لغات قرآن با حرف با
-
لغتنامه قرآن
بَعُدَتْ
ترجمه بَعُدَتْ: دور بود (بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ ﭐلشُّقَّهُ : پیمودن راه طولانی پر مشقت به نظرشان طاقت فرسا آمد)
-
لغتنامه قرآن
بَعْلًا
ترجمه بَعْلًا: بزرگترین ونیرومندترین یک مجموعه-شوهر-زمین بلندتر از زمینهای اطراف-بت بزرگ
-
لغتنامه قرآن
بُعْداً
ترجمه بُعْداً : دوری
-
لغتنامه قرآن
بَعْضُهُمْ
ترجمه بَعْضُهُمْ : بعضی از آنها
-
لغتنامه قرآن
بَعْضُهَا
ترجمه بَعْضُهَا : بعضی از آن (مؤنث)
-
لغتنامه قرآن
بَعْضَهُ
ترجمه بَعْضَهُ: بعضی از آن
-
لغتنامه قرآن
بَعْضُنَا
ترجمه بَعْضُنَا : بعضی ازما
-
لغتنامه قرآن
بَعْضُکُم
ترجمه بَعْضُکُم : بعضی از شما
-
لغتنامه قرآن
بَعَثَنَا
ترجمه بَعَثَنَا: ما را برانگیخت – ما را برپا داشت (بعث : برانگیختن وچیزی را به طرفی سوق دادن)
-
لغتنامه قرآن
بَعْثُکُمْ
ترجمه بَعْثُکُمْ : برانگیخته شدنتان – برپا داشتنتان (بعث : برانگیختن وچیزی را به طرفی سوق دادن)
-
لغتنامه قرآن
بُعْثِرَتْ
ترجمه بُعْثِرَتْ: زیرو رو شد – باطنش ظاهر شد (مؤنث)
-
لغتنامه قرآن
بُعْثِرَ
ترجمه بُعْثِرَ : زیرو رو شد -باطنش ظاهر شد
-
لغتنامه قرآن
بَعْثِ
ترجمه بَعْثِ : برانگیختن- چیزی را به طرفی سوق دادن (بعث : برانگیختن وچیزی را به طرفی سوق دادن)
-
لغتنامه قرآن
بَعَثَ
ترجمه بَعَثَ : برانگیخت- چیزی را به طرفی سوق داد (بعث : برانگیختن وچیزی را به طرفی سوق دادن)