معارف اسلامی

چرایی تفکر در خصوص آفرینش انسان از نطفه

خداوند برای درهم شکستن غرور انسان که سرچشمه سرکشى ها و ناسپاسى هاست در سوره عبس به آفرینش انسان از نطفه ای ناچیز اشاره کرده. می فرماید: خداوند این انسان را از نطفه اى ناچیز و بى ارزش آفرید. چرا این انسان، به اصل خلقت خود نمی اندیشد؟! دقت در آفرینش انسان از نطفه و اندازه گیرى تمام ابعاد وجودى او، بهترین دلیل براى خداشناسى است و انسان با علم به این مسئله هیچگاه دچار غرور نخواهد شد.

از آنجا که سرچشمه سرکشى ها و ناسپاسى هاى انسان غالباً غرور است، براى در هم شکستن این غرور، خداى متعال در آیه18 سوره«عبس» ، می فرماید: (خداوند این انسان را از چه چیز آفریده؟!)؛ «مِنْ اَیِّ شَیْء خَلَقَهُ».
(او را از نطفه اى ناچیز و بى ارزش آفرید، و سپس او را موزون ساخت و در تمام مراحل اندازه گیرى نمود)؛ «مِنْ نُطْفَه خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ».
چرا این انسان، به اصلخلقت خود نمی اندیشد؟! و ناچیز بودن مبدا اصلى خود را فراموش می کند؟ وانگهى چرا قدرت خداوند را در آفرینش این موجود بدیع از آن نطفه ناچیز نمی نگرد؟ که دقت در همین آفرینش انسان از نطفه و اندازه گیرى تمام ابعاد وجودى او، اعضاء پیکرش، استعدادهایش و نیازهایش، خود بهترین دلیل براى خداشناسى و معرفه اللّه است.
جمله «قَدَّرَهُ» از ماده «تقدیر» به معنى اندازه گیرى و موزون ساختن است؛ زیرا می دانیم در ساختمان وجود انسان، بیش از بیست نوع فلز و شبه فلز به کار رفته، که هر کدام از نظر کمیتو کیفیت اندازه معینى دارد، که اگر کم و بیشى در آن رخ دهد، نظام وجود انسان به هم می ریزد.
از این گذشته، کیفیت ساختمان اعضاء بدن ، و تناسب و ارتباط هاى آنها با یکدیگر، اندازه هاى دقیقى دارد، و نیز استعدادها، غرائز و امیالى که در فرد انسان، و در مجموعه جهان بشریت، نهفته است، باید طبق حساب خاصى باشد تا سعادت بشر را تامین کند.
خداوند کسى است که تمام این اندازه گیرى ها را در آن نطفه بى ارزش انجام داده، نطفه اى که به قدرى کوچک است که اگر از سلول اصلى حیات شناور در آب آن به تعداد تمام انسان ها، یک جا جمع شود، بیش از یک انگشتانه را پر نمی کند.
آرى، در چنین موجود خرد و صغیر، این همه بدایع و نقوش را ترسیم کرد و به ودیعت نهاد. (1)
لذا آفرینش انسان از نطفه از نشانه های عظمت خداوند است و انسان با علم به این مسئله هیچگاه دچار غرور و خود بزرگ بینی نخواهد شد.

پی نوشت:
(1). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و سوم، ج 26، ص 146.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا