نبوت در قرآن

آیا داستان خطاى حضرت موسى(ع) با عصمت مطلق پیامبران سازگارى ندارد؟

طبق اعتقاد مذهب امامیه، پیامبران الهى باید معصوم باشند، امّا داستان خطاى حضرت موسى(ع) که در سوره طه، آیه 121 و سوره قصص آیه 15 و 16، بیان شده است، با عصمت مطلق پیامبران الهى سازگارى ندارد. با توجه به این که ارتکاب قتل عمد از ناحیه پیامبر الهى بوده است و این تعصب و ملى گرایى و نژادپرستى را مى رساند. لطفاً توضیح دهید.

در زندگى حضرت موسى(ع) مى خوانیم[21] که وى وارد شهر شد. دو نفر را ـ که یکى از بنى اسراییل و دیگرى از فرعونیان بود ـ دید که به شدت مشغول زد و خورد هستند. آن مرد اسراییلى، موسى(ع) را به کمک طلبید. موسى نیز به کمک او شتافت و با زدن مشتى بر سینه مرد قبطى، او نقش بر زمین شد و مرُد. در این موقع، وى چنین گفت: (هـذا مِن عَمَلِ الشَّیطـنِ اِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبین )؛[22] این کار شیطان است، چرا که دشمنى گمراه کننده[ و]آشکار است. بعد خود را ظالم بر خویشتن خواند و سپس از خداوند طلب مغفرت کرد و گفت: (رَبِّ اِنّى ظَـلَمتُ نَفسى فَاغفِر لى …)[23] پروردگارا! من بر خویشتن ستم کردم، مرا ببخش … .
حال این جمله ها چگونه با عصمت آن حضرت سازگار است؟!
در پاسخ، با توجه به آیات قرآن، نکاتى قابل ذکر است:
1. حضرت موسى(ع) مشت خود را به قصد کشتن بر آن فرد نزد، ولى با ضربه آن حضرت، کشته شد، پس قتل غیرعمد بوده و کشته شدن او نیز جایز بود و هیچ گونه تعصب و نژادپرستى در کار نبوده، چون آن مرد قبطى کافر و مشرک بود و کشتن چنین شخصى در وقت مقاتله با مؤمن و دفاع از مظلوم جایز است.
2. درباره جمله (هذا مِنْ عَمَلِ الشَّیطـنِ) دو احتمال وجود دارد:
الف) لفظ «هذا» اشاره به نزاع دو طرف و کشمکش آن دو، و سرانجامِ عمل مقتول است که بر اثر زورگویى بر یک فرد از بنى اسراییل، مقدمات قتل خود را فراهم آورد و اگر معترض بنى اسراییلى نمى شد، دچار چنین سرنوشتى نمى گشت.
ب) لفظ «هذا» اشاره به خود مقتول باشد زیرا مرد قبطى از افراد فرعون و در واقع از جنود شیطان بود.[24]
درباره نسبت دادن ظلم به خود نیز باید توجه کرد که ورود حضرت موسى(ع) در آن شرایط و در آن شهر در غیر موقع و موضع خود بود و مفهوم ظلم هم همین است (وَضْعُ شَىْء فى غَیرِ مَوْضَعِهِ).
امام رضا(ع) در پاسخ همین سؤال به مأمون فرمود: آن مشت سختى که موسى بر آن دشمن کوبید به فرمان خدا بود، امّا این که گفت: این از عمل شیطان است، اشاره به نبردى بود که میان آن دو نفر واقع شد، نه کارى که خودش انجام داد. پس، کار آنان شیطانى بود و شیطان، دشمن گمراه کننده آشکار و بزرگى است.
مأمون پرسید: پس معناى این جمله که موسى گفت: (قالَ رَبِّ اِنّى ظَـلَمتُ نَفسى فَاغفِر لى … )[25] چیست؟ امام رضا(ع) فرمود: حضرت موسى مى گوید: من خودم را جایى قرار دادم که نمى بایست قرار مى دادم، چون وارد این شهر (مصر) شدم، پس خدایا مرا ببخش.[26]
—————
[21] سوره هاى قصص، 14 ـ 17 و شعراء، 18 ـ 20.
[22] قصص، آیه 15.
[23] قصص، آیه 16.
[24] ر.ک: جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 5، ص 67 ـ 116 و بحارالانوار، ج 13، ص 33 و 34.
[25] قصص، آیه 16.
[26] بحارالانوار، ج 11، ص 80 و عبدالله جوادى آملى، وحى و نبوت در قرآن، ج 3، ص 254.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا