معارف اسلامی

محمود طاهری – شرح مناجات شعبانیه (11)

قسمت یازدهم شرح مناجات شعبانیه سید محمود طاهری

اِلهى لَوْ اَرَدتَ هُوانّى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى، اِلهى ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنى فى حاجَهٍ قَد اَفْنِیَتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْک.
معبود من! اگر خواریم را می‏ خواستى هدایتم نمی ‏فرمودى، و اگر می ‏خواستى که رسوا شوم، این همه آثار و اسباب رسوایى برانگیز را از من نمی‏ زدودى.معبود من! هرگز به تو این گمان را ندارم که در حاجتى که عمرم را در طلبش به پایان رساندم، ردم فرمایى.

نکاتى از این فراز
1. آثار عنایت خداوند به آدمی؛
2. گمان نیکو به خداوند و ثمرات آن.

1.«اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى؛ توجه الهى؛ هدایت و حرمت بنده»
پى بردن به محبت ربوبى نسبت به بنده، کارى صعب و مشکل نیست. به وسیلهنشانه‏ها به آسانى می‏توان مهرورزى خداوند را در حق بنده‏اش دریافت. به عنوانمثال، «مولانا»، درخشش برق مهر دوست در دل بنده را علامت آن دانست که ازآن طرف در نهاد معبود نیز دوستى و مهر وجود دارد، و نیز عنوان نموده است کهاگر عاشقى، جویاى وصل معشوق باشد و در سرش سوداى وصال او را بپروراند،بداند که معشوق نیز جویاى او است:

چون در این دل،برقِ مهرِ دوست جَست اندر آن دل، دوستى می‏دان که هست
هیچ عاشق، خود نباشد وصل جو که نه معشوقش بود جویاى او
در دل تو مهر حق چون گشته نو هست حق را بى گمان مهرى به تو

مولانا

و به تعبیر عارف و شاعر شوریده همدان، بابا طاهر: «اگر دوست با ما سر یارىنداشته باشد، چرا هر نیمه شب به خوابمان می‏آید».

دو زلفونت بُوَد تار رُبابُم چه می‏خواهى از این حال خرابُم
اگر با مو سر یارى ندارى چرا هر نیمه شو آیى بخوابُم

حاصل سخن آنکه، امام علیه‏السلام براى بیان دلگرمی به عنایت و توجه معبودش درحق او، دو علامت عنوان می‏نماید: یکى آنکه هدایت نمودنش، نشانه آن است کهخداوند خوارى بنده را بر نمی‏تابد و در نتیجه، بنده‏اش را دوست می‏دارد. دیگر آنکه،بنده خویش را رسوا نکرده است و رسوا نکردنش، علامت آن است که او را از این جهتعافیت بخشیده است و عافیت بخشى او نیز ریشه در عنایت او و مهر و محبت او دارد.

2.«اِلهى ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنى؛ گمان نیک به خداوند»
خداوند در برابر «گمان نیک» بنده‏اش در حق او حساب ویژه‏اى باز نموده است، وابواب بى‏شمارى را تنها، به سبب خوش گمانى بنده‏اش در حق او، گشوده است.

حسن ظن است و امید حق تو را که تو را گوید به هر دم برتر آ

مولانا

براى بیان اهتمام به گمان شایسته داشتن به پروردگار و برکات و خیراتفراوان حاصل از آن به نقل یک روایت و نیز یک حکایت اکتفا می‏کنیم؛ «تو خودمفصل بخوان از این مُجمَل».

از امام رضا علیه‏السلام چنین نقل است: اَحْسِنِ الظَّنَ بَاللّه‏ِ فَاِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ یَقوُلُ: أنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِى الْمُؤمِن بى، اِنْ خَیْراًفَخَیراً وَ اِنْ شَرّاً فَشَرّاً.

خوش گمان باش، زیرا خداى عزوجل می‏فرماید: من نزد گمان بنده مؤمنخویش می‏باشم. اگر گمان خوب بود، رفتار من نیز خوب خواهد بود و اگرگمان او بد بود، رفتار من نیز با او بد خواهد بود.(77)

صاحبدلى را به خواب دیدند. او را گفتند: خداى عزوجل با تو چه کرد؟
گفت: مرا در موقف سؤال نگه داشت و گفت: دیدى در دنیا چه کردى؟
من ترسیدم: آنگه گفتم: بار خدایا! از تو نه این خبر دادند! خداى تعالى گفت:چگونه؟
گفتم: از تو خبر دادند که فرمودى: «من با بنده آن کنم که از من چشم دارد و بهمن گمان برد.» و من گمان بردم که بر من رحمت کنى!
خداى تعالى مرا گفت: رو که تو را آمرزیدم و بر تو رحمت نمودم.(78)
و این گونه است که امام علیه‏السلام از سرمایه خوش گمانى خویش به خداوند سودجسته و عرض می‏کند: «معبود من، آن گمان به تو ندارم که حاجتى را که عمرخویش بر آن گذاشتم روا نسازى».

———————-
پی نوشت ها:

77. اصول کافى، ج 3، ص 116.
78. رشید الدین میبدى؛ کشف الاسرار، ج 1، ص 372.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا