مسئله شفاعت از نظر قرآن چگونه بیان شده است؟

مسئله شفاعت از نظر قرآن چگونه بیان شده است؟ شفاعت نصیب چه کسانى مى گردد؟

شفاعت از ماده «شفع»، به معناى ضمیمه کردن چیزى به مثل اوست «ضَمُّ الشىء الى مثله».[1] از این عبارت روشن مى شود که باید نوعى شباهت و همانندى میان آن دو باشد، هر چند تفاوت هایى نیز در میان آنها دیده شود.
بنابراین، شفاعت در قرآن، یعنى شخص گنه کار به خاطر پاره اى از جنبه هاى مثبت[ مانند ایمان یا انجام دادن بعضى از اعمال صالح] شباهتى با اولیاى خدا پیدا کند و آنها با عنایت ها و کمک هاى خود، او را به سوى کمال سوق دهند و از پیشگاه خدا تقاضاى عفو کنند. حقیقت شفاعت، قرار گرفتن موجودى قوى تر و برتر، در کنار موجودى ضعیف تر و کمک کردن به او براى پیمودن مراتب کمال است.[2]
مسئله شفاعت از اصول مسلم اسلام است که روایات زیادى از طریق شیعه و اهل سنت درباره آن نقل شده است. در قرآن کریم نیز آیات متعددى در مورد آن وجود دارد؛ مانند: آیات 43 تا 48 سوره مدّثر که خداوند متعال عده اى از کسانى را که شفاعت شامل حال آنها نمى شود، نام برده است.
همه علماى اسلام (شیعه و سنى) شفاعت را قبول دارند، امّا در بعضى خصوصیات و شرایط آن با یکدیگر اختلاف نظر دارند.[3]
در بحث شفاعت، در قرآن چهار دسته آیات وجود دارد. دسته اى مطلقاً شفاعت را نفى مى کند (چون آیه مورد بحث و آیه 48 بقره) دسته دیگر (زمر، 45؛ سجده، 4) شفاعت را مختص خداوند و دسته سوم (بقره، 255؛ سبأ، 23) شفاعت را مشروط به اذن الهى مى داند و طایفه چهارم، براى شفاعت شوندگان شرایطى ذکر مى کنند (انبیاء، 28؛ مریم، 87). طریقه جمع آیات بدین شکل است که اطلاق دسته اوّل با دسته دوم مقید مى شود، نتیجه اش این است که «هیچ کس نمى تواند شفاعت کند مگر خداوند.» آن گاه این نتیجه با دسته سوم باز هم مقید مى شود و نتیجه آیات چنین مى شود: «هیچ کس نمى تواند شفیع باشد، مگر خداوند یا کسى که او اجازه دهد.»
با توجه به آن چه گفته شد آیاتى که شفاعت را نفى مى کند مقصود شفاعت مستقل از خداوند و در عرض خداوند است و آیاتى که اثبات شفاعت براى غیرخدا مى کند مقصود، شفاعت غیر مستقل است و شفاعت با اذن و اراده خداوند؛ چنان که اسلوب قرآن درباره «توفى» «خلق» «رزق» و دیگر کمالات نیز چنین است.[4]
بنابراین، نظر اکثر علماى اسلام در مسئله «شفاعت» [با توجه به استفاده اى که از ظاهر آیات و احادیث کرده اند]این است: در پرتو شفاعتِ پیامبراکرم(ص) و به پاس احترام و مقام و منزلتى که شفاعت کنندگان واقعى در درگاه الهى دارند، گروهى از گنه کاران [با شرایطى که براى آنها بیان شده است] از عذاب، نجات پیدا کرده، خداوند از تقصیر آنان در مى گذرد؛ از این رو، هر چند ممکن است عده اى از عوام شیعه در مسئله «شفاعت» نظر افراطى داشته باشند، ولى علماى شیعه، «شفاعت» را فقط شامل کسانى مى دانند که شرایط آن را داشته باشند.
و این اعتقاد که تمام کسانى که به خدا ایمان داشته و با رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) دشمنى نداشته باشند، مشمول شفاعت مى گردند، اعتقادى است که از ظاهر آیات قرآن کریم، مانند: (لاَ یشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى)[5] و از روایات استفاده مى شود؛ مانند آن چه رسول اکرم(ص) فرمود: إذا قُمْتُ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ تَشَفَّعْتُ فِى اَصْحابِ الْکَبائِرِ مِنْ اُمّتى فَیشفَعُنى الله فِیهم وَ اللهِ لاتَشَفَّعْتُ فِیمَنْ آذى ذُرِّیتى؛[6] هنگامى که در مقام شفاعت قرار گیرم، براى گناه کاران امتم شفاعت مى کنم و خداوند شفاعت مرا مى پذیرد. به خدا سوگند براى کسانى که ذریه و فرزندان مرا آزار کرده باشند شفاعت نمى کنم.[7]
—————
[1] راغب اصفهانى، مفردات، ماده شفع.
[2] ناصر مکارم شیرازى و همکاران، پیام قرآن، ج 6، ص 520.
[3] براى آگاهى بیشتر ر.ک: جعفر سبحانى، مفاهیم القرآن، ج 4، ص 156 ـ 314؛ جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 8، ص 3 ـ 210؛ جعفر سبحانى، آیین وهابیت و … .
[4] براى کسب آگاهى بیشتر در این باره ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج 1، ص 156 ـ 186 پیروى، 1417 ق و تفسیر نمونه، ج 1، ص 223 ـ 246 (دارالکتب، 1362) و مجمع البیان، ج 1، ص 625 (دارالمعرفه، 1408 ق) و قاموس قرآن، نوشته قرشى، ج 4، ص 48، دارالکتب، 1354 ش و عدل الهى، اثر شهید مطهرى، بخش شفاعت.
[5] انبیاء، آیه 28.
[6] شیخ صدوق، امالى، ص 370.
[7] ر.ک: جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 8، ص 12 ـ 25 و 192 ـ 197؛ ناصر مکارم شیرازى و همکاران، پیام قرآن، ج 2، ص 508 ـ 544.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.