتهای مهدی گرایانه غیر دولتی در مراکش (با نام انصار المهدی) و قرقیزستان (جیش المهدی) هم وجود دارد. ظهور موردی و منفردانه منجی ها در سالهای اخیر در عربستان سعودی گسترش یافته که علت اکثر آنها آزردگی از حکومت بوده و از زمان جنبش العتیبی و پیروانش که منجر به تصرف سه هفته ای مسجدالحرام شد تا کنون ادامه داشته است. نیجریه هم یک حرکت مهدی گرایانه که با عنوان یان تاتسین (Yan Tatsine)[6] شناخته می شود در میان سالهای جنگ جهانی دوم و انتهای دهه 1970 داشته است. از 1947 تاکنون در هند و پاکستان مسلمانان مهدی گرای بسیاری ظهور و گسترش فعالیت داشته اند که یوگیندر سیکاند (Yoginder Sikand)[7] نویسنده شهیر هندی در کتاب خود به نام «جنبشهای منجیان دروغین معاصر در آسیای جنوبی»[8] نام آنها را به تفصیل آورده است. همچنین ترکیه خانه ای برای زنجیره مهدی گرایان غیر جهادی بوده که در این سالها توسط عدنان اکتار یا همان هارون یحیی توسعه یافته و پیروانش ادعا می کنند حمایت و تلاش مجدد او بر عقاید صوفیانه و متافیزیکی سعید نورسی[9] (م 1960) او را به مهدی واقعی بدل کرده است.

حرکت مهدی گرایی به سمت قدرت –چنانکه جان اولاف بلیچفلت (Jan-Olaf Blichfeldt) در کتابش «مهدویت اولیه: سیاست و مذهب در دوره تشکیل اسلام»[10] گفته است- سه مرحله دارد: 1- انتشار تبلیغات احیاگری با هدف تضعیف و نفی حکومت (اسلامی) موجود 2- شکل گیری یک «جنبش دینی نظامی» معارض و تلاش برای به دست گرفتن قدرت 3- پیروزی و یا تشکیل یک دولت مستقل جداگانه براساس اعتقادات مهدی گرایانه – که البته در نهایت شور و شوق ایدوئولوژیک حرکت کم می شود و پس از چندی سرکوب یا جایگزین می شود (البته گاهی پس از چندین سال) بسیاری حرکتهای پیش از زمان معاصر تا مراحل یک و دو پیش می رفتند و برخی مانند ابن تومرت، مهدی سودانی و دیگران در مقیاس کوچکتر حتی به مرحله سوم هم رسیدند. اگرچه از 1979 به بعد حرکت مهدی گرایانه ای نتوانسته از مرحله دوم گذر کند (العتیبی) و بسیاری در همان مرحله اول گیر کرده اند (گروه های ذکر شده در عراق، مراکش و قرقیزستان و نیز طرفداران مهدیانی که از طریق جزوات، مقالات و وب سایتها تبلیغ می کنند) به نظر می رسد حرکتهای مهدی گرایانه معاصر برای کسب جایگاه میان مسلمانان نه به عنوان یک سیستم عقیدتی صرف بلکه یک حرکت سیاسی و حتی نظامی محکم، رسیدن به مرحله سوم نیازمند کسب حمایت از یکی (یا بیشتر) از موارد زیر هستند: 1- یک دولت 2- یک سازمان چندملیتی ویا 3- یک سازمان تروریستی.

غیر از جمهوری اسلامی ایران که شیعه دوازده امامی مسلک حاکم است ولی –به دلیل مخالفت اهل سنت- در تبلیغ و دعوت به مهدویت با محدودیتهایی در یمن، آذربایجان، لبنان و برخی مناطق کوچک دیگر روبروست، مهدویت دولتی در بهترین حالت با دورنمای ضعیفی روبروست. (حتی در ایران نیز هیچکس جرات ندارد ادعا کند که «مهدی» است. به خاطر اینکه این کار امید به آمدن امام دوازدهم را که علت بقای رژیم است، به کل از بین می برد) اگرچه مردی که ادعای مهدویت کرده بود در [انتخابات] ریاست جمهوری مصر حضور داشت و تعدادی از مهدیان خودخوانده در مساجد عربستان در چندسال گذشته اعلام حضور کردند، مشکل است بتوان در کشورهای مسلمان سنی سناریویی را رویاپردازی کرد که در آن مدعی مهدویت ابتدا در انتخابات پیروز شود یا کنترل قدرت را به دست بگیرید. راه او برای قدرت احتمالا از یک جایگاه غیر دولتی آغاز می شود.

در مورد سازمانهای چندملیتی با گرایش اسلامی چطور؟ 4 نوع معروف این سازمانها عبارتند از سازمان همکاریهای اسلامی[11]، اخوان المسلمین[12]، حزب التحریر[13] و حزب گمنام و البته بسیار بانفوذ جماعت تبلیغی[14]. سازمان همکاریهای اسلامی که در واقع سازمان ملل اسلامی است (به علاوه اینکه دومین سازمان متنفذ چندملیتی پس از سازمان ملل است) و پتانسیل سازمانی به عنوان سکوی پرش خلافت جدید در حال حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. اخوان المسلمین بهترین جنبش اسلامی-سیاسی در جهان اسلام (اهل سنت) در درجه اول عرب –البته نه منحصرا- می باشد. حزب التحریر یک جنبش فراملی برای احیای خلافت (حکومت یک مرد بر مسلمانان در دیدگاه اهل سنت) است که در بسیاری از کشورها (به غیر از ایالات متحده) فعالیتش به عنوان گروه تروریستی ممنوع شده است. جماعت تبلیغی جنبشی اسلامی به ظاهر غیر سیاسی با هدف تجدید دین است که اگرچه در هند آغاز شد ولی در بسیاری کشورها گسترده شده و گفته می شود بیش از 80 میلیون عضو دارد. سازمان کنفرانس اسلامی توسط افرادی شکل گرفت که برای اتحاد وسیعتر اسلامی تلاش می کنند و در آرزوی روزهایی هستند که «اسلام» تنها وزنه جهانی معادل «مسیحیت» غرب گردد. ولی مطمئنا این گروهها نه مرموزند و نه منجی گرایانه و بنابراین هرگونه تلاش توسط مهدیان خودخوانده برای انتخاب به عنوان دبیرکل این سازمان احتمالا با گیر بسیاری مواجه می شود. اخوان المسلمین برخلاف سازمان همکاریهای اسلامی جنبش محافظه کار مردمی و محبوب اهل سنت (معمولا عرب زبان) است که با هدف وحدت اسلامی و جکومت از طریق جامعه اسلامی شده پاگرفت چنانچه موسس آن حسن البنا (م 1949) و جانشینش سید قطب (م 1966) با عرفان و تصوف –که منشا معمول مهدویت بوده- مدارای کمی دارد. به سختی می توان تصور کرد تکنوکرات های اسلامی مانند محمد مرسی با عقاید مهدی گرایانه سازگاری پیدا کنند. در حالی که فعالیتهای سازمان همکاریهای اسلامی در سطح ضعیف وزارت خارجه بین کشورهای اسلامی و همچنین فعالیتهای محلی سیاسی اخوان المسلمین در کشورهای اسلامی ادامه دارد، حزب التحریر با فعالیت در هر دو جنبه البته بدون کمک گرفتن از نهادهای دولتی (و گاه با مخالفت و ممنوعیت دولتها) فعال است. حزب التحریر تلاش دارد خلافتی جدید –همچون زنگبار (تانزانیا)- تعریف کند و امیدوار است مسلمانان به آن پیوسته و حکومت موجود را تغییر دهند و صدافسوس برای آنها تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده! این گروه هنوز در بسیاری کشورها (از جمله ایالات متحده) فعال است و به فعالیتهای نظری و کنفرانسهای خود -در مورد اینکه چطور ممکن است دوباره خلافت ایجاد شود- ادامه می دهد. و باید توجه داشت خلافت بستری بسیار مناسب برای ظهور یک مهدی خود خوانده است. جماعت تبلیغی که سازمانی گسترده تر و مسلما بانفوذتر در میان سازمانهای اسلامی فراملی است، بیشتر همچون فعالیت نهاد کلیسای کاتولیک برای ایمان عوام و عملگراکردن ایشان گام برمی دارد. اگرچه این جماعت توسط برخی به عنوان «نوار نقاله» برای تروریسم انگاشته شده ولی این کلام را در صورتی می توان صحیح دانست که جماعت تبلیغی را به عنوان راهی به سمت تبعیت سختگیرانه از سنتهای قدیم، بنیادگرایی و هنجارهای اسلامی بدانیم. البته برخلاف اخوان المسلمین، جماعت تبلیغی کاملا با تصوف اسلامی مخالف نیست و حتی برخی شیوه های صوفیانه (همچون ذکر، یاد خداوند از طریق ادعیه مکرر) را در روشهای خود به کار می گیرد. احتمال برخاستن و ظهور یک رهبر مسلمان تصوف گرا با شخصیت کاریزماتیک که تعلقات مهدی گرایانه نیز دارد، از صفوف جماعت تبلیغی بیشتر از سازمانهای دیگر اسلامی است. اگر چنین شخصی فاصله میان جماعت تبلیغی و حزب التحریر را پرکند، تلفیقی بسیار مناسب از پارسایی سلفی، شبیه سازی محمدی و دستیابی فراملی به آخرین برنامه های سیاسی به همراه تعصب و عملگرایی پدید می آید و در این حال خلافتی غیر دولتی با مسئولیت “مهدی” امکانپذیر می شود. چون هردو گروه سنی هستند کسی نمی تواند آنها را به بدعت گرایی شیعی متهم کند. بزرگترین مانع برای «مهدیه تلفیقی» مذکور، ممکن است شاخه تکنوکرات حزب التحریر (شبیه اخوان المسلیمن) باشد که البته دور از ذهن نیست که با تعصب بالای افراد این حزب برای حاکمیت یک فرد اسلامی مرتفع شود و مهدی به عنوان خلیفه ای فوق العاده مورد پذیرش قرار گیرد.

فرنیش در کتاب خود (مقدس ترین جنگها) به بسیاری نهضت های اسلامی که برپایه شعارهای مهدوی شکل گرفته، اشاره کرده است.

در مورد گروه های تروریست مسلمان چطور؟ آیا ممکن است یکی از آنها متمایل به مهدویت گردد؟ بسیاری وهابی/سلفی ها یا اخوان المسلمین و نیز بسیاری مسلمانان متمایل به ایشان مصرانه با تصوف در اسلام مخالفند و بنابراین احتمالا با مهدویت نیز روی خوشی ندارند. اما شکاف بین سلفی ها و متصوفه که در مورد آن اغراق زیادی هم شده، همیشه مطلق نیست. در گذشته صوفیان برخی جهادهای خشونت آمیز را در طول تاریخ برپا کرده اند و بسیاری از مهدیان (دروغین) سنی از متن سوفیان برخواسته اند (که دلیل آن آمادگی پذیرش دستورات رهبری کاریزماتیک و سازمان شبه نظامی موجود بوده است). حتی امروزه برخی از فرقه های صوفی مانند قادریه با سلفی ها در مورد اهمیت شریعت و حکومت اسلامی موافقند. دیگر فرقه ها همچون نقشبندی ها نیز در طول تاریخ تمایل خود را برای جهاد در مقابل دشمنان اسلام نشان داده اند. پیش از این ایجاد تلفیقی از تصوف با سلفی گری و یا افکار اخوان المسلمین توسط سعید حوی[15] صوفی نقشبندی اهل سوریه مطرح شده بود. او هم به اخوان المسلمین تعلق داشت و هم فرقه نقشبندی را به عنوان راهنمای معنوی برای فعالیتهای سیاسی اخوان المسلمین در سر می پروراند و البته قائل به این نظریه بود که جهاد تا زمان اعاده خلافت منطقه ای ممنوعه است و نباید به آن وارد شد. حداقل یک گروه صوفی تروریستی اکنون وجود دارد (گروه عراقی جیش رجال الطریقه النقشبندیه) و بسیاری دیگر از آنها عقاید آخرالزمانی بسیار قوی دارند (مانند شاخه حقانی از نقشبندیه) در میان سلفی ها، حداقل برخی از این گروه ها با تمایلات مهدی گرایانه و آخرالزمانی وجود دارند که از جمله آنها جبهه النصره در سوریه هستند که اعضای آن در حال حاضر جنگ داخلی این کشور را طلیعه حوادث آخرالزمان که در روایات اسلامی بدان اشاره شده می دانند. حداقل 10 گروه در لیست گروههای تروریستی وزارت خارجه هستند که مدعی مبارزه برای اعاده خلافت هستند: تمام گروههای وابسته به القاعده، گروه ابوسیاف[16] (فلیپین)، لشکر طیبه[17] (جنوب آسیا)، جماعت اسلامی[18] (جنوب شرق آسیا)، حرکه الجهاد الاسلامی[19] (بنگلادش)، الشباب[20] (شرق آفریقا)، مجاهدین هند[21] و به احتمال زیاد تشکیلات عبدالله عزام[22] (بین المللی). اگرچه این موضوع به خودی خود مهدویت نیست ولی به صورتی که در مورد حزب التحریر ذکر شد، هر خواسته برای ایجاد حکومت اسلامی تحت دستور یک فرد خود بخود با مهدویت تکمیل می شود که در آن ضرورتا حاکمیت آخرالزمانی یک فرد مطرح می شود. چنانکه گزارشها نشان می دهد اعضای القاعده احترام و تقدیس عرفانی خاص –اگر نگوییم مهدی انگارانه- در مورد اسامه بن لادن دارند (به کتاب من جنگهای مقدس ص 156 به بعد مراجعه نمایید) هریک از رهبران آینده القاعده که برای اجرای «موفیت آمیز» حمله شدیدتر از یازده سپتامبر به آمریکا و اسراییل برنامه ریزی می کند –مثلا از طریق سلاح اتمی-، ممکن است مُهر کارآمد خلافت و یا حتی مهدویت را برای گردآوردن نه فقط گروههای تروریستی بلکه گروههای همچون حزب التحریر یا جماعت اسلامی را به کار گیرد. اگرچه ممکن است این کار با یک «مهدیه مجازی» و بدون مرکز جغرافیایی و در عین حال با رهبری ناایستا و فراملی با موجودیتی مسیحایی صورت پذیرد که وفاداری سیاسی و مذهبی دهها و شاید صدها میلیون مسلمان را شامل می شود و جنبه نظامی آماده به خدمت بسیاری گروههای تروریستی اسلامی را در اختیار دارد. چنین رهبری حتی ممکن است بتواند حمایت (و حتی چه بسا تبعیت) گروههای شیعیان دوازده امامی مانند حزب الله لبنان یا گروههای شیعی عراق را جلب کند اگر شجره نامه خود را به یکی از امامان دوازده گانه شیعی برساند (چنانچه چنین امری در قرن 15 میلادی در جریان مهدی (خودخوانده) هندیان – سید محمد جونپورى[23]- صورت گرفت که اگرچه سنی مذهب بود ولی ادعا می کرد از تبار موسی الکاظم امام هفتم شیعیان است)

مهدویت به لحاظ تاریخی با اعتقاد مجدد – احیاکننده اسلام که در چند حدیث ذکر شده هر 100 سال یکبار می آید – هم گره خورده است بنابراین انتظارات آخرالزمانی در اسلام با نزدیک شدن ابتدای هر قرن به تاریخ مسلمانان (هجری قمری) افزایش شدیدی خواهد داشت چنانچه ما در جریان العتیبی در 1979 میلادی (مصادف با 1400 هجری قمری) و یا مهدی سودانی در 1881 میلادی (مصادف با 1300 هجری قمری) و یا موارد دیگر می بینیم. سال 1500 هجری قمری در 2076 میلادی اتفاق خواهد افتاد. چنانکه نتایج آمارهای تجربی موسسه پیو نشان از اعتقادات آخرالزمانی قوی میان مسلمانان دارد، احساس عمومی و فراگیر استعمار و قربانی شدن تحت دستان غرب (و البته روسیه) مسیحی مذهب نیز در اجتماعات عمومی اسلامی در حال رشد است. نفوذ رو به رشد جنبشهای اسلامی فراملیتی مانند تقوای جماعت اسلامی و یا سیاست حزب التحریر و همچنین ادامه (و در واقع رونق) محبوبیت و قدرت راه اندازی جهاد توسط گروههای تروریستی و نیز ظهور یک جنبش سیاسی و/یا نظامی مهدی گرایانه در دهه های آتی، شرایط را تا رسیدن به آن تاریخ مساعد می کند.

خط پایان: اتحاد گروههای غیر دولتی مانند جماعت تبلیغی و/یا حزب التحریر با مرکز القاعده (و به احتمال زیاد سازمانهای تروریستی جنوب آسیا) با نامگذاری یک فرد به عنوان خلیفه که به تدریج معلوم می شود او خود را «مهدی» به حساب می آورده، بهترین مسیر ممکن برای مهدی گرایی مدرن است. چنین جنبش فرضی بسیار قوی و خطرناک خواهد بود حتی اگر صرفا در مرحله حکومت دینی و نظامی سرکش متوقف شود. باید این مهدی جدید و پیروانش پشتیبانی یا حتی حاکمیت یک کشور با اکثریت مسلمان را کسب کند (آیا این کشور مصر، ترکیه یا عربستان تجدیدیافته است؟) که با این کار به مرحله سوم مهدویت سیاسی گام بر می دارد و جهان دیگر در دست اوست به ویژه اگر تسلیحات هسته ای کشوری مانند پاکستان را نیز به دست آورد. من نمی تواند تا سال 2076 زنده بمانم ولی جشنی که پسرانم (و شاید نوه هایم) برای سیصد سالگی آمریکا می گیرند شاید همزمان با تهدید مهدی اسلامی باشد.

پی‌نوشت:

آدرس مطلب:

http://mahdiwatch.org/2013.11.01_arch.html

[1] – http://www.pewforum.org/2012/08/09/the-worlds-muslims-unity-and-diversity-executive-summary/

[2] – آدرس اصلی مقاله فرنیش در http://hnn.us/article/147714 است و ترجمه این مقاله در یکی از پستهای همین سایت ذی قابل دسترسی است.

[3] – ar.wikipedia.org/wiki/ابن_تومرت

[4] – این کتاب با نام “The River War” اولین کتاب معروف وینستون چرچیل سیاستمدار معروف انگلیسی است. برای اطلاعات بیشتر ر ک:

fa.wikipedia.org/wiki/وینستون_چرچیل

[5] – خارطوم فیلمی است که براساس قیام مهدی سودانی و در سال 1966 توسط انگلستان ساخته شد برای اطلاعات بیشتر ر.ک:

http://www.imdb.com/title/tt0060588/

[6] – ر ک: http://en.wikipedia.org/wiki/Yan_Tatsine

[7] – http://en.wikipedia.org/wiki/Yoginder_Sikand

[8] – Pseudo-Messianic Movements in Contemporary South Asia, Global Media Publications, 2008

[9] – سعید نورسی (1878-1960) معروف به بدیع الزمان الهی دان معروف سنی مذهب بود که به واسطه عقاید وی (از جمله استفاده از علوم جدید در مسائل دینی) و برخی فعالیتهایش (از جمله تدریس علوم مذهبی در مدارس سکولار و بالعکس) معروف بوده و در سراسر جهان و به ویژه ترکیه طرفداران بسیاری دارد. برای اطلاعات بیشتر ر ک: http://en.wikipedia.org/wiki/Said_Nursi و نیز fa.wikipedia.org/wiki/سعید_نورسی

[10] – Early Mahdism: Politics and Religion in the Formative Period of Islam, Brill, 1985

[11] – Organization of Islamic Cooperation

[12] – Muslim Brotherhood

[13] – Hizb al-Tahrir

[14] – Tablighi Jama`at

[15] – ar.wikipedia.org/wiki/سعید_حوى

[16] – http://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Sayyaf

[17] – http://en.wikipedia.org/wiki/Lashkar-e-Taiba

[18] – http://en.wikipedia.org/wiki/Jemaah_Islamiyah

[19] – http://en.wikipedia.org/wiki/Harakat_Ul-Jihad-I-Islami

[20] – http://en.wikipedia.org/wiki/ Al-Shabaab_(militant_group)

[21] – http://en.wikipedia.org/wiki/Indian_Mujahidin

[22] – http://en.wikipedia.org/wiki/Abdullah_Azzam_Brigades

[23] – http://en.wikipedia.org/wiki/Sayyid_Muhammad_Jaunpuri

ترجمه و بررسی: زهیر دهقانی آرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا