لغات قرآن با حرف کاف
-
لغتنامه قرآن
کُفُواً
ترجمه کُفُواً: همانند و همتا
-
لغتنامه قرآن
کُفُّواْ أَیْدِیَکُمْ
ترجمه کُفُّواْ أَیْدِیَکُمْ: دست نگه دارید – دست خود کوتاه کنید(کلمه کف الایدی – دست نگه داشتن کنایه است از خود داری از جنگ ، چون قتلی که در کارزار اتفاق میافتد به وسیله دست انجام میشود.کلمه کف به معنای…
-
لغتنامه قرآن
کَفُور
ترجمه کَفُور: بسیار ناسپاس-همواره ناسپاس(کلمه کفر در اصل به معنای پوشاندن است برای همین در عبارت ” کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ “به معنای کشاورزان است از این جهت که دانه را در خاک پنهان می کنند و از طرفی…
-
لغتنامه قرآن
کُفُوراً
ترجمه کُفُوراً : کفران – ناسپاسی – پوشاندن – نادیده گرفتن (ازکلمه کفر به معنای پوشاندن است)
-
لغتنامه قرآن
کَفَیٰ
ترجمه کَفَیٰ: کافیست
-
لغتنامه قرآن
کَفَیٰ بِـ
ترجمه کَفَیٰ بِـ: کافیست که
-
لغتنامه قرآن
کَفِیلًا
ترجمه کَفِیلًا : ضامن – کفیل
-
لغتنامه قرآن
کَفَیْنَاکَ
ترجمه کَفَیْنَاکَ : از تو دفع کردیم – از تو باز داشتیم – از تو کوتاه می کنیم(کلمه کف به معنای کف دست آدمی است که آن را باز و بسته میکند ، و معنای کففته این است که من…
-
لغتنامه قرآن
کَفَّیْهِ
ترجمه کَفَّیْهِ: دو کف دستش (در اصل کفین بوده که نون آن به دلیل مضاف واقع شدن حذف شده است)
-
لغتنامه قرآن
کُلِّ
ترجمه کُلِّ: همه – کل (اصل در معنای این کلمه احاطه داشتن است مجموع هر چیزی را هم که کُل میخوانند ، برای این است که به همه اجزا احاطه دارد ، یک فرد سربار جامعه را هم اگر کـَل…
-
لغتنامه قرآن
کُفْرُهُ
ترجمه کُفْرُهُ : کفرش- ناسپاسیش – خدای تعالی ونعمتهای او را انکار کردنش-به دستورات الهی عمل نکردنش (کلمه کفر در اصل به معنای پوشاندن است برای همین در عبارت ” کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ ﭐلْکُفَّارَ نَبَاتُهُ “به معنای کشاورزان است از…
-
لغتنامه قرآن
کَلٌّ
ترجمه کَلٌّ : سربار(معنای عبارت” هو کل علی مولاه “این است که او سربار سرپرست خویش است وبار و عیال کسی است که امورش را تدبیر میکند و او خودش نمیتواند امور خود را تدبیر کند )
-
لغتنامه قرآن
کُفْرُهُمْ
ترجمه کُفْرُهُمْ: کفرشان (کلمه کفر در اصل به معنای پوشاندن است ،در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که کفر در کتاب خدا برپنج قسم است ، اول کفر جحود (انکار) و جحود هم خود ، دو جور…
-
لغتنامه قرآن
کَلَّا
ترجمه کَلَّا : هرگز چنین نیست – حاشا (کلمه کلا به معنای ردع و زیر بار نرفتن است و برای رد و انکار مطالب ما قبل خودش است )