مقالات

حقوق پدر و مادر در قرآن و حديث

از آنجا كه پدر و مادر واسطه فیض الهى به فرزندان هستند، و رضاى خدا در رضاى ایشان است و احسان به والدین در قرآن در كنار عبادت خدا واجب شمرده شده است، از اینرو لازم است كه حقوق آنها را بشناسیم و در برآوردن آن بكوشیم; چراكه برآوردن حقوق پدر و مادر جز از طریق آشنایى با حقوق ایشان امكان ندارد.

تعریف حقوق
حقوق جمع حق است و حق از ریشه حقق به معنى هر كار و سخنى است كه بر حسب واقع، آنطور كه واجب است و به اندازه اى كه واجب است و در زمانى كه واجب است انجام شود [1] . در مختار الصحاح در توضیح این لغت آمده است:«حقّ الشى اى وجب»،یعنى حق چیزى است كه واجب مى شود.
اهمیت حقوق پدر و مادر
1- در سوره هاى بقره/83، نساء/36، انعام/51 و اسراء/23 نیكى به والدین بلافاصله پس از مسأله توحید قرار گرفته است. این امر بیانگر آن است كه در اسلام تا چه اندازه بر اهميّت حقوق پدر و مادر تأكید شده است.
2- احترام به پدر و مادر از اوصاف برجسته انبیاء الهى مانند حضرت یحیى، مسیح، نوح، ابراهیم(علیهم السلام) بر شمرده شده است. از قول حضرت یحیى در قرآن نقل شده است كه: «خدا من را طورى خلق كرد كه نسبت به پدر و مادرم خوش رفتار باشم.» قرآن این مطلب را در مورد حضرت عیسى(ع) نیز بیان مى كند: «خدا مرا طورى خلق نكرد كه نسبت به مادرم بدرفتار باشم.» باز در جاى دیگر مى فرماید: «من نسبت به مادرم نیك رفتارم.»
همچنین پیامبر اسلام (ص) در جواب سؤال فردى كه از او پرسید: «من أعظم حقاً على الرجل؟»،یعنى: «چه كسانى بزرگترین حق را بر فرد دارند؟» فرمودند: «والداه»، یعنى «پدر و مادرش» [2] .
تقدم حق مادر بر پدر
در ذیل به بیان چند حدیث، درخصوص تقدم حق مادر بر حق پدر مى پردازیم:
1- جاء رجل آخر قائلاً «یا رسول اللَّه(ص) من احق الناس بحسن صحابتى؟» قال: «أمك» قال: «ثم من؟» قال: «امك» قال: «ثم من؟» قال: «امك» قال: «ثم من؟» قال: «ابوك» . [3]
2- جاء رجل فسأل رسول اللَّه(ص) عن برالوالدین فقال «ابرر امك، ابررامك، ابرر امك، ابرر اباك، ابرر اباك، ابرر اباك» [4] .
در این حدیث نیكى به مادر قبل از نیكى به پدر ذكر شده و تكرار هر دو نشانگر اهمیت نیكى به والدین است.
3- عن الامام الباقر(ع): «ان موسى بن عمران قال: »یا رب اوصنى« قال: »اوصیك بى« قال: »یا رب اوصنى« قال: »اوصیك بى« ثلاثاً قال: »یا رب اوصنى» قال: «اوصیك بامك» قال: «یا رب اوصنى» قال: «اوصیك بامك» قال: «یا رب اوصنى» قال: «اوصیك بأبیك» [5] .
در این حدیث خداوند (جل جلاله) ابتدا دو مرتبه حضرت موسى(ع) را سفارش به خودش مى كند سپس دو مرتبه پیامبرش را سفارش به مادر مى كند آنگاه یك مرتبه او را سفارش به پدر مى كند.»
نكته هاى زیر از این حدیث بدست مى آید:
الف خداوند سفارش به مادر را قبل از سفارش به پدر ذكر مى كند.
ب خداوند سفارش به مادر را همردیف سفارش به خود قرار داده است.
ج خداوند حضرت موسى(ع) را – كه هم پیامبر است و هم معصوم از خطاست – به مادرش سفارش مى كند و این سفارش را دو مرتبه، تكرار مى كند كه این امر اهمیت حق مادر را مى رساند.
4- پیامبر(ص) فرمودند: «حق مادر دو برابر حق پدر است [6] .»
5- قال على بن الحسین(ع): «اوجبها علیك حق امك ثم حق ابیك [7] ».
6- جاء رجل الى رسول اللَّه(ص) قال: «یا رسول اللَّه: اىّ الوالدین اعظم حقاً. قال : «التى حملته بین الجنبین. [8] »
7- پیامبر(ص) مى فرماید: «یوصیكم اللَّه بامهاتكم ثم یوصیكم بامهاتكم، ثم یوصیكم بامهاتكم ثم یوصیكم بالأقرب فالأقرب»
8- در كتاب فقه الرضا(ع) آمده است كه: «و اعلم أن حق الأم الزم الحقوق و اوجب»
9- خداوند به موسى(ع) مى فرماید: «ألا ان رضاها رضائى و سخطها سخطى» یعنى «اى موسى آگاه باش كه رضاى مادر رضاى من است و خشم مادر خشم من است».

ناتوانى در اداى حق مادر
امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق در مورد حقوق مادر مى فرماید: «حق مادرت این است كه بدانى او به گونه اى تو را حمل كرده است كه هیچ كس چنین لطفى به دیگرى نمى كند و او تو را حفظ و نگهبانى كرد و باكى نداشت كه خود گرسنه باشد و تو را سیر سازد و خود تشنه بماند و تو را سیراب سازد و خود برهنه باشد و تو را بپوشاند و خود در معرض تابش شدید آفتاب قرار گیرد ولى براى تو سایه اى از محبت ایجاد كند و خود رنج بیدارى كشد ولى آسایش تو را فراهم سازد و از سرما و گرما حفظت كرد تا از آنِ او باشى. پس هر آینه توان سپاسگزارى او را ندارى مگر به كمك خدا و مددرسانى او» [9] .
در روایت آمده است كه روزى فردى از پیامبر(ص) پرسید: «ما حق الوالدة؟» پیامبر(ص) جواب دادند: «هیهات هیهات لو أنه عدد رمل عالج و قطر المطر أیام الدنیا قام بین یدیها ما عدل ذلك یوم حملته فى بطنها». یعنى هرگز نخواهى توانست!هرگز نخواهى توانست! اگر فرزند به تعداد ریگهاى بیابان و قطرات باران در جهان، در اداى حق مادر بكوشد معادل روزى كه مادر فرزند را در شكمش حمل مى كرد نمى شود [10] » .
همچنین روزى فردى به پیامبراكرم(ص) گفت: «من مادر پیرم را به پشتم حمل مى كنم و از روزى ام به او مى خورانم. آیا حق مادرم را به جا آورده ام؟» پیامبر(ص) فرمودند: «نه، زیرا كه مادرت نیز تو را حمل كرد و نیز از شیره جانش به تو خورانید.» بنابراین هر چه انسان در دوران پیرى در حق مادر بكوشد مادر نیز در دوران كودكى آن را براى فرزند انجام داده است. در ادامه پیامبر(ص) فرمودند: «و كانت تصنع ذلك لك و هى تحبّ حیاتك و انت تصنع هذا بها و تحب مماتها»، یعنى: «مادرت در تمامى مراحل، كارهایى كه براى تو مى كرد آرزوى زنده ماندنت را مى كرد، در حالى كه تو آن كارها را مى كنى و آرزوى مرگ مادر پیرت را دارى» [11] .

حقوق پدر و مادر
بدلیل آنكه در قرآن و روایات به حقوق مادر و پدر، همه جا در كنار هم اشاره شده است، ما نیز به حقوق آنها به طور كلى اشاره مى كنیم و بعضى از حقوق را كه اختصاص به مادر دارد در كنار آن نقل مى كنیم.

الف. خوش رفتارى
نباید والدین به خصوص مادر را در امور دنیوى در رنج و مشقت قرار داد هر چند مسلمان نباشند. چنانكه در قرآن آمده است «و صاحبهما فى الدنیا معروفاً» (لقمان/15)

ب.دعا و طلب مغفرت
یكى دیگر از حقوق والدین دعا است; چنانكه مستحب است در حق ایشان این دعاى قرآنى خوانده شود: «رب اغفر لى و لوالدىّ و ارحمهما كما ربیانى صغیراًو اجزهما بالاحسان احساناً و بالسیئات غفراناً» .
آیت اللَّه جوادى آملى در شرح این آیه مى گوید: «در این آیه، لفظ «ربیانى» (به دنیا آوردند مرا) آمده است نه لفظ «ولدانى» (رشد دادند مرا) و پدر و مادر باید به تربیت فرزند توجّه داشته باشند و هر قدر فرزندشان را خوب تربیت كنند همان اندازه نسبت به فرزندشان حق دارند» [12] .

ج. سپاسگزارى از والدین
خداوند در قرآن مى فرماید:«اشكر لى و لوالدیك» (لقمان / 14)
در توضیح آیه فوق باید گفت بر اساس قاعده عقلى «وجوب شكر منعم» شكر خدا واجب است. پدر و مادر نیز یكى از مجارى فیض خدا و مصادیق نعمت او هستند. ایشان هم منعم هستند و هم نعمت. از اینرو ما باید در درجه اول شكر خدا را بجا آوریم كه چنین نعمت بزرگى به ما ارزانى داشته و سپس در اداى حقوق پدر و مادر كه ولى نعمت ما هستند و بخاطر ما زحمات زیادى را متحمل شده اند بكوشیم. بنابراین بدلیل آنكه والدین مجراى وصول فیض و نعمت الهى به ما مى باشند سپاسگزارى از ایشان در طول سپاسگزارى از خدا قرار مى گیرد. البته روشن است كه مقصود از سپاسگزارى و تشكر از والدین تنها تشكر زبانى نیست بلكه مقصود احترام قلبى و عملى و قیام به اداى حقوق ایشان است.
امام صادق(ع) در مورد سپاسگزارى از والدین مى فرماید: «یجب للوالدین على الولد ثلاثة اشیاء: شكرهما على كل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فى غیر معصیة اللَّه و نصیحتهما فى السرّ و العلانیة». یعنى سه چیز بر فرزند، در حق پدر و مادر واجب است:
1- شكر پدر و مادر به هر شكل ممكن;
2- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزى كه امر و نهى مى كنند به جز در گناه و معصیت خدا
3- خیرخواهى براى ایشان در پیدا و نهان [13] .

د . رعایت ادب و پرهیز از شكوه
خداوند در آیه 23 و 24 سوره اسراء مى فرماید: «فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما و قل لهما قولاً كریماً واخفض لهما جناح الذل من الرحمة». از این آیه نكات ذیل را مى توان برداشت كرد:
1- لفظ «اخفض» همراه «ذل» آمده و هر دو به معناى نرمش و فروتنى با پدر و مادر است و تكرار دو كلمه هم معنا نشانه تأكید بر آن است [14] .
2- تواضع به پدر و مادر باید نشأت گرفته از رحمت و عواطف قلبى و عمل به فرایض الهى باشد نه از روى كراهت و اجبار [15] .
در زمینه اف نگفتن به پدر و مادر امام رضا(ع) مى فرماید: «أدنى العقوق أف و لو علم اللَّه شیئاً ایسر منه و اهون منه لنهى عنه»،یعنى كمترین چیزى كه باعث عاق پدر و مادر مى شود، اف گفتن بدانهاست. و هر آینه اگر چیزى ساده تر و خفیف تر از آن وجود داشت، خدا حتماً از آن نهى مى كرد [16] .« بنابراین اگر از كمترین چیزى كه باعث آزار پدر و مادر شود نهى شده است، به طریق اولى بالاتر از آن را هم كه باعث آزار آنها مى شود نباید انجام داد. در حدیث آمده است: »ان اضراك فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما ان ضرباك… ان ضرباك فقل لهما غفر اللَّه لكما فذلك منك قول كریم… و لا تملأ عینك من النظر الیهما الا برحمة و رقة و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما و لا یدك فوق ایدیهما و لا تقدم قدمهما»،یعنى اگر پدر و مادر تو را غمگین كردند بدانها كمترین حرفى نزن و اگر تو را زدند، آنها را زجر مده بلكه به آنها بگو خداوند شما را بیامرزد و این سخن همان قول كریم است كه خداوند در قرآن آورده…. و به پدر و مادرت جز با نظر رحمت و مهربانى نگاه نكن و صدایت را بالاتر از صداى آنها نبر و دستت را بالاى دست ایشان بلند نكن و در هنگام راه رفتن جلوتر از قدم هاى ایشان راه نرو». مقصود از عبارت «دستت را بالاى دست پدر و مادر قرار مده [17] »
یعنى هنگام گفتگو با آنها دستت را بالاى دست آنها مبر چنانكه نزد عرب رایج بود كه هنگام گفتگو دستانشان را باز مى كردند و تكان مى دادند.

ه – نیكى و احسان
آیات 17/اسراء، 29/عنكبوت، 46/احقاف، 83/بقره در مورد احسان به پدر ومادر است.
خداوند در آیه 83 سوره بقره مى فرمایند: «و اذ اخذنا میثاق بنى اسرائیل لا تعبدون الا اللَّه وبالوالدین احساناً».
این آیه شریفه به سه نكته اشاره دارد:
1- احسان به والدین در ردیف عبادت و بندگى خدا قرار گرفته است [18] .
2- نیكى به والدین اختصاص به آیین پیامبر(ص) ندارد; بلكه در ادیان دیگر نیز مطرح بوده است.
3- به دلیل اهمیت احسان به پدر و مادر خداوند از بنى اسرائیل نسبت به این امر عهد و پیمان گرفته است.
حال این سوال مطرح است كه چرا احسان به پدر و مادر در قرآن تكرار شده است؟ نخست به دلیل اهمیت حقوق ایشان است. دیگر آنكه چون در دوران كهنسالى نگهدارى پدر و مادر زحمت دارد، به همین دلیل بارها در قرآن عبارت «و بالوالدین احساناً» آمده است.
روزى فردى از حضرت ابا عبد اللَّه(ع) در مورد آیه «و بالوالدین احساناً» پرسید، حضرت فرمودند: «الاحسان أن تحسن صحبتهما و أن لا تكلّفهما أن یسألاك شیئاً مما یحتاجان الیه و ان كانا مستغنیین»،یعنى احسان آن است كه با آنان معاشرت نیكو و پسندیده داشته باشى و در مجالست و مصاحبت،از احترام به آنها دریغ نورزى و آنها را مجبور نكنى تا چیزى را كه احتیاج دارند از تو بخواهند، هر چند بى نیاز باشند. از این حدیث برمى آید كه انجام كار – در صورت درخواست و مطالبه پدر و مادر – احسان نمى باشد بلكه نیكى كردن به آنها بدون اظهار حاجت احسان است» [19] .
خواجه نصیر الدین طوسى در مورد احسان والدین به فرزندان و بالعكس مى گوید: «محبت پدر و مادر فرزندان را محبت طبیعى است و محبت فرزندان ایشان را محبتى ارادى و به این سبب در شرایع، اولاد را به احسان به آباء و امهات [سفارش كرده اند] و فرق میان حقوق پدران و مادران [از اینجا] معلوم مى شود، [كه] حقوق پدر روحانى تر است و به این سبب تنبیه فرزند بر آن بعد از تعقل حاصل آید و حقوق مادر جسمانى تر، و به این سبب هم در اول احساس، فرزند آن را فهم مى كند و به مادران میل زیاد نمایند و به این قضیه اداى حقوق پدران به بذل طاعت و ذكر خیر و دعا و ثنا كه روحانى تر است باید و اداى حقوق مادران به بذل مال و ایثار اسباب تعیش و انواع احسان كه جسمانى تر است زیاده باید». [20]

و – نیكى به پدر و مادر در زمان حیات و پس از مرگ
نیكى یا بِرّ آن است كه از آنچه دوست داریم، بدهیم زیرا مقام ابرار نیز چنین است. حضرت امام صادق(ع) درخصوص برو نیكى به پدر ومادر مى فرمایند: «ما ینمع الرجل منكم أن یبروا الوالدین حیین و میتین یصلى عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و یصوم عنهما فیكون الذى صنع لهما و له مثل ذلك فیزیده اللَّه ببرّه و صلاته خیراً كثیراً»،یعنى چه چیز مانع از آن مى شود كه به پدر و مادرتان در دنیا و پس از مرگ نیكى كنید: براى آنها نماز بخوانید و صدقه دهید و حج بگذارید و روزه بگیرید و مانند آن برایشان انجام دهید، زیرا خداوند به نیكى شما خیر زیاد مى دهد». در روایت آمده است كه روزى فردى به پیامبر(ص) گفت: «مرا سفارشى ده» پیامبر(ص) فرموند: «والدیك فاطعهما و برّهما حیین كانا او میتین و ان امراك أن تخرج من اهلك و مالك فافعل فان ذلك من الایمان»،یعنى تو را به پدر و مادرت سفارش مى كنم كه به آنان در حیات و ممات نیكى كنى و اگر به تو امر كردند كه از مال و خانه ات بگذرى، پس چنین كن، زیرا این جزئى از ایمان است.
علامه مجلسى در شرح نیكى به پدر و مادرى كه فوت كرده اند مى گوید: «با طلب مغفرت و آمرزش براى پدر و مادر و پرداخت دیون و قرض هاى آنان و به جا آوردن قضاى عبادات آنان و انجام كارهاى خیر و صدقه براى آنان و تمام كارهایى كه باعث رسیدن ثواب به ایشان مى شود به آنان نیكى كن». [21]
مى فرمایند: «بر الوالدین من حسن معرفة العبد باللَّه، اذ لا عبادة اسرع بلوغاً بصاحبها الى اللَّه من بر الوالدین المسلمین لوجه اللَّه لان حق الوالدین مشتق من حق اللَّه» یعنى نیكى به پدر و مادر از حسن معرفت بنده نسبت به خدا نشأت مى گیرد; زیرا هیچ عبادتى سریعتر از نیكى به پدر و مادر مسلمان به رضایت خدا منجر نمى شود، زیرا حق پدر و مادر از حق خدا ریشه گرفته است» [22] .

آثار نیكى به پدر و مادر
نیكى به پدر و مادر آثار زیادى دارد از جمله:
1- نیكى متقابل فرزندان:امام صادق (ع) مى فرمایند: «برّوا ءابائكم یبرّكم ابناءكم»، یعنى به پدر ومادرتان نیكى كنید تا فرزندانتان به شما نیكى كنند [23] » .
2- طول عمر: پیامبر(ص) فرمودند: «من بَرّ الوالدین زاد اللَّه فى عمره» [24] .
3- آسانى سكرات موت: پیامبر(ص) فرمودند: «من احب أن یخفف اللَّه عنه سكرات الموت فلیكن بوالدیه باراً»، یعنى هر كس دوست دارد خداوند سكرات موت را براى او آسان گرداند پس به پدر و مادرش نیكى كند [25] ».
شهید اول (قدس اللَّه) در كتاب «قواعد» بعضى از حقوق پدر و مادر را چنین برمى شمارد:
1- سفر مباح و حتى سفر مستحب بدون اجازه (پدر و مادر) حرام است.
2- فرمانبردارى ایشان در هر كارى اگر چه در امر مشكوك و مشتبه (البته اگر منجر به معصیت خدا نشود) واجب است.
3- اگر وقت نماز فرا رسیده باشد و(پدر و مادر) انجام كارى را از فرزند بخواهند باید نمازش را به تأخیر اندازد.
4- اختیار منع فرزند از جهاد كفائى را دارند. رسول خدا(ص) در این باره فرمودند: «لا ینبغى للرجل أن یخرج الى الجهاد و له أب أو ام الا باذنهما» [26] . همچنین نفقه پدر و مادر در صورت عدم استطاعت مالى بر عهده فرزند است و این نفقه با فضیلت ترین انفاقها در راه خداست. چنانكه پیامبر(ص) فرمودند: «هل تعلمون اى نفقة فى سبیل اللَّه افضل؟ قالوا: اللَّه و رسوله اعلم. قال: نفقة الولد على الوالدین» [27] .

عقوق والدین
امیر المؤمنین على(ع) مى فرماید: «من العقوق اضاعة الحقوق»،یعنى ضایع كردن حقوق از جمله عقوق است.
محقق خوانسارى در شرح این حدیث مى گویند: «مراد این است كه عقوق پدر و مادر فقط این نیست كه كسى با ایشان بدرفتارى كند و ایشان را آزار دهد، بلكه بجا نیاوردن حقوق ایشان از تعظیم و تكریم و فرمانبردارى و مانند آن نیز از جمله عقوق به شمار مى رود و وزر و وبال دارد [28] ». همانطور كه مى دانیم عاق مادر شدن، حرام است چنانكه پیامبر(ص) فرمودند: «ان اللَّه حرم علیكم عقوق الامهات [29] ». آیت اللَّه جوادى آملى مى گویند: «عقوق پدر و مادر جزء معاصى كبیره است. عاق زن و فرزند شدن حرام نیست بلكه عاق پدر و مادر حرام است. [30] » بنابراین ما باید ازعواملى كه عقوق والدین را در پى دارد بپرهیزیم. پیامبر(ص) مى فرمایند: «ایاكم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق» یعنى: «بترسید از اینكه عاق پدر ومادر و مغضوب آنها شوید زیرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام مى رسد، ولى هیچگاه به كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید» [31] .

عوامل موثر در عقوق والدین
یكى از عواملى كه عقوق والدین را در پى دارد، نگاه تند و غضبناك به پدر و مادر است. چنانكه امام صادق (ع) مى فرماید: «من العقوق أن ینظر الرجل الى ابویه يَحِدّ الیهما النظر [32] ». حتى اگر پدر و مادر نسبت به فرزند ظلم كرده باشند باز فرزندحق ندارد با نگاه بغض آلود و غضبناك بدانها بنگرد. یكى از آثار این عمل عدم قبولى نماز است چنانكه در حدیث آمده است: «من نظر الى والدیه نظر ماقت و هما ظالمان له لم تقبل له صلاة» [33]
همچنین باید بدانیم كه ممكن است فردى در زمان حیات پدر و مادر مورد رضاى آنها باشد ولى بعد از مرگ آنها به خاطر عدم برآوردن حقوق آنها مثل ادا نكردن قرضهاى آنان و… مورد عاق ایشان قرار گیرد. عكس این مطلب نیز ممكن است، یعنى چه بسا افرادى در دنیا مورد عاق پدر و مادر قرار گیرند ولى بعد از مرگ آنها، به سبب اداى حقوق آنان – مثل اداء قرض و انجام خیرات و مبرات براى آنها و… مورد رضاى پدر و مادر قرار گیرد.
از مطالبى كه گفته شد این نتیجه به دست مى آید كه حقوق والدین خصوصاً حقوق مادر از جمله حقوق واجبى است كه بر عهده هر فرد است و در آیات و روایات نیز بسیار بر آن تأكید شده است.
________________________________________
[1] – ابوالقاسم حسین بن محمدبن فضل (راغب اصفهانى). مفردات الفاظ قرآن: تفسیر لغوى و ادبى قرآن. ترجمه و تحقیق دكتر سید غلامرضا خسروى حسینى. تهران: مرتضوى، 1357.
[2] – ابوالفضل على الطبرسى. مشكاة الانوار فى غرر الاخبار. نجف: مكتبة الحیدریه، 1385 ق، ص 277.
[3] – حسن على قپانچى. شرح رسالة الحقوق امام سجاد(ع). دارالتفسیر، 1374،ج1، ص 548.
[4] – ابوالفضل على الطبرسى. همان.
[5] – قپانچى. ج 1، ص 505.
[6] – محمد سپهرى. ترجمه و شرح رساله الحقوق امام سجاد. قم: دارالعلم، 1375، ص 139.
[7] – محمدباقر مجلسى. بحارالانوار. بیروت: موسسه الوفاء، 1403 ق، ج71، ص 3.
[8] – قپانچى، ج1، ص 549.
[9] – سپهرى. همان.
[10] – حسین نورى طبرسى. مستدرك الوسایل و مستنبط المسائل. قم: موسسه آل البیت، 1408 ق، ج15، ص 203.
[11] – همان. ص 179.
[12] – رادیو قرآن. برنامه سروش هدایت: تفسیر آیت الله جوادى آملى. مورخ 10/1/78، ساعت: 10:30.
[13] – حسن بن على نمازى شاهرودى.مستدرك سفینه البحار. قم: موسسة النشر الاسلامى، 1419 ق- ج2، صص 342-3; ابن شعبه حرانى. تحف العقول عن آل الرسول(ص). قم: موسسه النشر الاسلامى. 1363، ص 322.
[14] – محمد باقر مجلسى. مراة العقول فى شرح اخبار آل الرسول (ص). تهران: دارالكتب الاسلامیة، 1363، ج8، ص 391.
[15] – «حقوق متقابل والدین و فرزندان». با معارف اسلامى آشنا شویم. سال 15، ش 36، زمستان 1375، ص 86.
[16] – مجلسى. همان، ص 42.
[17] – مجلسى مرآة العقول. ج8، صص 390-2 .
[18] – «حقوق متقابل والدین و فرزندان». ص 85.
[19] – همان. ص 86.
[20] – سپهرى. صص 134-135.
[21] – امام صادق(ع) – مجلسى. مرآة العقول. ج 8. ص 393.
[22] – حسین نورى طبرسى. ج15، ص 197.
[23] – ابوالفضل على طبرسى. ص 277.
[24] – همان
[25] – همان
[26] – قپانچى. ج1. ص 548.
[27] – حسین نورى طبرسى. ج15، ص 203.
[28] – جمال الدین محمد خوانسارى، شرح غررالحكم و دررالكلم. تهران: 1373، ج6، ص9، ح 9248.
[29] – قپانچى. ج1، ص 556.
[30] – رادیو قرآن. همان.
[31] – ناصر مكارم شیرازى. تفسیر نمونه. تهران: دارالكتب الاسلامة، 1378، ج 12، ص 80.
[32] – مجلسى. مرآة العقول. ج8، ص 393.
[33] – ابوالفضل على طبرسى. ص 277.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا