لغات قرآن با حرف تا
-
لغتنامه قرآن
تَزْرَعُونَهُ
ترجمه تَزْرَعُونَهُ: آن را میرویانید و رشد میدهید به حدی که دانه بدهد
-
لغتنامه قرآن
تُسَبِّحُ
ترجمه تُسَبِّحُ : تسبیح می گوید-منزه وعاری از هر عیبی می داند
-
لغتنامه قرآن
تَزْعُمُونَ
ترجمه تَزْعُمُونَ: می پندارید (زعم به معنای مطلق اعتقاد است ، لیکن بیشتر در اعتقاد باطل استعمال شده)
-
لغتنامه قرآن
تَزَکَّیٰ
ترجمه تَزَکَّیٰ : پاک کرد ( از مصدر تزکی به معنی رشد در جهت خیر و برکت است)
-
لغتنامه قرآن
تُزَکِّیهِم
ترجمه تُزَکِّیهِم: پاکشان می کنی
-
لغتنامه قرآن
تَزِلَّ
ترجمه تَزِلَّ : بلغزد
-
لغتنامه قرآن
تَزَوَّدُواْ
ترجمه تَزَوَّدُواْ : توشه بردارید
-
لغتنامه قرآن
تَزُولَ
ترجمه تَزُولَ: که منحرف شود – که زایل شود-که نابود شود-که از جا کنده شود
-
لغتنامه قرآن
تَزُولَا
ترجمه تَزُولَا : که آن دو منحرف شوند – که آن دوزایل شوند-که آن دونابود شوند-که آن دواز جا کنده شوند
-
لغتنامه قرآن
تَزْهَقَ
ترجمه تَزْهَقَ : به سوی هلاکت (بیرون)رود(کلمه زهوق به معنای خروج به سختی ، و اصل آن بطوری که گفتهاند به معنای بیرون آمدن جان و مردن است )
-
لغتنامه قرآن
تَزَیَّلُواْ
ترجمه تَزَیَّلُواْ : جداشوند – متفرق شوند
-
لغتنامه قرآن
تَرَکُوکَ
ترجمه تَرَکُوکَ : تورا رها کردند
-
لغتنامه قرآن
تَرَیِنَّ
ترجمه تَرَیِنَّ : دیدی (مؤنث)
-
لغتنامه قرآن
تَرَکَهُ
ترجمه تَرَکَهُ : آن را به جا گذاشت