وحى چیست؟

وحى چیست؟

کلمه «وحى» و مشتقات آن در لغت به معانى متعددى آمده است، که همه آن معانى در دو چیز مشترکند: آگاهى پنهانى و آگاهى سریع و فورى.
در قرآن کریم کلمه وحى و مشتقات آن 86 بار به کار رفته است. البته مفاهیم دیگرى که مفهوم وحى از آنها استفاده مى شود، در قرآن آمده است؛ مانند: روح،[1]تکلیم،[2] القاء،[3] انزال،[4] تنزیل.[5]
در قرآن کریم واژه وحى به چند معنا به کار رفته است:
1. اعمال تکوینى موجودات؛ یعنى قوانین و احکامى که در نهاد یکایک موجودات نهاده شده است و آنها طبق آن قوانین به وظایف تکوینى خود عمل مى کنند. (… واَوحى فى کُلِّ سَماء اَمرَها)؛[6] … و وظیفه هر آسمانى را بر عهده آن نهاد.
2. فرمان خدا به فرشتگان؛ (اِذ یوحى رَبُّکَ اِلَى المَلَـئِکَهِ اَنّى مَعَکُم)؛[7] هنگامى که پروردگارت به فرشتگان وحى کرد که من با شما هستم.
3. درک غریزى: فعالیت هاى غریزى حشرات را قرآن وحى مى نامد. (واَوحى رَبُّکَ اِلَى النَّحل …)؛[8] پروردگار تو به زنبور عسل وحى کرد … .
4. الهام؛ القائات قلبى که از ناحیه خداوند به برخى بندگان مى شود، قرآن وحى مى نامد … (واَوحَینا اِلى اُمِّ موسى …)؛[9] به قلب مادر موسى الهام کردیم … . (واِذ اَوحَیتُ اِلَى الحَوَارِیّین …)؛[10] و هنگامى که به حواریون وحى کردیم … .
5. اشاره سریع؛ (فَخَرَجَ عَلى قَومِهِ مِنَ المِحرابِ فَاَوحى اِلَیهِم اَن سَبِّحوا بُکرَهً وعَشیـّا )؛[11]پس [زکریا]با قومش از محراب بیرون آمد و با اشاره سریع و مرموز به آنان فهماند که در صبح و شام خدا را تسبیح کنند.
6. وسوسه هاى شیطان؛ (وکَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِىّ عَدُوًّا شَیـطینَ الاِنسِ والجِنِّ یوحى بَعضُهُم اِلى بَعض زُخرُفَ القَولِ غُرورًا )؛[12] و این چنین در برابر هر پیامبرى دشمنى از شیطان هایى از انس و جن را قرار دادیم و سخنان فریبنده و پوچ را براى فریفتن مردم به طور سرّى به یک دیگر مى گفتند.
7. ارتباط پیامبر با خدا؛ فرمانى که پیامبران بزرگ از سوى خدا براى به رشد و کمال رساندن انسان ها دریافت مى کنند، قرآن وحى مى نامد. به این نوع وحى، وحى رسالى مى گویند. (فَاَوُحى اِلى عَبْدِه ما اَوْحى)؛[13] پس وحى کرد به بنده اش آن چه را که باید وحى مى کرد.[14]
هنگامى که در بحث نبوت از وحى سخن به میان مى آید، معناى اخیر مراد است و وحى در اصطلاح همین معناى اخیر است.
—————
[1] شورا، آیه 52.
[2] نساء، آیه 164.
[3] مزمل، آیه 5.
[4] بقره، آیه 4.
[5] سجده، آیه 2.
[6] فصلت، آیه 12.
[7] انفال، آیه 12.
[8] نحل، آیه 68.
[9] قصص، آیه 7.
[10] مائده، آیه 111.
[11] مریم، آیه 11.
[12] انعام، آیه 112.
[13] نجم، آیه 10.
[14] عبدالله نصرى، مبانى رسالت انبیا در قرآن، ص 186 ـ 190 و محمود رامیار، تاریخ قرآن، ص 77 ـ 90.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.