لغات قرآن با حرف حا
-
لغتنامه قرآن
حِبَالُهُمْ
ترجمه حِبَالُهُمْ : طنابهایشان
-
لغتنامه قرآن
حُجَّهٌ
ترجمه حُجَّهٌ : دلیل (در اصل به معنای قصد بوده و به تلاش برای به کرسی نشاندن مقصد و مدعا نیز اطلاق می گردد)
-
لغتنامه قرآن
حَبَّبَ إِلَیْکُم
ترجمه حَبَّبَ إِلَیْکُم: محبوب شما قرار داد
-
لغتنامه قرآن
حُجَّتُنَا
ترجمه حُجَّتُنَا : دلیل ما(در اصل به معنای قصد بوده و به تلاش برای به کرسی نشاندن مقصد و مدعا نیز اطلاق می گردد)
-
لغتنامه قرآن
حَبَّهٍ
ترجمه حَبَّهٍ : دانه
-
لغتنامه قرآن
حُجَّتُهُمْ
ترجمه حُجَّتُهُمْ : دلیل آنها(در اصل به معنای قصد بوده و به تلاش برای به کرسی نشاندن مقصد و مدعا نیز اطلاق می گردد)
-
لغتنامه قرآن
حَبِطَ
ترجمه حَبِطَ : باطل شد (حبط به معنی باطل شدن وبی تأثیر شدن عمل است به قولی اصلش از حَبَط به معنی پرخوری حیوان است به نحوی که موجب آزاریاهلاکش شود)
-
لغتنامه قرآن
حِجَجٍ
ترجمه حِجَجٍ : حج ها -سالها(چون هرسال شامل یک حج اکبر می گردد)
-
لغتنامه قرآن
حَبِطَتْ
ترجمه حَبِطَتْ : باطل شد (حبط به معنی باطل شدن وبی تأثیر شدن عمل است به قولی اصلش از حَبَط به معنی پرخوری حیوان است به نحوی که موجب آزاریاهلاکش شود)
-
لغتنامه قرآن
حُبُکِ
ترجمه حُبُکِ : حُسن و زینت – خلقت عادلانه
-
لغتنامه قرآن
حَبْلِ
ترجمه حَبْلِ : سببی که تمسک به آن باعث مصونیت و حفظ گردد – ریسمان – طناب(در مورد هر چیزی که نوعی امنیت و عصمت و مصونیت آورد نیزاستعمال میشود)
-
لغتنامه قرآن
حُبِّهِ
ترجمه حُبِّهِ : دوست داشتنش
-
لغتنامه قرآن
حَالَ
ترجمه حَالَ: حائل شد (“حَالَ بَیْنَهُمَا” : میان آن دو فاصله انداخت – میان آن دو حائل شد)
-
لغتنامه قرآن
حَامٍ
ترجمه حَامٍ : شتر نری که آنرا بر ناقهها میجهانیدند (جزء حیواناتی است که اعراب جاهلیت کشتن و خوردن آن را بر خود حرام کرده بودند)