مرور رده

فرهنگ واژگان

حُرُم

معنای واژه حُرُم: جمع حرام، مقصود کسى است که مُحرم براى حج یا عمره است (غیر محلّی الصّید وأنتم حرم). (مائده 1)

بَلس

معنای واژه بَلس: اِبلاس: یأس، اندوه و غمى که به شدت به انسان روى می ‏آورد. واژه (ابلیس) نیز از این کلمه میباشد (یبلس المجرمون). (روم 12)

جائر

جور: ستم کردن. معنای واژه جائر: منحرف از حق (وعلى اللّه قصد السبیل ومنها جائر) (نحل 9).

امام

معنای واژه امام: کسى است که به پیشوایى او در قول و فعل اقتداء میشود چه حق و چه باطل (یوم ندعوا کل اناس بامامهم). (اسراء 71)

اَوْب

معنای واژه اَوْب: بازگشت کردن (لِلْطَّاغِینَ مَآبًا). (نباً 22) * اوب فقط در باره موجودى است که با اراده است اما رجوع در باره موجود بااراده و بیاراده هر دو اطلاق میشود.