دوران قبل از قرآن
عصر قرآن
اعتدال در قرآن
1- اعتدال در بخشش
2- اعتدال در عفو و انتقام
3- اعتدال در جنبههای مادی و معنوی
4- اعتدال در اقتصاد
5- اعتدال در انتخاب همسر
6- اعتدال در معاشرت
قانون نظارت عمومی در قرآن
قانون برابری و ملاک برتری در قرآن
نتیجه دوران قبل از قرآن این یک حقیقت مسلم و تاریخی است که قبل از طلوع خورشید تابناک اسلام دورانی بود، تاریک وحشت زا، مردمش در جهل و نادانی، در انحطاط علمی و اخلاقی و در وحشیّت و بربریت به سر میبردند. در آن دوران تاریک، اختلافات نژادی و طبقاتی، قانون زور، پستی، فرومایگی و هرج و مرج اجتماعی بر مللل جهان خاصه بر عرب حکومت میکرد. دلها به سوی غارت و یغماگری متوجه بود. قدمها به سوی برافراختن آتش جنگ و خونریزی میشتافت.عرب قبل از اسلام از عقیدههای خرافی و روشهای وحشی گری، بهره فراوانی داشتند نه دارای عقیده و مذهبی بودند که همه آنها را در یک نقطع متمرکز سازد و نه دارای یک قانون و نظام اجتماعی واحد بودند که ارتباط و هماهنگی در میان آنان برقرار کند. پیروی از عادات و روشهای نیاکان، آنان را متحیر ساخته به هر سو سوقشان میداد. بتپرستی از رواج خاصی برخوردار بود و مردم عصر جاهلی دارای بتهای متعددی بودند که آنها را پرستش نموده، وسیله شفاعت به پروردگارشان میدانستند. در میان آنان بر پایه شانس موهوم تقسیم میشد و قمار بازی برای آنان یک عمل عادی و شایع بود، به طوری که این عمل فاسد یک نوع مایه افتخار و مباهات در اجتماع آنان محسوب میشد. یکی دیگر از عادات زشت آنان ازدواج با همسران پدران و زشتتر از آن، کشتن دختران و زنده به گور کردن آنها بود.عصر قرآن آری اینها قسمتی از عادات زشت عرب بود در دوران جاهلیت و قبل از اسلام و قبل از نزول قرآن. ولی موقعی که نور محمد در مکه بدرخشید و آفتاب اسلام از جزیزهالعرب سر زد دلهای تاریک مردم جاهلی با معارف الهی روشن و از آلودگیها پاک گردید.توحید و یگانه پرستی جایگزین بت و بت پرستی شد، جهل و نادانی جای خود را به علم و دانش داد. رذایل اخلاقی به اوصاف نیک، اختلاف و دشمنی به محبت و دوستی مبدل گردید. از همین مردم غارت گر، سست و پراکنده یک ملت متحد و منسجم و پر مهر به وجود آمده که توانست، نفوذ و حکومت خویش را در سر تا سر جهان گسترش داده و پرچم علم، تمدن، انسانیت و تقوا را در تمام دنیا به اهتزاز درآورد. «دوری» یکی از وزرای فرانسه در این باره چنین میگوید:محمد پیامبر مسلمانان با تعالیم عالی و آسمانی خویش به آسانی توانست قبایل پراکنده عرب را متحد سازد و از آنها ملت واحدی تشکیل داده، حکومت و نفوذ خویش را از اسپانیا تا شبه قاره هند گسترش دهد و در تمام جهان پرچم تمدن را به اهتزاز در آورد. آن مرد بزرگ این تحول عجیب و همه جانبه را در موقعی به وجود آورد که هنوز اروپا در ظلمت قرون و سطایی به سر میبرد. و سپس میگوید:در قرون وسطی، تنها مردمی که دارای علم و دانش بودند و گوی سبقت را در این میدان از همگان ربودند، همان ملت عرب بود که ابرهای ضخیم جهالت، وحشیت و بربریت را که بر آسمان اروپا کشانده شده بود از هم پاشیدند و آفتاب تمدن، علم و اخلاق را به آن سرزمین تاباندند. (1) این همه پیشرفت، ترقی، تعالی و افتخارات عظیمی هم که نصیب عرب گردید، در اثر همان تعالیم عالیه قرآن مجید و کتاب آسمانی بود که بر تمام کتابهای آسمانی دیگر تفوق و برتری دارد، قوانینش بر پایه عقل، استوار و پیریزی گردیده تعالیمش دارای یک روش خاص، جالب و استثنایی است.اعتدال در قرآن یکی دیگر از ویژگیهای قرآن و جنبههای اعجاز آن، اعتدال و میانه روی در قانون گذاری و دستورات اخلاقی است. قرآن در قانون گذاری، روش اعتدال و میانه روی را در پیش گرفته و از هر گونه افراط و تفریط اجتناب نموده است. قرآن تا آن جا به موضوع اعتدال توجه داشته است که آن را برای افراد انسان نیز یک امر لازم و ضروری دانسته، با زبان آنان از خداوند راه اعتدال و خالی از اعوجاج و روش دور از افراط و تفریط را میطلبد، آن جا که میگوید: «اهدنا الصراط المستقیم» (2) (خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرمای». این جمله در عین اختصار معنای عمیق و ژرفی را در بردارد که توضیح آن را در تفسیر سوره حمد خواهید خواند.قرآن مجید در آیات زیادی به اعتدال و میانهروی در تمام امور دعوت مینماید و به یک روش عادلانه که از افراط و تفریط به دور باشد، رهبری میکند؛ آن جا که میگوید: «ان اللَّه یأمرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل. (3) خداوندا اکیداً به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانشان برگردانید و در هنگام داوری، راه عدالت در پیش گیرید». «اعدلوا هو اقرب للتقوی. (4) عدالت بورزید، زیرا که آن به تقوا و پرهیزکاری نزدیک است». «و اذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذاقربی. (5) هنگام سخن گفتن، حق و عدالت را رعایت کنید، گرچه به ضرر خویشان شما باشد». «ان اللَّه یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی یعظکم لعلکم تذکرون. (6) خداوند شما را به عدل و نیکی و به احسان برای خویشاوندان اکیداً فرمان میدهد و از کارهای زشت و از ظلم و ستم نهیتان میکند و بدن گونه پندتان میدهد، شاید که بپذیرید». قرآن در تمام ابعاد و امور زندگی راه اعتدال و میانهای را در پیش پای میگذارد که ذیلاً قسمتی از آنها را برای شاهد گفتار، در این جا میآوریم.
1- اعتدال در بخشش قرآن مجید انسان را به اقتصاد و میانه روی در به کارگیری مال و بهرهبرداری از ثروت فرمان میدهد، از طرفی صفت بخل را نکوهش و از طرف دیگر اسراف در زندگی را مذمت میکند. قرآن در آیات متعدد از بخل و آز، نهی نموده و عواقب زیانبار آن گوشزد میکند و میگوید: «و لا یحسبن الذین یبخلون بما اتاهم اللَّه من فضله هو خیراً لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه و للَّه میراث السماوات و الارض و اللَّه بما تعملون خبیر. (7) آنان که خداوند از فضل و کرم خویش نعمت و ثروت فراوان به آنان داده است. از بذل و بخشش خودداری میکنند، خیال نکنند که این عمل به سود آنهاست بلکه به ضرر آنهاست، زیرا همان اموال را به زودی همانند طوقی بر گردنشان میافکنند و آن چه در آسمانها و زمین است، ملک خاص و ماندگار خداست و خداوند بر اعمال شما آگاه است». در برابر این گروه آیات که انسان را به بذل و بخشش تشویق میکند، آیات دیگری نیز وجود دارد که از اسراف و تبذیر نهی کرده، مردم را از مفاسد آن برحذر میدارد و چنین میگوید:«و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین. (8) و اسراف نکنید زیرا که خداوند مسرفان را دوست ندارد».«ان المبذّرین کانوا اخوان الشیاطین. (9) اسراف کنندگان برادر شیطانند».«و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً (10). نه دستت را بر بذل و بخشش ببند و نه آن را بیش از حد بگشای تا مورد سرزنش قرارگیری و از زندگی فرو مانی».
2- اعتدال در عفو و انتقام قرآن انسان را به تحمل، صبر و استقامت در برابر مصائب و مشکلات فرمان میدهد. افراد صبور را میستاید و به آنان پاداش بزرگی را نوید میدهد و میگوید: «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب. (11) صابران اجر و پاداش خود را بیحساب دریافت میکردند». «و اللَّه یحب الصابرین (12).خداوند صبر کنندگان را دوست دارد». ولی باید توجه داشت که قرآن در برابر ظالم دست مظلوم را نبسته و او را از گرفتن حق خویش باز نداشته است، بلکه برای این که ریشه ظلم و فساد قطع شود و برای این که قانون عدالت در روی زمین حکم فرما باشد، به مظلوم اجازه و بلکه فرمان میدهد که در برابر ظلم و ستمگر مقاومت و ایستادگی نماید و عادلانه از وی انتقام بگیرد. قرآن در این مورد میگوید:«فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم (13). هر کس بر شما تعدی کند، شما نیز به اندازه تعدی وی از او انتقام بگیرید».قرآن به اولیای مقتول اجازه داده است که در صورت عمدی بودن قتل، قاتل را قصاص کنند و به تاوان مقتول او را بکشند:«و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل. (14) هر کس مظلوم کشته شود، به ولیاش سلطه (حق قصاص) دادیم ولی او هم نباید در قتل اسراف ورزد».
3- اعتدال در جنبههای مادی و معنوی قرآن مجید چون بر پایه اعتدال و میانهروی، تشریع و قانون گذاری میکند این است که نظام و قوانین اجتماعی این عالم را با قوانین آخرت تطبیق نموده، در میان آنها نیز هماهنگی به وجود آورده است. از یک طرف اصلاح امور این جهان را به عهده گرفته، از طرف دیگر سعادت اخروی افراد بشر را تضمین میکند. این قرآن، همان قانون بزرگ و ناموس اکبری است که پیامبر بزرگ اسلام آن را آورده تا بدان وسیله جهان بشریت را به سعادت هر دو جهان برساند.قرآن مانند تورات فعلی نیست که قانون آن اختصاص به زندگی مادی داشته و تنها مربوط به این جهان باشد و به جهان دیگر توجه نکند. آری، تورات آن چنان در چهارچوبه جهان مادی غرق شده که کوچکترین توجهی به جهان آخرت ندارد و حتی پاداش اعمال نیک را نیز مال و منال دنیا و مسلط بودن بر مردم میشناسد، نتیجه و مجازات گناهان را از دست دادن تسلط و ثروت این جهان معرفی میکند. و همچنین قرآن مانند انجیل فعلی نیست که در تشریع و قانون گذاری به جنبههای اخروی بپردازد و از نظام اجتماع و امور زندگی غفلت ورزد و آن را اساساً نادیده بگیرد، بلکه قانون قرآن یک قانون کامل و گستردهای است که هم به امور زندگی و نظامات اجتماعی این جهان نظارت دارد و هم به اصلاح شئون جهان آخرت میپردازد و هیچ یک از دو جنبه مادی و معنوی بشر را فرو گذار نمیکند.قرآن مجید در تعالیم خود گاهی انسان را به عالم آخرت سوق میدهد و گاهی به امور زندگی این جهان متوجه میکند و در مقام توجه به جهان آخرت میگوید: «و من یطع اللَّه و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ذلک الفوز العظیم و من یعص اللَّه و رسوله و یتعد حدوده یدخله ناراً خالداً فیها و له عذاب مهین (15).هر کسی که از خدا و پیامبرش پیروی کند، خداوند او را به باغهایی وارد میسازد که همواره از زیر درختانش نهرها جاری است، در آن جا همیشگی خواهند بود و این است پیروزی بزرگ و هر کس نسبت به خدا و پیامبر او عصیان ورزد و از حدودش تجاوز کند، او رإ؛ککچز به آتش دوزخ میافکند که جاودانه در آن خواهد ماند و بر اوست، شکنجه دردناک و مذلت بار». فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره. و من یعمل مثقال ذره شراً یره. (16) هر کس به اندازه ذرهای کار نیک انجام دهد» پاداش آن را خواهد دید و هر کس به اندازه ذرهای عمل بد انجام دهد، کیفر آن را هم خواهد چشید». «و ابتغ فیما اتاک اللَّه الدار الاخره و لا تنس نصیبک من الدنیا (17) در آن چه خدا (از اموال دنیا) به تو داده است، سرای آخرت را بطلب»! قرآن در آیات زیادی مردم را به فرا گرفتن علم و دانش پیروی از تقوا ترغیب و تشویق نموده، در عین حال برای آنان لذایذ زندگی و بهره برداری از نعمتهای پروردگار را مباح و جایز میداند و این حقیقت را چنین بیان میکند:«قل من حرّم زینهاللَّه التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق (18). بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده است و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است».قرآن مجید، در عین توجه به امور زندگی انسان در دنیا، به امور معنوی و اخروی نیز توجه ویژه دارد و مردم را به عبادت خدا و به تفکر در آیات و آثار تشریعی و تکوینی خداوند و به تأمل در موجودات جهان هستی و در اسرار و دقایق وجود انسان، با تأکید دعوت میکند ولی در عین حال تنها به این که انسان را به خدا برساند و بنده را با خدا مرتبط سازد، اکتفا نمیکند؛ بلکه به جنبه دیگری نیز که افراد بشر را به همدیگر مربوط میسازد و در میان آنان الفت و محبت ایجاد میکند، توجه خاصی مبذول میدارد.
4- اعتدال در اقتصاد خرید و فروش و معاملات را تجویز، ربا و فزونطلبی را تحریم نموده، آن جا که میگوید:«و احل اللَّه البیع و حرم الربوا. (19) خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام نموده است».قرآن به افراد بشر دستور داده است که بر عهد و پیمانهای خود وفادار باشند: «یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود. (20) ای کسانی که ایمان آوردهاید، به عقود و پیمانهای خویش وفا کنید».
5- اعتدال در انتخاب همسر چون بقای نوع بشر متکی به امر ازدواج است، خداوند نیز در قرآن برای تأمین همان احتیاج فطری انسان، او را به ازدواج امر نموده و چنین فرمود است:«و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقرآء یغنهم اللَّه من فضله و اللَّه واسع علیم. (21) مردان و زنان بیهمسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را به نکاح یکدیگر در بیاورید و اگر فقیر و تنگدست باشند، خدا آنان را از فضل خود بینیاز میسازد، خداوند وسعت بخش و داناست».«فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع فان خفتم الا تعدلوا فواحده (22) ازدواج کنید از زنانی که بر شما حلال گردیده است، دو یا سه یا چهار زن و اگر بترسید که نتوانید در میانشان با عدالت رفتار کنید، در این صورت تنها به یکی کفایت بورزید».
6- اعتدال در معاشرت قرآن به انسان امر میکند که با همسرش خوشرفتاری کند و تمام احتیاجات زندگی او را برطرف سازد و همچنین دستور میدهد که انسان با تمام مسلمانان مخصوصاً با پدر، مادر، اقوام و عشیره خویش با نیکی، ملایمت و خوشی رفتار نماید بلکه از نظر قرآن نیکی و خوشرفتاری یک برنامه وسیع و همگانی است که در برابر افراد بشر خواه مسلمان و غیر مسلمان باید رعایت شود. قرآن در این مورد میگوید: «و عاشروهن بالمعروف (23).با همسرانتان به طور شایسته رفتار کنید». «و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف (24).و به همان مقدار که زنانتان وظایفی در قبال شما دارند، حقوقی نیز بر گردن شما دارند و از حقوق متقابل برخوردارند». و اعبدوا اللَّه و لا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً و بذی القربی و الیتامی و المساکین و الجار ذی القربی و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابن السبیل و ما ملکت ایمانکم ان اللَّه لا یحب من کان مختالاً فخوراً (25).و خدا را پرستش کنید و چیزی را بر وی شریک قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید، همچنین به خویشاوندان، یتیمان، مستمندان، همسایگان دور و نزدیک و دوست و همنشین، واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آنها هستید (به همه آنها نیکی کنید) خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است (و از ادای حقوق دیگران سر باز میزند) دوست نمیدارد». «و احسن کما احسن اللَّه الیک و لا تبغ الفساد فی الارض ان اللَّه لا یحب المفسدین (26) نیکی کن، همان گونه که خدا به تو نیکی نموده است و هرگز در زمین در جست و جوی فساد مباش که خدا مفسدان را دوست نمیدارد». «ان رحمت اللَّه قریب من المحسنین (27).رحمت خداوند جداً به نیکوکاران نزدیک است». «و احسنوا ان اللَّه یحب المحسنین (28).و نیکی کنید، زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد». اینها نمونههایی است از تعالیم قرآن در رابطه با اعتدال و میانهروی در تمام ابعاد و اجتناب از افراط و تفریط در تمام امور!!قانون نظارت عمومی در قرآن قرآن امر به معروف و نهی از منکر را که نظارت عمومی و کنتزل مردمی گسترده و در عین حال ساده و بیمعونه اجتماعی است، بر تمام افراد امت واجب کرده، آن را به طایفه و افراد خاصی منحصر ندانسته است. قرآن با این ماده قانون، موجبات گسترش تعالیم خویش را فراهم ساخته و بر تعالیمش روح حیات و بقا دمیده و پشتوانه نیرومند تداوام و استمرار بخشیده است.اسلام افراد اجتماع و اعضای خانوادهها را بر یکدیگر ناظر و راهنما قرار داده و هر فرد را بر دیگر مراقب و هدایتگر نموده است و در واقع به تمام افراد مسلمان وظیفه یک فرد پلیس را داده که افراد دیگر جامعه را به سعادت و راه نیک راهنمایی کنند و از ظلم، ستم و فساد بازشان بدارند، یعنی به طور کلی همه مسلمانان به تبلیغ و اجرای قوانین اسلام و نظارت بر حسن اجرای آن، مأمور و موظف میباشند. خواننده عزیز! آیا میتوان سپاهی بزرگتر، نیرومندتر و مؤثرتر از این سپاه، آن هم به رایگان به وجود آورد و این چنین به سازندگی مادی و معنوی جامعه پرداخت؟!در عصر کنونی برای نظارت بر امور کشور نیروی وسیع انتظامی مهیا میکنند ولی با این حال نمیتوانند، از تخلفات و قانون شکنیها جلوگیری نمایند؛ زیرا نیروی انتظامی هر چه وسیع و مجهز باشد، باز هم نمیتواند در همه اوقات و نقاط با تمام افراد ملت همراه بوده، بر اعمال وی نظارت کند. اما اسلام با یک طرح و برنامه عالی و با واجب نمودن «امر به معروف و نهی از منکر» یک سپاه انتظامی و نیرومند و گستردهای را به وجود آورده، بسیج عمومی نموده است که با تمام سپاه و نیروهای انتظامی جهان تفاوت اصولی و ماهوی دارد که بدون بودجه و هزینه اداره میگردد و در همه جا و در همه زمانها و مکانها حضور دارد و بر همه نظارت میکند و ناظر و ضامن اجرای قوانین عالیه اسلام میباشد.قانون برابری و ملاک برتری در قرآن از بزرگترین و عمیقترین قوانین و تعالیم قرآن، قانون مساوات و برابری است که قرآن با تشریع این ماده قانون، در میان مسلمانان اتحاد، یگانگی، برابری و برادری برقرار میسازد و همه آنان را در صف واحد قرار میدهد و هر گونه امتیازات و اختلافات نژادی و طبقاتی را در میانشان لغو میسازد و تمام برتریها و فزونطلبیها را از ریشه بر میکند و تنها در این میان علم و تقوا را ملاک فضیلت و برتری قرار میدهد، آن جا که میگوید: «ان اکرمکم عنداللَّه اتقاکم. (29) گرامیترین شما در نزد خداوند باتقواترین شماست». «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون. (30) (و بگو آیا آنان که میدانند با آنان که نمیدانند، یکسان و برابرند؟ رسول خدا نیز میفرماید: «خداوند بزرگ، کسانی را که در دوران جاهلیت خوار و ذلیل بودند، در سایه اسلام، عزت بخشید و به وسیله اسلام نخوت و تکبر دوران جاهلیت و تفاخر به اقوام و عشیره و مباهات به پدران و نیاکان و هر گونه اختلافات طبقاتی و نژادی را از بین برد، تمام مردم جهان از سپید و سیاه و از عرب و عجم همه و همه فرزندان آدمند و خداوند آدم را از خاک آفریده است و در روز رستاخیر محبوبترین مردم در پیشگاه خدا پرهیزکارترین آنها خواهد بود». (31) باز میفرماید: «فضیلت دانشمندان نسبت به سایر مردم مانند فضیلت من است، نسبت به کمترین شما (32)». اسلام، سلمان فارسی بیگانه را به خاطر کمال ایمانش بر دیگر مسلمانان مقدم داشت تا جایی که او را از اعضای اهل بیت خود پیامبر قرار داد. (33) ولی ابولهب عموی پیامبر را به علت کفر و بیدینی به عقب راند.تاریخ زندگانی پیامبر اسلام هم نشان میدهد که وی در هیچ مورد با نسب و نژاد خویش بر دیگران برتری نجسته و با ملاکها و امتیازات دیگری از آنها برخوردار بوده است و معمولاً مردم آن عصر و دوران به وسیله آنها فخر و مباهات میکردند، به خود نبالیده است، بلکه مردم را تنها به سوی ایمان به خدا و روز رستاخیز دعوت نموده و به اتحاد و یگانه پرستی رهنمونشان بوده است و از این راه توانست بر قلوب مردم حکومت کند و ریشههای عمیق تکبر و زمینههای افتخارات بیجا را از دلشان برکند و به جای آن، نهال محبت و اخوت بنشاند تا جایی که افراد ثروتمند و خاندانهای شریف حاضر میگردیدند دخترانشان را به ازدواج افراد فقیر و افرادی که به نظر آنان از خاندانهای به اصطلاح پست و عقب افتاده به شمار میرفتند در بیاورند و با آنان پیوند قوم و خویشی برقرار سازند. (34) نتیجه این است که قانون قرآن و تعالیم اسلام، تمام مصالح فردی و اجتماعی را در نظر گرفته است و قوانینی را تشریع و تنظیم نموده است که میتواند پاسخگوی تمام نیازمندیهای مختلف جوامع بشری بوده، بر تمام جنبههای دنیوی و زندگی مادی انسان نظارت کند و تمام جنبههای دنیوی و اخروی را نیز تأمین نماید.آیا با این حال در نبوت و پیامبری کسی که این همه قوانین متعالی و مترقی را آورده است، جای شک و تردید باقی میماند؟! آن هم با توجه به این که: پیامبر اسلام در میان یک مشت مردم وحشی و نادان به دنیا آمده و در میان مردمی نشو و نما نموده است که کوچکترین ارتباط و آشنایی با این گونه تعالیم عالی آسمانی نداشتهاند و این تعالیم از افق فکر آنان برتر و از سطح تصورشان بالاتر بود.1 ) صفوه العرفان، محمد فرید وجدی، ص 119.
2 ) فاتحه/ 6.
3 ) نساء/ 58.
4 ) مائده/ 8.
5 ) انعام/ 152.
6 ) نمل/ 90.
7 ) آل عمران/ 180.
8 ) انعام/ 141.
9 ) اسراء/ 27.
10 ) اسراء/ 27.
11 ) زمر/ 10.
12 ) آل عمران/ 146.
13 ) بقره/ 194.
14 ) اسراء/ 32.
15 ) نساء، 13، 14.
16 ) زلزله، 7، 8.
17 ) قصص/ 77.
18 ) اعراف/ 32.
19 ) بقره/ 275.
20 ) مائده/ 1.
21 ) نور، 32.
22 ) نساء/ 3.
23 ) نساء/ 19.
24 ) بقره/ 228.
25 ) نساء/ 36.
26 ) قصص/ 77.
27 ) اعراف/ 56.
28 ) بقره/ 195.
29 ) حجرات/ 13.
30 ) زمر/ 9.
31 ) فروع کافی، ج 2، باب 21 «ان المؤمن کفو المؤمنه»
32 ) الجامع الصغیر با شرح مناوی، 432/4 «فضل العالم علی سائر الناس کفضلی علی ادناکم.»
33 ) بحارالانوار، فضایل سلمان، ج 4، باب 76 «فالاسلام قدم سلمان الفارسی لکمال ایمانه حتی جعله من اهل البیت و اخر ابی لهب عم رسول اللَّه لکفره»
34 ) زیاد بن لبید که از ثروتمندان و بزرگان مدینه بود، به فرمان رسول خدا (ص) دختر زیبا و شایستهاش زلفا را به ازدواج یک مسلمان سیاه، کوتاه قد و بیچیز سودانی به نام جویبر در آورد، در صورتی که جز اصل برابری در اسلام، عامل دیگری برای این ازدواج وجود نداشت؛ فروع کافی، ج 2، باب 21.ترجمه البیان، ص 94 – 105
آبت الله سید ابوالقاسم خویی