لغات قرآن با حرف کاف

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَوَاکِبِ

    ترجمه کَوَاکِبِ : اجرام آسمانی (دو کلمه کواکب و نجم ، همانطور که بر ستارگان و سیارگان اطلاق می‏شود ، بر شهابها نیز اطلاق می‏شود)

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَوْثَرَ

    ترجمه کَوْثَرَ : خیرو خوبی زیادی که هیچ گاه کم نمی شود و رو به افزایش است (کلمه کوثر بر وزن فوعل به معنای چیزی است که شأنش آن است که کثیر باشد ، و کوثر به معنای خیر کثیر…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کُوِّرَتْ

    ترجمه کُوِّرَتْ : درهم پیچیده شد (کلمه تکویر که مصدر فعل کورت است به معنای پیچیدن چیزی ، و به شکل مدور در آوردن آن است ، نظیر پیچیدن عمامه بر سر ، و شاید تکویر خورشید استعاره باشد از…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَوْکَب

    ترجمه کَوْکَب: ستاره – سیّاره – شهاب – جرم آسمانی

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کُونُواْ

    ترجمه کُونُواْ : باشید

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کُونِی

    ترجمه کُونِی : باش (مؤنث حقیقی و مجازی )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَهْفِ

    ترجمه کَهْفِ : غار وسیع و بزرگ

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَهْفِهِمْ

    ترجمه کَهْفِهِمْ: غار وسیع و بزرگشان

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَهْلًا

    ترجمه کَهْلًا: میانسالی (کهل به کسی گفته می‏شود که جوانیش با پیری مخلوط شده و چه بسا گفته باشند کهل کسی است که سنش به سی‏وچهار سال رسیده باشد )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کهیعص

    ترجمه کهیعص : از حروف مقطعه و رموز قرآن ((در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که ” کهیعص ” معنایش این است که” منم کافی و هادی و ولی و عالم و صادق الوعد “و بر همین اساسدعایی…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَیْ

    ترجمه کَیْ : تا

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کُنَّسِ

    ترجمه کُنَّسِ : پنهان شونده ها (جمع کانس ،مصدر کنوس به معنای داخل شدن وحشی‏هایی از قبیل آهو و طیور به درون لانه‏شان می باشد ،الکنس نیز از صفات ستارگان است ، چون هر یک در برج خود کنوس می‏کند…

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَیْدٌ

    ترجمه کَیْدٌ : نقشه کشیدن – حیله کردن-چاره اندیشی(کلمه کید به معنای نوعی حیله زدن است که گاهی ناپسند و گاهی پسندیده است گرچه استعمالش در موارد ناپسند بیشتر است )

  • لغتنامه قرآنبدون تصویر

    کَنُودٌ

    ترجمه کَنُودٌ : بسیارکفران گربسیار ناسپاس – کسی که پیرو هوای نفس و دلداده به لذائذ دنیا است ، و در نتیجه از شکر پروردگارش در مقابل نعمت‏هایی که به او ارزانی داشته غافل است

دکمه بازگشت به بالا