فرزندان امام حسن مجتبی

فرزندان امام حسن علیه السلام

مورخین در تعداد فرزندان پسر و دختر (امام حسن) اختلاف نظر دارند یکى میگوید او هشت پسر و چهار دختر بجاى گذاشت یکى دیگر یازده پسر و پنج دختر را برایش ذکر میکند و برخى نیز بر آنند که او چهارده پسر و هشت دختر از خود بجاى گذارد و دیگر اظهار نظرهایى که تحقیق و دقت در آنها هیچ سودى عایدمان نمی کند.

قاسم بن الحسن
از فرزندان پسر آن حضرت قاسم بن الحسن شهرت یافته که مادرش «رمله» یا «نفیله» است و به همراه عمویش امام حسین در کربلا بشهادت رسید و تاریخ زندگیش با فاجعه هفتاد و دو تن شهداى کربلا، گره خورده است.

عبدالله بن الحسن
دیگرى عبد اللّه بن الحسن است که او نیز در عنفوان جوانى با عمویش، کشته شد.
جوانمردى و بزرگواریش اجازه ‏اش نمیداد که عمویش را که همه اهل کوفه احاطه‏ اش کرده بودند، تنها بگذارد لذا به میدان آمد و جنگید و کشت تا بالاخره کشته شد و گفته شده که حرمله بن کامل او را هدف نیزه خود قرار داد، او در کنار عمویش امام حسین قرار داشت و بر اثر آن، کشته شد پیش از این نیزه ابحر بن کعب با شمشیر دستش را نشانه گرفته و آن را قطع کرده بود و عمویش در آغوشش گرفته بود که نیزه، به سویش آمد.

عبدالله
در مقاتل الطالبیین آمده است که امام حسن فرزندى بنام عبد اللّه هم داشت که کودک بود و وقتى امام حسین از اسبش به زیر افتاد به شتاب، روانه او شد و به سویش دوید، در این حال نیزه‏اى به او اصابت کرد و از پایش در آورد.

زید الابلج
دیگر از فرزندان زید بن الحسن معروف به «زید الابلج» است که مورخین از شرکت وى در واقعه کربلا سخنى بمیان نیاورده‏اند و در برخى روایات آمده که او در سال‏ صد و بیست هجرى و در سن نود سالگى وفات یافت و آنچنان که مورخین توصیفش می کنند مرد نیکوکار و بزرگوارى بود و مردم به هواى نیکیها و احسانش، به سراغش می آمدند و بنا به آنچه در روایت البحار آمده محمد بن بشیر الخارجى طى ابیاتى وى را مدح کرده که دو بیت از آنها چنین است:
– وقتى فرزند مصطفى به جاى بلندى از زمین، وارد شود خشکى آن را می زداید و گیاهانش را سبز می گرداند- زید، در هر زمستان، وقتى باران و ابر نباشد، بهاران مردم است.

همچنانکه دیگر شعرا نیز وى را مورد ستایش قرار داده و از فضل و بزرگى و سجایایش، سخن گفته‏اند؛ از جمله اینان قدامه ابن موسى الجمحى نیز که از جمله در قصیده‏اى آورده است:
– در هر جا که زید قدم گذارد و زمین افتخار پذیراییش پیدا کرد در همانجا، نیکى و خوبى، هستى می یابد.

او همچنانکه المفید در ارشادش یادآور شده، صدقات رسول خدا (ص) را- جمع ‏آورى می کرد و سلیمان بن عبد الملک وى را از آن گرفت و عمر بن عبد العزیز، بازش گرداند و توفیق ابو علم در کتاب خویش اهل البیت بر آنست که او در قاهره نزدیک مسجد القراء، دفن شده است.

حسن انور
از دیگر فرزندان پسر آن حضرت، حسن انور است که شاعر درباره‏ اش می گوید:
اگر ابن زید، مرا دوست شده است اینک من از دوستى او بهره کافى دارم.
او پدر بانو نفیسه که در قاهره مقام معروفى دارد، می باشد. و از فرزندان وى، یحیى المتوج پدر زینب است که در قاهره، همراه عمه خود نفیسه بود و در همین شهر نزدیک قبر عمرو بن العاص، مدفون شده است و از زنان عابد و زاهدى بوده که اهل مصر از هر سوى به زیارت قبرش روانه می شدند تا جایى که الظاهر خلیفه فاطمى پاى پیاده به زیارتش می رفت و احتمالا قبرى که در مصر معروف به قبر زینب است قبر او باشد «1».

المثنى
و دیگر از فرزندان امام، حسن بن حسن معروف به «المثنى» است که با عمویش امام حسین در کارزار کربلا شرکت جست و قهرمانانه جنگید و به رزمش ادامه داد تا اینکه بر اثر زخمهاى بسیارى که برداشته بود، به زمین افتاد و مردم گمان کردند که‏ کشته شده است و آنگاه که در صدد بر آمدند سرش را ببرند معلوم شد که هنوز زنده است در این حال اسماء پسر خارجه الفزارى شفاعتش کرد چون مادر او فزارى بود. اسماء او را مورد معالجه قرار داد و بهبود یافت و با فاطمه دختر امام حسین (ع) ازدواج کرد. بیشتر حسنی هایى که در دوران عباسى علیه ظلم و جور آنان قیام کردند از نوادگان او بشمار می روند.

خاتمه
سادات حسنى که تا به امروز نیز وجود دارند و همچون دیگران به نسب خود افتخار و مباهات می کنند و مانند کسانى که مدعى نسبت داشتن با رسول خدا (ص) هستند و على رغم گذشت هزار و چهار صد سال و بى‏توجهى و زیر پا گذاردن تعالیم اسلام با این نسبت، نان می خورند، به او و برادرش زید بن الحسن، منسوبند که بنظر من نسبت داشتن به رسول خدا (ص) اگر با کار نیکو و دین‏دارى و پایدارى در دین توأم نباشد هیچ ارزشى ندارد و پیامبر (ص) خود به دخترش فاطمه (ع) فرموده بود: بدان که خودت باید کارى کنى و من نزد خدا، بهره‏اى بتو نخواهم رساند.

و سلام و درود خداى بر امام صادق (ع) که فرموده: عشق و دوستى و ولایتم به على خوشایندتر از نسبت من به اوست و سلام خداى بر امام زین العابدین که به طاووس الیمانى که اصرارش داشت به خود رحم کند و با خویشتن مدارا کند و اینهمه با عبادت، خسته‏ اش نسازد و او را به نسبت والایى که به پیامبر خدا (ص) میرسید، ارج میگذارد فرمود: اى طاووس با من از پدرم و جدم و مادرم سخن مگوى بهشت از آن کسى است که خداى را فرمان برد حال اگر برده حبشى هم باشد و دوزخ متعلق به کسى است که نافرمانیش کند حتى اگر سید قریشى باشد.

در دهها مناسبت، ائمه علیهم السلام تأکید داشتند که منتسبین به على و فاطمه (ع) این قدر به نسبت خویش، تکیه نکنند و توضیح میدادند که نسبها، بهره‏اى برایشان به ارمغان نمیآورد آنچنان که بارها در قرآن تأکید شده و هیچ چیز، جاى کار نیکو را نمیگیرد. در کتب مقاتل و نیز در کتب انساب، جز آنچه که یاد کردیم فرزندى براى امام حسن (ع)، ذکر نشده است.

—————–
پی نوشت:
(1) نگاه کنید به کتاب «اهل البیت» نوشته توفیق ابو علم صفحه 544 و پس از آن.

منبع: زندگانى دوازده امام علیهم السلام / نویسنده: هاشم معروف الحسنى / مترجم محمد مقدس‏، تهران‏:امیر کبیر،1382،ج1،صص505-515

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.