لغات قرآن با حرف حا

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حُلُمَ

    ترجمه حُلُمَ : حِلمها (کنایه از رسیدن به بلوغ ،جمع حِلم به معنی حوصله که ضبط نفس و کنترل طبع است از اینکه دچار هیجان غضب شود )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حُلُّواْ

    ترجمه حُلُّواْ : تزیین شده اند ( مصدر آن تحلیه است و تحلیه به معنای خودآرایی است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حِلْیَهٍ

    ترجمه حِلْیَهٍ : زیور

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حَلِیمٌ

    ترجمه حَلِیمٌ : همیشه بردبار

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حُلِیِّهِمْ

    ترجمه حُلِیِّهِمْ : زیورشان (جمع حلی و آن چیزهایی است که آدمی خود را با آن زینت می‏دهد از قبیل طلا ، نقره و امثال آن )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حم

    ترجمه حم : از حروف مقطعه و رموز قرآن (در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که ” حم ” معنایش ” حمید مجید “است یعنی ستوده صفات و با مجد وعظمت)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حَفِیٌّ

    ترجمه حَفِیٌّ : عالم و با خبر از چیزی ( این کلمه از ماده حفیت فی السؤال : اصرار کردم در پرسش گرفته شده )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حُکْمِهِمْ

    ترجمه حُکْمِهِمْ : حکمشان (حکم:فرمان محکم ونافذ واستوار)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حَفِیظٍ

    ترجمه حَفِیظٍ : همیشه نگهبان-همیشه حافظ(حفظ:ضبط کردن صورت آن چیزی است که برای ما معلوم شده است ، بطوری که هیچ دگرگونی و تغییری در آن پیدا نشود)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حَکِیمُ

    ترجمه حَکِیمُ : همیشه محکم (محکم به معنای چیزی است که طوری درست شده که فساد و شکاف در آن پیدا نمی‏شود) – حکیم یکی از اسمای حسنای الهی و از صفات فعل او است که از محکم کاری او…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حَقُّ

    ترجمه حَقُّ : حق – ثابت – قضائی که خدای تعالی رانده ، و آن را حتمی کرده باشد

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حِلٌّ

    ترجمه حِلٌّ : حلول کننده(حلول به معنای اقامت و استقرار در مکان است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حُقُباً

    ترجمه حُقُباً : مدت نامعلومی از زمان (بعضی هم این کلمه را به چهل ، هفتاد،هشتاد و یا هشتاد و چند سال محدود کرده‏اند )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    حَقَّتْ

    ترجمه حَقَّتْ : محقق و ثابت شد – قضای حتمی رانده شد

دکمه بازگشت به بالا